تبليغاتX
دستمو محکمتر بگیر آقاجونم



سلام

 

به به

چه روز شادیه امروز

28 اسفند 87 - حرم خوشگل و ناز حضرت معصومه (س)

آقای عزیزم:

خیلی خیلی تبریک عرض میکنم ولادت خواهر عاشق و فداکار و  شما رو در این روز فرخنده و مبارک

دختر خانمای  روز دختران رو هم به شما تبریک میگیم٬ انشاالله هدیه حقیقیتون رو از خود خانم دریافت کنین ...


شناسنامه حضرت فاطمه معصومه علیها السلام

نام مقدس: ‌فاطمه كبری

لقب شریف: ‌معصومه علیهاالسلام

پدر بزرگوارش: ‌حضرت موسی بن جعفر علیه‌السلام

مادر گرامی اش: حضرت نجمه خاتون

ولادت با سعادت: ‌اول ذیقعده الحرام 173 هـ.ق

محل ولادت: ‌مدینه منوّره

ورود به قم: 23 ربیع‌المولود 201 هـ.ق

هدف از مسافرت: ‌دیدار برادر خود ‌علی بن موسی الرضا علیه‌السلام كه در خراسان بود.

رحلت یا شهادت جانگداز: دهم ربیع‌الثانی 201 هـ.ق (بنا به قول معتبر)

سنّ مبارك: 28 سال

محل عبادتش در قم: بیت‌النّور (واقع در میدان میر «قم»)

پاداش زیارت آن حضرت: بهشت برین


آقاجون و خواهر عزیزشون٬ هر دو از یک مادر که همون حضرت نجمه باشن متولد شدن.

حضرت نجمه هم در زمان خود٬ بی شک بهترین بانوی روی زمین بودن که این قابلیت رو داشتن که بذر آسمانی هشتمین پیشوای شیعیان رو در جان پاکشون پرورش بدن.

و جالبه بدونین که ایشون در طول زندگی با حضرت امام موسی کاظم (ع) تنها همین دو فرزند رو به دنیا آوردن و اونم چه فرزندایی!

قابل ذکره که آقاجون ۲۵ سال از حضرت معصومه (س) بزرگترن.


این مطالبی که بالا خوندین٬ صرفا یه سری اطلاعات آماری بود که به سمع! و نظرتون رسید که دونستنشون مفید و لازم و البته هرگز کافی نیست.

چیزی که مهمه این وسط اینه که چرا ایشون رو "زینب آقاجون" میدونن؟

مگه چی کار کردن تو زندگی که ایشونو همانند حضرت زینب (س)ی که رنج اون همه سختی و مصیبت و اسارت رو به جان خریده و تازه بعدش گفتن "ما رایت الا جمیلا" میدونن؟

قطعا اینکه این بزرگوار فرزند هفتمین و خواهر هشتمین امام معصوم شیعیان بودن به تنهایی کافی نیست٬ کما اینکه پسر حضرت نوح هم به هر حال فرزند پیامبری اولوالعزم بود!! ولی به گواه تاریخ یکی از فاسقترین افراد زمان خودش بوده.

بیاین با مطالعه سیره و روش زندگی این خواهر عزیز و فداکار و به طور کلی تمامی بزرگان دینیمون٬ درس بگیریم و با اراده ای فولادین در کلاس زندگی از این درسا استفاده عملی کنیم تا به هنگام امتحانات الهی سربلند و پیروز مراحل رو پشت سر بذاریم ...

 

مجددا این روز عزیز رو به همه شما خوبان تبریک عرض میکنیم  و در پایان توجهتون رو به چند حدیث از پیامبر مهربانیها در مورد دخترای  جلب میکنیم:

وقتي باور غالب جامعه، «زن» را مايه عار ميدانست و از «دختر» نفرت داشت و حتى آن را زنده به گور ميساخت؛ در چنين محيطي، «اسلام» جايگاه انسانى زن را احياء کرده و او را ريحانه؛ يعني شاخه گلى ظريف مينامد. يکى از ارمغانهاى زيباي پيامبر، شخصيت دادن به دختر و زن ميباشد. بدان حد که پيامبر(ص) ميفرمود :

ـ بهترين فرزندان شما، دخترانتان مي‌باشند.

ـ از خوش قدمى زن، اين است که نخستين فرزندش دختر باشد.

و چون به نبى خاتم بشارت دختر ميدادند، مي‌فرمود:

گلي است که خدا، روزيش مي‌دهد و تامين او با خداست.

