تبليغاتX
تنهام نذار آقا ...
پنجره اي رو به حرم آقاي مهربانيها ...
سلام


خدا ميدونه چقد دلم واسه اينجا تنگ شده آقاجون

البته خب

عامل اين دلتنگي خود شماييد

دلم واسه خوده خوده خودت يه ذره شده آقاجونم

بعد 10 روز تازه رسيدم مشهد

خدا ميدونه اين مدت چقد دلم پر كشيد تو حرمت مولاي من ...


خدايا 

چطور در حرف و عمل و قلب شكرتو بجا بيارم اندازه سر سوزن؟

اميدوارم به حرمت اشكهايي كه ...

يا الله و يا رحمان و يا رحيم


جمعه مراسم نامزديمون بود.

امروز بعد 10 روز برگشتم مشهد


آقاي من

ببخش غلامتو اگه مدتهاي مديده كه براي اينجا وقت نداشته يا نذاشته يا كم گذاشته


پي نوشت:

1) فاصله ... 

2) دوست دارم آقاجون ...

3) زود به زود ميام انشاالله :) 

4) آغازي از اول ...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم شهریور 1390ساعت 18:59  توسط غلام آقاجون  |