|
پنجره اي رو به حرم آقاي مهربانيها ...
|
سلام ای غروب غریبانه دل
سلام ای طلوع سحرگاه رفتن
سلام ای غم لحظه های جدایی
خداحافظ ای شعر شبهای روشن
جزء 6، سوره مبارکه مائده آیه شریفه 32
آیه:
مِنْ أَجْلِ ذَ لِكَ كَتَبْنَا عَلَى بَنِى إِسْرَ ءِيلَ أَنَّهُ مَن قَتَلَ نَفْسَا بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِى الْأَرْضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعاً وَمَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَآ أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعاً وَلَقَدْ جَآءَتْهُمْ رُسُلُنَا بِالْبَيِّنَتِ ثُمَّ إِنَّ كَثِيراً مِّنْهُم بَعْدَ ذَ لِكَ فِى الْأَرْضِ لَمُسْرِفُونَ
ترجمه:
به همين جهت، بر بنىاسرائيل نوشتيم كه هر كس انسانى را جز به قصاص يا به كيفر فساد در زمين بكشد پس چنان است كه گويى همهى مردم را كشته است، و هر كه انسانى را زنده كند (و از مرگ يا انحراف نجات دهد) گويا همهى مردم را زنده كرده است و البتّه رسولان ما دلايل روشنى را براى مردم آوردند، امّا (با اين همه) بسيارى از مردم بعد از آن (پيام انبيا) در روى زمين اسرافكار شدند.
نکته ها:
در اين آيه از كشتن يك نفر به منزلهى كشتن همه مردم مطرح شده است. براى توضيح اين حقيقت چند بيان و معنا مىتوان عرضه كرد:
الف: قتل يك نفر، كيفرى همچون قتل همه مردم را دارد.
ب: حرمت قتل يك نفر نزد خداوند، به منزله قتل همهى مردم نزد شماست.
ج: قتل يك نفر، بىاعتنايى به مقام انسانيّت است.
ه : قتل يك نفر، سلب امنيّت از همهى مردم است.
و: چون انسانها به منزلهى اعضاى يك پيكرند، پس قتل يكى قتل همه است.
ز: جايگاه دوزخى قاتل يك نفر، جايگاه كسى است كه قاتل همه باشد. [71]
ح: قتل يك نفر، زمينهساز قتل همه است.
ط: يك انسان مىتواند سرچشمهى يك نسل باشد، پس قتل او به منزلهى قتل يك نسل است. (به نظر مىرسد اين احتمال بهتر است)
در روايات مىخوانيم: فانىشدن تمام دنيا نزد خداوند، از كشتن يكمؤمن آسانتر است. [72]
امام صادقعليه السلام فرمودند: كسى كه در موضعى كه آب يافت نمىشود، تشنهاى را سيراب كند، مانند كسى است كه نفسى را زنده كرده باشد. [73]
طبق آيات و روايات، هدايت وارشاد مردم به راه حقّ، نوعى احيا مىباشد و گمراه كردن مردم، نوعى قتل است. سوره انفال، آيه 24، دعوت پيامبر را مايهى حيات مردم مىخواند: «دعاكم لما يحييكم».
امام صادقعليه السلام نيز فرمودند: «مَن اخرجها من ضلال الى هدى فكانّما أحياها ومن اخرجها من هدى الى الضلال فقد قتلها» هركس نفس منحرفى را هدايت كند او را زنده كرده و هر كس ديگرى را منحرف كند او را كشته است. [74]
امام صادقعليه السلام فرمودند: «نجاها من غرق او حرق او سَبُع او عدوّ» مراد از احياى نفس، نجات گرفتاران از غرق وآتش سوزى ودرّنده يا دشمن است. [75] و در روايت ديگر آنمده است: كسى كه به گرسنهاى غذا ندهد، به منزلهى كشتن اوست وغذا دادن، به منزلهى زنده كردن اوست. [76]
امام باقرعليه السلام فرمود: مسرفان همان كسانى هستند كه حرامها را حلال مىشمرند و خونها را مىريزند. [77]
71) كافى، ج7، ص271.