بر خود بباليد و از آن دسته دخترانى باشيد که پيامبر درباره  ي ايشان فرمود:

چه خوب فرزندانى اند دختران محجوب!


پی نوشت:

۱) دلم قم میخواد الان

۲) دلم حرم آقاجون میخواد الان

۳) دلم کربلا میخواد الان

۴) دلم دمشق میخواد الان

۵) دلم دیگه چی میخواد؟؟؟:دی

۶) تو کل عمرم ۴ بار به زیارت این بانو مشرف شدم٬ ۲ بار چند سال پیش و خانوادگی٬ ۱ بار آخرین روز پارسال وقتی از "سفر عشق" یا همون راهیان نور٬ برمیگشتیم. آخرین بارم خرداد ماه امسال که تنهایی رفتم.

 ۷) یا باب الحوائج ...

بعداز تبریک به مناسبت ولادت گل دخترتون٬ ازتون میخوام حوائج همه دوستداران و عاشقانتون رو برآورده کنین. مریضا ٬ حاجتمندا٬ مشکلات معنوی و مادی مردم ...

شمایین که آبرو دارین پیش خدا ...

۸) آقاجون ...

دوسِت دارم عزیزم

دوست دارم آقای خوبم ...


نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388 توسط غلام آقاجون
سلام

و از امروز به مناسبت میلاد مسعود و مبارک آقاجون این وبلاگ و وبنوشته و دلنوشته٬ که تمام حقوق مادی و معنویش به نام آقاجون سند خورده با آدرس:

www.aghajoon.ir

قابل دسترسی برای همه عزیزان میباشد.


۱) از دوست عزیزم نیما جان و پسرعموی عزیزشون خیلی خیلی تشکر میکنم. نیما جان زحماتت غیر قابل جبران داره میشه ها!

۲) غروب دلگیر جمعه ...

۳) اللهم عجل لولیک الفرج


نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و چهارم مهر 1388 توسط غلام آقاجون
آقاجون عزیزم سلام

شهادت بابابزرگتون٬ رئیس مذهب تشیع٬ حضرت امام جعفر صادق (ع) رو خدمت شما و آقا امام زمان (عج) تسلیت عرض میکنم.

خدا کنه بتونم امشب واسه عرض تسلیت خدمتتون برسم ...

 

دوستان عزیز سلام

شهادت ششمین امام و پیشوامون رو به خودمون و همه شیعیان عزیز تسلیت عرض میکنم.

 

تلویزیون بقیع رو نشون میداد ...

میخوایم یه مقایسه کوچیک داشته باشیم

بقیع یه جاییه مثه حرم آقاجونی

امام معصوم دفن هستن اونجا

کلی انسان خوشبخت اونجا دفن شدن

کبوترای خیلی خوشگلی دارن

حتی پنجره هاشون مثه همه با تفاوتای کوچولو: پنجره های بقیع٬ پنجره فولاد ...

اما ...

هاااااااااا گرفتی چی میخوام بگم ...

آه خدا ...

 

یه مدینه یه بقیع

یه بقیع و یه امام

یه امام و یه مزار

خاکی و بی سایبون

که دلا رو کرده خون

نه حرم نه رواقی

نه یه شمعی و نه چراغی

نه یه خادم

نه یه زائر

که روی خاکش بریزه آب

میسوزونه قبرشو آفتاب

یعنی میشه یه روز بیاد که یه سنگ قبر براش بذاریم ...

آخر برات یه گنبد طلا میسازیم

حرم مثه حرم امام رضا میسازیم

ادامه پست گذشته:

...

صاحب اینجا٬ اول و آخر آقاجونه

اینجا جای هر کسیه که دلش٬ قلبش٬ ولو برای ۱ بار به عشق آقاجون تپیده باشه

اینجا جاییه که دعوت نامه میخواد واسه وارد شدن

اذن دخول داره

دعوت نامه و اذن دخولش هم عشق به آقاس ...


پی نوشت:

۱) ب ق ی ع جانم٬ چه کنم که لیاقت حضور و در کنار تو و با تو بودن رو ندارم هنوز ...

