تبليغاتX
تنهام نذار آقا ... - معجزات آقاجون
پنجره اي رو به حرم آقاي مهربانيها ...
سلام

این اولین معجزات آقا نیست که اینجا نوشته میشه!

اگه یادتون باشه این پست رو که تقریبا داره یک سال از نوشتنش میگذره رو پارسال نوشتم و این اولین معجزه ای بود که از آقا به چشم دیدم به اون شکل

حالا قصد داریم تا یه سری معجزات خاص آقاجون رو هم بذاریم اینجا به دلایلی که پیش خودمون میمونه!

اول پی نوشتا رو بخونین و بعد بپرین تو ادامه مطلب!


پی نوشت:

1) نکته مهم: عزیزان در جریان باشین که معجزات و کراماتی که اینجا نقل میشه همه شون مورد تایید آستان قدس رضوی هم هستن و از نظر اعتبار کاملا معتبرن

2) لازم به ذکره که در مورد معجزاتی که شفای بیمار در اونا رخ میده، حتما حتما متخصصا و پزشکای حاذق شفای بیمار رو به تایید میرسونن و اینطور نیس که تا یکی مثلا دم پنجره فولاد داد بزنه شفا گرفت شفا گرفت! اون شفا مورد تایید باشه. هر چیزی مراحلی داره، این که دیگه مراحل خاص و پیچیده ی خودشو باید طی کنه مسلماً

3) آخ امروز ... صبح جمعه و آقاجون و شهدای گمنام و دعای ندبه و مادر و ...

اول حرم بودیم که به بخشهای نسبتا پایانی دعا رسیدیم، بعد رفتیم جبل النور (یا همون کوهسنگی) پیش شهدای گمنام که مجدداً اونجا هم به بخشهای پایانی دعای ندبه رسیدیم! ولی بعدش روضه و ...

4) دعا ... دعا ... دعا.


با نهایت پررویی! فریاد میزنم:

اللهم عجل لولیک الفرج ...



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دهم اردیبهشت 1389ساعت 21:25  توسط غلام آقاجون  |