72) بحار، ج10، ص382. اين حديث را در شب جمعه آخر ماه رمضان 1379 مىنويسم كه روز جمعهاش روز قدس است و در حالى كه تلويزيونهاى دنيا صحنههاى دلخراشى از كشتن مسلمانان بىپناه فلسطين را به دست صهيونيستها نشان مىدهند.
73) مكارمالاخلاق، ص135.
74) كافى، ج2، ص210.
75) تفسير برهان.
76) كافى، ج2، ص204.
77) تفسير نورالثقلين.
پیام ها:
1- گاهى حوادث تاريخى، عامل صدور فرمانهاى الهى است. «من أجل ذلك»
2- انسانها و سرنوشتشان در طول تاريخ به هم پيوند دارند. «من أجل ذلك كتبنا على بنى اسرائيل»
3- احكام الهى حكمت دارد وگزاف نيست. «من اجل ذلك»
4- براى جلوگيرى از سنگدلى وپرهيز از تكرار حادثه، كيفر ومجازات لازم است. «من اجل ذلك كتبنا»
5 - جان همهى انسانها از هر نژاد و منطقه كه باشند، محترم است. «نفساً»
6- اعدام مفسد، در قانون بنىاسرائيل نيز بوده است. «كتبنا على بنىاسرائيل انّه من قتل نفساً بغير نفس او فساد فى الارض»
7- خودكشى و سقط جنين، از نمونههاى «قتل نفس» و حرام است. «من قتل نفساً...»
8 - جان كسى كه در زمين فساد مىكند يا براى جان مردم ارزشى قائل نيست و آنان را به قتل مىرساند، بىارزش است و بايد از بين برود. «بغير نفس او فساد»
9- كشتن انسان در دو مورد جايز است:
الف: به عنوان قصاصِ قاتل. «بغير نفس»
ب: براى از بين بردن مفسد. «او فساد»
10- ارزش عمل مربوط به انگيزه و هدف است. كشتن يك نفربه قصد تجاوز، به قتل رساندن يك جامعه است؛ «فكانّما قتل النّاس جميعاً» امّا كشتن به عنوان قصاص، حيات جامعه است. «ولكم فى القصاص حيوة» [78]
11- تجاوز به حقوق يك فرد، تهديد امنيّت جامعه است. «فكانّما قتل النّاس جميعاً» آنان كه كارشان نجات جان انسانهاست، مانند پزشكان، پرستاران، مأموران آتشنشانى، امدادگران، داروسازان و... بايد قدر خود وارزش كار خويش را بدانند. «فكانّما قتل النّاس جميعاً»
12- نشان جامعهى زنده، امداد رسانى به گرفتاران و نجات جانهاست. «من أحياها فكأنّما أحيى النّاس جميعاً»
13- عدم ايمان وعمل مردم به گفتار رسولان، در طول تاريخ بوده است. «و لقد جائتهم رسلنا بالبيّنات ثمّ انّ كثيراً منهم بعد ذلك فى الارض لمسرفون»
14- انسان مختار است، با آمدن پيامبران هم مىتواند راه خلاف برود. «و لقد جائتهم رسلنا بالبيّنات... بعد ذلك فى الارض لمسرفون»
78) بقره، 179.
آیات منتخب دیگر:
سوره نساء:
149: کار خوب رو تو بوق و کرنا نکنیم، ازونورم یه کار بد از کسی دیدیم اگه در موضع قدرتیم بیخیالش شیم، این اخلاق خداس
166: تقدیم به اون شیطان صفتی که فردا عصر میخواد قرآن بسوزونه! خودتو میسوزونی٬ جسمتو٬ روحتو٬ وجود بی ارزشتو شیطان رجیم! لعنت خدا بر تو باد!