۲) آقاجونم٬ لیاقت حضور در بهشت شما رو هم ندارم اصلا٬ هر چی بوده لطف و کرم شما عزیز بزرگوارم بوده

۳) خدا کنه ادعای عاشقی که میکنیم٬ ادعایی پوچ و بی پایه و اساس نباشه و این عشق رو واقعا در عمل هم نشون بدیم

۴) ۲۱ مهر ۸۷ ... ۲۱ مهر ۸۸ ــــــــــــــــــــــــ ولادت ... شهادت

۵) امام رضا (ع) فرمودند: « هر کس به زیارت من بیاید، روز قیامت در سه مرحله ( میزان، عبور از پل صراط و هنگام دریافت نامۀ اعمال ) او را نجات می دهم »

۶) دارم یه نوحه واسه شهادت امام جعفر صادق (ع) از حاج محمود کریمی گوش میدم. از اینجا میتونین چند تا نوحه دانلود کنین.

۷) امام صادق (ع):

مَن عَرَفَ اللهَ خافَ اللهَ و مَن خافَ اللهَ سَخَت نَفسَهُ عَنِ الدُّنیا

هر که خدا رابشناسد ترس او در دلش می افتد و هر از خدا ترسان باشد نفسش از دنیا باز می ماند.  
 
(جهاد النفس، ص 83)
۸) سلام بر غریب بقیع٬ سلام بر غریب کربلا٬ سلام بر غریب طوس ...

نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و یکم مهر 1388 توسط غلام آقاجون
سلام

بله

۱ سال گذشت ...

 

۲۱ مهر ۸۷:

"

به نام حضرت دوست       که هرچه داریم از از اوست

سلام!

دوستان و همراهان عزیز سلام

والا نمیدونم طوفان حوادث قراره این وبلاگو به کجا هدایت کنه٬ فقط از همتون میخوام که واسش دعا کنین تا به سلامت به سرمنزل مقصودش برسه!

چند توضیحُ نکته کوچیک راجع به وبلاگ:

-میخوام یه کم نوشتن یاد بگیرم

-دوست دارم چندتا از عکسهایی که تا به حال گرفتمُ اینجا قرار بدم

-استفاده از تجربیات شما عزیزان در همه زمینه ها

 

امیدوارم اینجا٬ با حضور شما دوستان یه فضای صمیمی و دوستانه٬ به دور از حاشیه! داشته باشیم. "

 

۱ سال گذشت از اولین پست اینجا

 

راستش اون اوایل اصلا نمیدونستم قراره چی پیش بیاد اینجا

هیچ تصویر ذهنی خاصی برای آینده ی اینجا نداشتم

 

اما...

 گذشت و گذشت و گذشت

تا به خودمون اومدیم دیدم٬ یک دل نه٬ صد دل عاشق امام خوبیها شدیم ...

اما قصه ی عشق من و آقاجون از کجا شروع شد؟

از اون جا که چند بار به نیابت بقیه راه افتادم و رفتم زیارت

به این شکل که همین که پامو از در خونه بیرون میذاشتم٬ نیت میکردم که از همین الان من جای اون عاشق دلباخته ام که خودشو از آقا دور میدونه (البته دوری فیزیکی٬ و الا در واقع اونا از من نزدیکتر بودن به آقاجون از نظر قلبی).

سعی میکردم تو راه فقط به آقاجون فکر کنم٬ ذکر بگم٬ صلوات بفرستم

سعی میکردم حس کسی رو داشته باشم که خیلی وقته آقا رو ندیده از نزدیک

اون حس و شور و حال و هوا رو داشته باشم

انصافا خیلیم هیجانی میشدم مخصوصا با نزدیکتر شدن به حرم آقاجون ...

آه ...

وقتی برمیگشتم٬ مو به مو همه چی رو تعریف میکردم و سعی میکردم لحظه ای و حس و حالی رو از قلم نندازم. همه حرفا٬ درد دلا٬ اشکا و ... رو تعریف میکردم از زبون خودشون

از جهت اینکه شاید راضی نباشن از هیچ عزیزی نام نمیبرم

 

ذکر این نکته رو همین الان و همین جا خیلی ضروری میدونم:

فکر خودمو هم یه مدت مشغول کرده بود٬ ضمن اینکه واسه بعضی دوستان هم ممکنه این حس پیش بیاد که من واسه ریا یه سری حرفا رو میگم اینجا. میگم فکر خودمو هم مشغول کرده بود از این بابته که خدایا نکنه این که مینویسم امشب میرم حرم یا فلان شب پیش آقاجون بودم یا مثلا این جمله که شما حرم بودین و زیارت کردین٬ ریا محسوب بشه. اما بعد به این یقین رسیدم که نه٬ ریا نیست٬ چرا که هدفم ریا نبوده٬ نشون دادن خودم جلو بقیه نبوده (شاید ۰.۰۱٪ احتمال داشته باشه که ریا هم قاطی شده! اما واقعا الان حضور ذهن ندارم).

