تبليغاتX
تنهام نذار آقا ...
پنجره اي رو به حرم آقاي مهربانيها ...
سلام


چقدر زود گذشت این 1 هفته ی رویاییم ...

چه سفری بود

خدایا شکرت


سال جدید رو از طرف آقاجون عزیز و مهربونمون و خودِ حقیرم، غلام آقاجون، به همه شما عزیزان تبریک و تهنیت میگم.

امیدواریم و دعا میکنیم همه سالی پر از خیر و برکت و شادی و سرور همراه با ظهور یگانه منجی عالم بشریت، حضرت مهدی موعود (عج) را در 89، تجربه کنیم.

به امید ظهور ...


پی نوشت:

1) عکسای سری دوم سفر عشق، طلبتون

2) دعا کنین به نمایندگی از همه شما خوبان، بتونم سال 89 رو حداقل در اطراف حرم زیبا، نورانی و ملکوتی آقا امام رضا (ع) آغاز کنم

3) هنگام تحویل سال، واسه همه ی چیزا و همه ی افراد، دعا کنین

4) بنده اعلام میکنم از هیچ احدالناسی چیزی به دل ندارم و حتی از خودم هم راضیم! (بعد از مدتها!)

5) امیدوارم اگر دلی شکستم، اون دلشکسته، ازم راضی باشه و حلالم کنه و یقین داشته باشه هرگز قصد شکستن دلشو نداشتم (هم افراد خاصی مدنظرمه، هم کلی گفتم!)

6) از 2 فروردین هم عازم سفریم به امید خدا، تا انتهای تعطیلات احتمالا، پس اگه تو این چند روز اینجا خبری نبود، نگران نشین (حالا کی نگران میشه بگو!!:دی)

 یا مقلب القلوب و الابصار

یا مــــدبر اللیــــــل و النـــــــــهار

یا محـــــول الحـــــــــــول و الاحــــــــــوال

حـــــــــــــول حـــــــالنــا الـــی احســــن الحــــــــال

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم اسفند 1388ساعت 15:54  توسط غلام آقاجون  | 

بسم رب شهدا و الصدیقین


سلام


چیــــــــــــــــــــــه؟؟ چرا اینطوری نگام میکنی؟؟؟ مگه حرف بدی گفتم خب؟؟؟؟

خب بالاخره کاره دیگه! زد و ما هم ...


انشاالله فردا یعنی 5شنبه (20 اسفندماه 88) عازم سرزمین نور و مناطق عملیاتی جنوب کشوریم.

به یاد پارسال و خاطره هاش ...











پی نوشت:

1) انشاالله برمیگردم و یه سفرنامه دیگه مینوسم (به شرطها و شروطها!)

2) آقاجون، دارم میرم اولین قدمگاه شما تو این دیار، شلمچه، جایی که تعداد شهدای خراسانی و مشهدی، از همه جا بیشتره

به حرمت خون پاک اون شهدا، حلالم میکنی؟ ...

3) امشب، شب قبل رفتن، میام به دیدنت، خیلی دوس دارم خودم بیام، تنهای تنها، اما ...

اما بازم میترسم راهم ندی

4) اینم مجموعه تمام عکسا با حجم 6.5 مگابایت: سفر عشق


دوستان و همراهان عزیز

بدیامو، بیمعرفتیامو، شوخیامو، حرفامو، رفتارامو و ...

به بزرگی خودتون ... لطفا ببخشید 

به یاد همه تون هستم همیشه و همه جا

:)

:*

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم اسفند 1388ساعت 6:57  توسط غلام آقاجون  | 

سلام دوستان


اگه شمام با کاروان "عاشقان آقاجون" همراهین، 14 گل صلوات نذر یوسف زهرا کنین و راهی دیار عشق و عاشقی، حرم آقاجون شین


پی نوشت:

1) صُبای جمعه یه لطافت خاصی داره حرمِت

2) وای! "دوکوهه" جان! دارم حسِت میکنم! با همه ی وجود ...

3) کی میدونه هفته بعد این وقتا کجاییم؟؟ آخه 5شنبه حرکته ...

4) به یاد سال گذشته: "سفر عشق" ...

5)

در پای قدمگاه تو جان میگیرم          چون اشک به سویت جریان میگیرم

با پیچـــک سبز کاشی ایوانت          می رویم و راه آســـــــــمان میگیرم



+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم اسفند 1388ساعت 6:16  توسط غلام آقاجون  | 

آقاجون:

سلام شیعیان و عاشقان و زائران عزیز

عیدتان مبارک  ...

انشاالله قدر ما را بیش از پیش بدانید ...