جزء 7، سوره مبارکه مائده آیات شریفه ۱۰۱ و ۱۰۲
آیات:
يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَسْئَلُواْ عَنْ أَشْيَآءَ إِن تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ وَ إِن تَسَْلُواْ عَنْهَا حِينَ يُنَزَّلُ الْقُرَءَانُ تُبْدَ لَكُمْ عَفَا اللَّهُ عَنْهَا وَاللَّهُ غَفُورٌ حَلِيمٌ
قَدْ سَأَلَهَا قَوْمٌ مِّن قَبْلِكُمْ ثُمَّ أَصْبَحُواْ بِهَا كَفِرِينَ
ترجمه:
اى كسانى كه ايمان آوردهايد! از امورى كه اگر برايتان آشكار شود ناراحتتان مىكند نپرسيد، و اگر هنگام نزول قرآن از آنها سؤال كنيد، برايتان روشن مىشود. خداوند از سؤالهاى نابجاى شما گذشت و خداوند آمرزنده بردبار است.
همانا (از اين گونه سؤالها) گروهى از پيشينيان نيز پرسيدند (و چون طاقت عمل نداشتند) نسبت به آن منكر و كافر شدند.
نکته ها:
پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله با مردم دربارهى حج سخن مىگفت. كسى پرسيد: آيا حج، همه ساله واجب است يا در تمام عمر تنها يكبار؟ پيامبر پاسخ نداد. او چند بار پرسيد، رسول خدا فرمود: اين همه اصرار براى چيست؟ اگر بگويم هر سال، كار بر شما سخت مىشود، [199] تا موضوعى را مطرح نكردهام، شما هم نپرسيد، يكى از عوامل هلاكت امّتهاى گذشته سؤالهاى نابجاى آنان بود. [200]
گرچه آنچه را نمىدانيم، بايد از اهلش بپرسيم، «فاسئلوا اهل الذّكر ان كنتم لاتعلمون» [201] ، امّا برخى سؤالهاست كه اگر جوابش روشن شود، به زيان فرد يا جامعه است، مثل سؤال از عيوب ديگران، يا اسرار نظامى.
نمونهها و مصاديق
* مسئولين، بعضى از مطالبى را كه مىدانند، نبايد در اختيار عموم بگذارند. نظير مسائل اقتصادى مانند كمبود گندم ويا...
* صداقت خوب است، ولى صراحت، همه جا مفيد نيست.
* اخبار و اطّلاعات، بايد ردهبندى و طبقهبندى شود. (جابرِ جُعفى، هزاران حديث از امام باقرعليه السلام مىدانست كه حقّ گفتن آن را براى همه مردم نداشت. [202])
* برخى از اخبار، نبايد از رسانهها و جرايد، پخش شود، چون به زيان مردم است (گاهى سكوت و بيان نكردن، عاقلانه لازم است) «ان تبدلكم تسؤكم»
* معلّمان و گويندگان بايد در سخن، ظرفيّت شنوندگان را حساب كنند.
* در برخى موارد، بايد به شيوهى تقيّه، عقايد را كتمان كرد و برخى سؤالها را جواب نداد. «ان تبدلكم تسؤكم»
* انسان حقّ ندارد اسرار مردم و اسرار نظامى را فاش سازد.
199) مستدرك، ج8، ص13.
200) بحار، ج1، ص221.
201) نحل، 43.
202) معجم رجالالحديث، ج4، ص22.
پیام ها:
1- دانستن هر چيزى، نه لازم است، نه مفيد، بلكه بايد سراغ دانشهاى مفيد رفت. «لاتسألوا» (حسّ كنجكاوى بايد تعديل شود ونبايد در پى اطلاعاتى رفت كه سبب ايجاد كدورت، مشكلات واختلال نظام جامعه مىشود.)