هدفم از گفتن و تعریف لحظات عاشقانه ی همراه با آقاجون این بوده و هست و خواهد بود که شاید دلی٬ حتی برای لحظه ای٬ هوایی شه٬ پر بکشه و بیاد تو صحن و سرای ملکوتی آقا امام رضا (ع) و هیچ چیز برای من با ارزشتر از اون لحظه نیست ...

 

حالا اینجا شده برام محل یه سری حرفا با خدا و آقاجون

همه حرفا گفتنی نیس

بعضیا رو باید حس کرد٬ با همه وجود  ...


برکات خیلی خیلی زیادی برام داشته این وبلاگ

بهترین و مهمترینش بعد عشق به آقا٬ یافتن دوستانی نازکتر از برگ گل و لطیفتر از شبنم بوده

خداوند منان رو شاکرم که از لحاظ اخلاقی و اعتقادی رشد داشتم در این مدت یک سال

البته اصلا راضی نیستم ولی وقتی با قبل خودمو مقایسه میکنم ...


این وبلاگ رو من متعلق به آقاجون میدونم و خودمو تنها یه نویسنده ی خیلی کوچیک که با اجازه ایشون گاهی چند خطی میام و مینویسم و نه صاحب اینجا


پی نوشت:

ادامه دارد ...


نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیستم مهر 1388 توسط غلام آقاجون
سلام همراهان عزیز

اول از همه:

آقاجون عزیزم٬ ۱۵ شوال٬ سالروز رحلت برادر عزیزتون٬ حضرت عبدالعظیم حسنی (ع)٬ رو به شما و همه شیعیان تسلیت عرض میکنم.


۱۰ تا ۱۷ شوال میدونین چه هفته ایه؟

میدونم نمیدونین! چون خودمم نمیدونستم٬ تا امروز که رفتم پیش آقاجون و یه پارچه نوشته دیدم با این مضمون که:

۱۰ تا ۱۷ شوال٬ هفته شکرگذاری از نعمت خدمت در بارگاه آقا امام رضا (ع)٬ بر خدام عزیز مبارک!

خدام عزیز٬ اولا که خوش به حالتون٬ دوما که مبارکتون٬ سوما بازم خوش به حالتون!

 

میشه کنج حرمت گوشه قلب من باشه؟             میشه قلب منُ مثله گنبدت طلا کنی؟ 

میشه کنج حرمت گوشه قلب من باشه؟میشه قلب منو مثله گنبدت طلا کنی؟

 

پنجره فولاد رضا برات کربلا میده            هر کی که کربلا میره از حرم رضا میره


۱)

۲) ۲ روز گذشته خیلی بهم سخت گذشت الکی اما یه حُسنی داشت که به سختیش می ارزید:

خدایا ...

صبری جمیل عطا کن تا بتوانیم در برابر همه سختیها و مشکلات تاب بیاوریم و بیتابی نکنیم

ما را به مقام رضا برسان تا در هر شرایطی راضی باشیم و شکر تو یگانه محبوب را به جا آوریم

کاری کن تا الهی و ربی من لی غیرک را با همه وجود درک و با همه وجود نیز فریاد بزنیم

۳) وقتی صبر کنی به هر چیزی که بی تابت کرده٬ طعم شیرینی رو میچشی که به هیچ طریق دیگه ای اون احساس بهت دس نمیده

۴) آرامش کامل ...

رو سجاده ت دراز بکشی و با معشوقت از عشق بگی و از عشق بشنوی ...

۵) یا انیس من لا انیس له ...


نوشته شده در تاريخ یکشنبه دوازدهم مهر 1388 توسط غلام آقاجون

سلام عزیزانم

امشب ...

یه بار دیگه

البته اگه سعادت حضور رو به این حقیر نالایق عطا کنند٬ میرم و نائب الزیاره همه شما دوستان عزیزم میشم

*البته دیروزم قاچاقی رفتم!!:دی

ورودی حرم که میرسم ...

نیت میکنم

خدایا

آقاجونم

این بنده ی حقیر و عاصی که سر تا پاش رو گناه پوشونده و سنگینی بار کارای زشتش کمرشو شکسته٬ به نیت عاشقان واقعی و دلسوختگان حقیقی شما اذن دخول میطلبه:

آقای من اجازه میدهید داخل شوم؟

ای فرشتگان مقرب اجازه وارد شدن میدهید؟

اذن دخول - باب الجواد

یه مرتبه با صدایی گرم و مهربون که از درونت میشنوی به خودت میای ...