غلام:

سلام عزیزان

عیدتون مبارک

کاش به قولامون عمل کنیم

و نزنیم زیرشون


پی نوشت:

۱) ساعت تقریبا ۱۲ شبه٬ بریم فوتبال!

۲) التماس دعا برای ...

 

 

کاش بدونی (بدونم) چقد دوست دارم ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اسفند 1388ساعت 23:19  توسط غلام آقاجون  | 

سلام

:((

هیچ حرفی نمیزنم

تا زمانیکه داداش گل من که بابای صبا جون باشن٬ خودش تو سایت صبای عزیزمون٬ همه چیزایی که این مدت اتفاق افتاده رو توضیح بدن


پی نوشت:

۱) یا امام رضا

۲) یا جوادالائمه

۳) یا زهرا

۴) یا صاحب الزماااااااااااااااااااااااااااااااان آقاجان مهدی جااااااااااااااااااااااااااااااان :(((

۵) ای خداااااا

۶) ببخشید تجزیه تحلیلش فعلا برام ممکن نیست٬ هنگ کردم و لال شدم

۷) یا اباالحسن٬ یا علی بن موسی٬ ایها الرضا٬ انا توجهنا و استشفعنا و توسلنا و قدمناک بین یدی حاجاتنا٬ یا وجیها عندالله اشفع لنا عندالله

:((

+ نوشته شده در  جمعه هفتم اسفند 1388ساعت 1:3  توسط غلام آقاجون  | 

سلام


خدایا این عیدو اول به خودت و بعد تک تک ائمه و معصومین و سپس به یه دختر کوچولو که منتظر منتقم خون بابا و داداشا و عموشه و نهایتا به همه منتظران حسابی تبریک میگم.

امشب یه شب ویژه س، حداقل واسه این حقیر که ...

حالا یه سوال و یا بهتر بگم یه درخواست دارم ازت:

اجازه میدی یه بار دیگه بشم غلامت؟

... :((

آخ دورت بگردم


دوست دارم ...

قراره ساعت تقریبا ۸:۳۰ صباجون رو به همراه بابای مهربونش با کمک هم به ضریح آقاجون برسونیم.

دعا کنین موفق شیم ...

دوستانی که مایلن هرگونه کمکی داشته باشن میتونن با خودم هماهنگ کنن.

تا جمعه مشهد تشریف دارن این عزیزان.


پی نوشت:

۱) امشب به واسطه این دختر کوچولو ...

خواهش میکنم ازت ...

هرچی بگی قبول دارم :((

ولی

ولی

قول میدم جبران کنم :((

۲) انتظار فرج از بهترین اعماله٬ کاش اسمه ما رو هم منتظر بذارن٬ نه منتظر پلاستیکی!!!!(مثه اسم فامیل که واسه قسمت اشیاء یه چیزی مینوشتیم و تهش یه پلاستیکی هم اضافه میکردیم!!!)

منتظر واقعی

 

 

اللهم اکشف هذه الغمه عن هذه الامه بحضوره و عجل لنا ظهوره...

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم اسفند 1388ساعت 18:10  توسط غلام آقاجون  | 

سلام

شهادت پدر عزیز آقا و مولامون٬ امام حسن عسگری (ع) بر امام زمان (عج) و آقاجون و همه شیعیان تسلیت :((

 

بی مرام شدم٬ نه؟؟

میدونم

 

یه سری به ته چاه ظلمت زدم و برگشتم

خبر خوبی نیس٬ توصیه میکنم کسی هوس سر زدن به اونجا به سرش نزنه


پی نوشت:

۱) نمیدونم چطور اسم ۲ تا امام عزیزمون رو آوردم واقعا!

۲) انشاالله فردا قراره صبا جون٬ این دختر کوچولوی خوشگل دوس داشتنی که با بیماری سختی دست و پنجه نرم میکنه رو به همراه بابا مامان عزیزش ببینم. هر کی احساس میکنه کمکی ازش برمیاد اعلام آمادگی کنه٬ چه اینجا٬ چه اونجا٬ اجرتون با خود خدا ...

۳)

اگه

اگه بگم

اگه بگم ببخش٬ میبخشی؟

اگه از ته دل پشیمون باشم میبخشی؟

اگه ازت کمک بخوام کمکم میکنی؟

اگه بخوام دستمو بگیری٬ دستمو میگیری؟

اگه بخوام بیام تو آغوشت٬ میپذیریم؟

 

- تو بیا٬ بقیه ش با خودم ...

:((

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم اسفند 1388ساعت 21:50  توسط غلام آقاجون  |