2- مكلّف نساختن مردم به پارهاى از احكام، پرتوى از عفو و گذشت الهى است. «لاتسألوا... عفى اللَّه عنها»
3- خداوند به بندگان مهلت توبه مىدهد. «غفور حليم»
4- اگر مردم ظرفيّت نداشته باشند، بيان پارهاى حقايق، سبب كفر آنها مىشود. «قد سألها قوم من قبلكم ثمّ اصبحوا بها كافرين»
عید عاشقی بر شما عاشقان مبارک باد ...
![]()
خداوند!
کمک کن این حال و هوا رو نگه داریم تا هنگام وداع با این جهان ...
سلام!
اللهم عجل لولیک الفرج ...
آخرین سحر هم آمد و رفت و ...
خدایا همیشه ماه رمضونات که درهای آسمونات بیشتر بازه٬ زودتر به پایان میرسه
هر چقدم انسان فرصت طلب باشه٬ آخرش یه ذره حسرت میخوره که کاش اون موقه که فلان کارو میکردم و وقتم بیهوده تلف شد٬ این کارو میکردم که حداقل به درد دنیا و آخرتم بخوره
* نکته: اصلا دوس ندارم کاری رو برا ثوابش انجام بدم. نمیدونم چرا اینو گفتم الان!! ولی فک کردم شاید لازم بگم. قرارم نیس تا هر کار بخواد آدم انجام بده هی به فکر ثوابش باشه٬ یقینا رضایت خدا از همه چی بالاتره و اونه که اصله.
خدایا کاری کن نیتم خودت باشی همیشه٬ حتی تو نفس کشیدن٬ راه رفتن٬ خوابیدن٬ پلک زدن٬ انتخاب کفش و لباس٬ مجالس عروسی و عزا٬ دیدن فیلم و سریال٬ گشت و گذار چه حقیقی چه مجازی٬ نوشتن پست تو وبلاگ٬ خندیدن٬ نگاه کردن٬ لمس کردن٬ باشگاه بدنسازی!٬ فوتبال٬ دانشگاه٬ حموم! و ... میخوام بگم همه چی٬ حتی ساده ترین چیزا٬ اگه انسان نیتش خالصانه خودِ خدا باشه٬ حله!
غیر از این جزء ٬۵ دو جزء دیگه میمونه که انشاالله امروز٬ که به احتمال زیاد آخرین روز مهمونیه٬ خونده و نوشته میشه.
امروزم با ۲ تا آیه کوتاه و کاربردی در خدمتیم.
آیات شریفه ۲۸ و ۳۱ از سوره مبارکه نساء واقع در جزء ۵
آیه ۲۸:
يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُخَفِّفَ عَنْكُمْ وَخُلِقَ الإِنْسَنُ ضَعِيفاً
ترجمه:
خداوند مىخواهد (با آسان كردن قوانين ازدواج، بار تكليف) شما را سبك كند. و انسان، ضعيف آفريده شده است.
نکته ها:
در اين سه آيه اخير، گوشهاى از الطاف خداوند در امر ازدواج پى در پى نقل شده است. خداوند احكام را براى شما بيان مىكند، «ليبيّن لكم» راه نشان مىدهد، «يهديكم» لطف خود را به شما برمىگرداند، «يتوب عليكم» و بر شما آسان مىگيرد، «يخفّف عنكم» و اين همه به خاطر آن كه انسان در برابر طوفان غرايز، ناتوان، و قدرت صبر و خوددارى او اندك است.