وارد شو بنده ی خدا

خوش آمدی ...

 

مهم نیست از کدوم ورودی٬ اما به محض اینکه از بازرسی رد شین٬ گنبد جلو چشمتونه ...

اشک تو چشمت حلقه میزنه و ...

السلام علیک یا انیس النفوس ...

سلام بر تو ای محرم رازم

سلام بر تو ای همدم روح و جانم

آقای من

مولای من

آمده ام تا با تو سخن بگویم

از ناگفته های درونم

از حرفهایی که توان بازگو کردنشان را به هیچ کس ندارم٬ مگر شما

از دغدغه های درونم که کسی جز خدا و شما از آنها با خبر نیست

پنجره ی فولادت آرزومه ...

آمده ام ...

تا باز هم از ته جان فریاد برآورم که:

الهی العفو

خدایا مرا ببخش

خدایا به واسطه این امام مهربان ببخش

آقاجون٬ جان جوادت شفاعتم رو پیش خدا بکن ...

قول میدم در جهت اصلاحم گام بردارم

قول میدم موجبات رنجش خاطر شما رو فراهم نکنم

قول میدم غلام خوبی باشم براتون

قول میدم ...


پی نوشت:

۱) بشتابید٬ بشتابید٬ تنها ۲۹ روز دیگر باقیست ... !

۲) کاش از ماه رمضون بیشتر ...! :-(

۳) السلام علیک یا اباعبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک ...

۴) میشه یه روز بیام تو بین الحرمینت اربابم؟ ...

۵)

میشه کنج حرمت گوشه ی قلب من باشه؟ ...

میشه قلب منُ مثه گنبدت طلا کنی؟ ...

السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا ...


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه نهم مهر 1388 توسط غلام آقاجون
سلام عزیزان

انشاالله که خوب و خوشین

آغاز سال تحصیلی جدید رو به همه تبریک میگم٬ چون تقریبا همه مردم جامعه به نوعی باهاش درگیرن

چه محصلین٬ چه مدرسین و چه خانواده هاشون!

 


هفته دفاع مقدس چند روزی هست که شروع شده

چند تا سوال میپرسم٬ هر کسی با مراجعه به درون و وجدانش به خودش جواب بده

- از دفاع واقعا مقدس و جنگ واقعا تحمیلی چی میدونیم؟

خیلی کاری به آمار و ارقام و جزئیات جنگ ندارما٬ چون این چیزا خیلی به کار ما نمیاد الان

- از شهدا و زندگی اونا چی میدونیم؟

- به نظرتون شهدا و جانبازان و آزادگان و به طور کل همه رزمنده هایی که صادقانه و از روی میل خودشون به جبهه رفتن چه اهداف و ویژگیهایی داشتن؟ چه شباهتها و تفاوتهایی بین خودتون و اونا میبینین؟

- فکر میکنین اونا چقدر به اهدافشون رسیدن؟

- اگه الان یکی از شهدا پیشتون باشه چی بهتون میگه؟

و در نهایت خودتون رو برای لحظاتی جای خانواده (همسر، فرزند، پدر٬ مادر٬ خواهر٬ برادر) شهدا بذارین ...


پی نوشت:

1) الان یه بنده ی خدا مهمانسرای حضرته ...  خوش به حالشون

2) آقاجون ممنونم که ...

3) جای مخصوص واسه دعای کمیل: صحن انقلاب، جلوی پنجره ی فولاد ...

4) عکسامو همیشه تو پیکاسا آپلود میکردم، اونجا رو هم فیلتر کردن!!!! باور نمیشه! باید نقل مکان کنم به ی جای دیگه از ناچاری!

5) اگه بارونی شدین بر بیابونای خشک و بی آب و علف هم ببارین!

6) آقاجون محتاج دعاتیم ...


سالروز تخریب قبور بی ضریح و بی گنبد و بی زائر و بی خادم و ... ائمه ی

ب ق ی ع

بر حجت خدا روی زمین٬ آقا امام زمان (عج)٬ و تمامی شیعیان تسلیت باد


نوشته شده در تاريخ شنبه چهارم مهر 1388 توسط غلام آقاجون

السلام علیک یا
شمس الشموس ...
گالری تصاویر