پیام ها:
1- اسلام، دين آسانى است و بنبست ندارد. «يريداللّه ان يخفّف عنكم»
2- تكاليف دينى، براساس توان وطاقت انسان است. «يريداللّه ان يخفّف عنكم»
3- مشكلتراشى در ازدواج، خلاف خواست خداست. «يريد اللَّه ان يخفّف»
4- پيروى و پايبندى شما در احكام ازدواج، زمينهى سبكبارى و دورماندن جامعه از آفات و مشقات است. «يريد اللَّه ان يخفف عنكم»
5 - انسان در برابر غريزهى جنسى ضعيف است. «خلق الانسان ضعيفاً»
6- ميان تكوين و آفرينش انسان، و تشريع و احكام الهى هماهنگى است. «يخفّف... ضعيفاً»
** ۲ کلوم حرف حساب: واقعا برا چی ازدواجا سخت شده؟ واقعا چرا خیلی از ما جوونا تن پرور شدیم و البته نامرد؟؟ واقعا چرا خیلی از خانواده ها یه سری بدعت!هایی تو این امر مقدس که باید آسون باشه قرار دادن؟؟ واقعا چرا دولت نسبت به مشکلاتی از قبیل مسکن و شغل و ... (فکر بسه! وقت عمل نرسیده؟؟) عمل اساسی انجام نمیده؟؟
آیه ۳۱:
إِنْ تَجْتَنِبُواْ كَبَآئِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَ نُدْخِلْكُمْ مُّدْخَلاً كَرِيماً
ترجمه:
اگر از گناهان بزرگى كه از آن نهى مىشويد پرهيز كنيد، گناهان كوچكتان را بر شما مىپوشانيم و شما را در جايگاهى ارجمند وارد مىكنيم.
نکته ها:
از اين آيه استفاده مىشود كه گناهان، دو نوعند: صغيره و كبيره. در آيهى 49 سورهى كهف نيز مىخوانيم كه مجرمان در قيامت، با ديدن پروندهى اعمال خود مىگويند: اين چه نامهى عملى است كه هيچ گناه كوچك و بزرگى را فروگذار نكرده است. «لا يغادر صغيرةً و لا كبيرةً»
از امام كاظمعليه السلام سؤال شد كه در اين آيه خداوند وعدهى مغفرت صغائر را در صورت اجتناب از كبائر داده است، پس شفاعت براى كجاست؟ امام فرمودند: شفاعت براى اهل كبائر امّت است.[266]
گناه كبيره، طبق روايات، آن است كه خداوند وعدهى آتش به انجام دهندهاش داده است.[267] شايد وعده آتش در آيه قبل براى قتل يا خودكشى و تجاوز به مال مردم اشاره به همين باشد كه نمونه گناهان كبيرهاى كه وعده عذاب داده شده، تجاوز به مال و جان مردم است.
تعداد گناهان كبيره در روايات، متعدّد و مختلف است و اين به خاطر آن است كه كبائر نيز درجاتى دارند و به بعضى از گناهان «اكبرالكبائر» گفته شده است.
266) توحيد صدوق، ص 407.
267) كافى، ج2، ص276.
پیام ها:
1- كسانى كه اصول فكرى و عملى آنان صحيح است، بايد نسبت به تخلّفات جزئى آنان، گذشت كرد. «ان تجتنبوا كبائر... نكفّر عنكم سيئاتكم»
2- پاداش كسانى كه گناهان بزرگ را ترك مىكنند، آن است كه خداوند از گناهان كوچكشان بگذرد. «ان تجتنبوا كبائر... نكفّر عنكم سيئاتكم»
3- تا از گناهان كبيره و صغيره پاك نشويم، به بهشت نخواهيم رفت. «نكفّر عنكم سيئاتكم و ندخلكم مدخلاً كريما»
** ۲ کلوم دیگه!: یه سری گناها که از ضربان قلب! هم واسمون مامانی تر!!! شده! یعنی چی؟؟ یعنی اینکه چنان بهشون عادت کردیم که اصن چه بسا جزو دین هم بدونیمشون!!! خدایا نور ایمان و عشق به خودت و دینتو تو قلبمون لحظه به لحظه فروزانتر کن ...
آیات منتخب دیگر:
سوره نساء:
32: حسادت به داشته های دیگران٬ حتی برای ۱ لحظه٬ اکیداً ممنون!
85: چه واسطه خیر باشی چه شر٬ از اون پاداش و عذاب دنیوی و اخروی سهمی داری!
یه چندتا عکس به یاد قدیما ...

عاشق پیاده اومدن تا حرمتم٬ میشه منم یه روز قاطی این فرشته ها شم؟ ...

یادش بخیر زیر بارون ...

زائری بارانیم٬ آقا نگاهم میکنی؟ ... :((

خلوتی حرمت یه صفایی داره٬ شلوغیشم یه صفای دیگه. همه جوره با صفاس ...

یا حیدر (ع) مدد ...

واقعا یادش بخیر٬ چقد دوس داشتم از این زاویه عکس بگیرم تا اینکه اون شب اذن دادی ...

بـــــــــه بــــــــــــــــــــــــه

آخ آقــــــــــــــاجون ...

جــــــــــــــــانم

آقا شفا می دهی ام؟ شفا می دهــــــــــــــــی ام؟ ...
* همیشه دیدن عکساتم آرومم نمیکنه٬ باید بیام پیشت هر چی زودتر ...
عید سعید فطر پیشاپیش مبارک همه مون ![]()
![]()
انشاالله نماز عید رو همگی با هم در کنار آقاجونیم ...
التماس دعا ![]()
۱۲۸ دقیقه پیش وارد روز بیست و هشتم شدیم و تازه الان پست دیروز و پریروز رو میذاریم متاسفانه!
نکته: گاهی روزا به علت اینکه زمان زیادی بیرون منزلم٬ انقد خسته میشم که ترجیح میدم با اون حال خستگی کمتر قرآن و ترجمه شو بخونم و اینجا پست بذارم که خدای نکرده اون انرژی منفی به شما خواننده عزیز منتقل نشه ناخودآگاه. خلاصه مثل همیشه شرمنده!
به علت کوتاهی آیات و تفاسیرشون٬ ۲ تا آیه رو انتخاب کردیم که هر دوشم مرتبط با اخلاق و اخلاص صدقه دادن هست و بسیار هم کاربردیه تو زندگی روزمره مون.
جزء ٬۳ سوره مبارکه بقره آیات شریفه ۲۶۳ و ۲۷۱
آیه ۲۶۳:
قَوْلٌ مَعْرُوفٌ وَمَغْفِرَةٌ خَيْرٌ مِنْ صَدَقَةٍ يَتْبَعُهَا أَذىً وَاللَّهُ غَنِىٌّ حَلِيمٌ
ترجمه:
گفتار پسنديده (با نيازمندان) وگذشت (از تندى آنان)، از بخششى كه بدنبال آن آزارى باشد، بهتر است. و خداوند بىنياز بردبار است.
نکته ها:
رسول اكرم صلى الله عليه وآله فرمود: اگر سائلى نزد شما آمد، به يكى از اين دو روش عمل كنيد؛ »بذل يسير او ردّ جميل« [740] يا چيزى كه در توان داريد به او عطا كنيد، يا به طرز شايستهاى او را ردّ نماييد. همچنين فرمود: اگر با مال نمىتوانيد به مردم رسيدگى كنيد، با اخلاق برسيد. [741]
740) تفسير قرطبى ونمونه، ذيل آيه.
741) تفسيركاشف، ج1،ص272.
پیام ها:
1- آبرو و شخصيّت فقير، با ارزشتر از حفظ شكم و شخص فقير است. «قول معروف... خير من صدقة»
2- فقير را با محبّت و دلسوزى به كار مفيدى كه زندگى او را تأمين كند، راهنمايى كنيد. [742] «قول معروف»
3- انفاق بايد همراه با اخلاق باشد. «قول معروف... خير من صدقة»
4- گفتگوى خوش با فقير، موجب تسكين او و عامل رشد انسان است، در حالى كه صدقه با منّت، هيچكدام را بهمراه ندارد. «قول معروف... خير من صدقة»
5 - اگر فقيرى بخاطر فشار وتنگدستى، ناروايى گفت او را ببخشيد. «مغفرة»
6- رعايت عرف جامعه، در سخن و عمل لازم است. «قول معروف»
7- خداوند آزار رسانى به فقير را پاسخ مىدهد، ولى نه با عجله. «حليم»
742) تفسير پرتوى از قرآن، ذيل آيه.
آیه ۲۷۱:
إِنْ تُبْدُواْ الْصَّدَقَتِ فَنِعِمَّا هِىَ وَإِنْ تُخْفُوهَا وَتُؤْتُوهَا الْفُقَرَآءَ فَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَيُكَفِّرُ عَنْكُمْ مِنْ سَيِّئَاتِكُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ
ترجمه:
اگر صدقات را آشكارا بدهيد، پس آن كار خوبى است، ولى اگر آنها را مخفى ساخته وبه نيازمندان بدهيد، پس اين براى شما بهتر است وقسمتى از گناهان شما را مىزدايد و خداوند به آنچه انجام مىدهيد آگاه است.
نکته ها:
امام باقر عليه السلام ذيل اين آيه فرمود: زكات واجب را علنى پرداخت كنيد، ولى زكات مستحبّ را مخفيانه بدهيد. [749] شايد دليل اين باشد كه زكات واجب يك وظيفه عمومى، معمولى و دور از ريا است. گرچه آيه در مورد كمكهاى مالى است، ولى در فرهنگ اسلام، به هر كار خيرى صدقه گفته مىشود. حتّى اگر سنگى را از ميان راه مسلمين كنار زديم، صدقه است. بنابراين كمك به محرومان از طريق علم و آبرو و وساطت نيز صدقه مىباشد.
749) تفسير نورالثقلين، ج1، ص289.
پیام ها:
1- انفاقِ علنى، سبب تشويق ديگران و رفع تهمت بخل از انسان و يك نوع تبليغ عملى است. «فنعمّاهى»
2- شرط رسيدگى به فقرا، مسلمان بودن آنها نيست. «فقراء»
3- با اينكه صدقات و زكات، مصارف زيادى دارد، لكن نام فقرا در آيه نشانه اولويّت آنان است. «تؤتوها الفقراء»
4- شما بايد به سراغ فقرا برويد، نه آنكه آنان به سراغ شما بيايند. «تؤتوها الفقراء» و نفرمود: «يأتكم الفقراء»
5 - انفاقِ پنهانى، از ريا و خودنمايى دور و به اخلاص نزديك است و آبروى گيرنده صدقه را محفوظ نگه مىدارد. «فهو خير لكم»
6- انسان، غريزه سودجويى وخيرخواهى دارد، گرچه در مصداق گاهى به سراغ شر مىرود. لذا پيامبران الهى، مصاديق ونمونههاى خير را براى انسان بيان كردهاند. «فهو خير لكم»
7- كمك به فقرا، بخشى از گناهان صغيره را مىبخشد. «يكفّر عنكم من سيئاتكم» «سيّئات» در قرآن در برابر گناهان كبيره آمده وبه گناهان صغيره گفته مىشود.
8 - آن [750] چه مهم است علم خداست، نه اطلاع و آگاهى مردم. «واللّه بما تعملون خبير»
750) ان تجتنبوا كبائر ما تنهون... نكفّر عنكم سيئاتكم...« نساء، 31.
آیات منتخب دیگر:
سوره بقره:
255: آیت الکرسی (آیه ای که به قله قرآن معروفه و بزرگترین مقام رو نزد آیات داره)
سوره آل عمران:
8: یه دعای بسیار زیبا ![]()
و این بار هم یه آیه مرتبط با صبر. علت اینکه این ماه زیاد از صبر صحبت شد و آیه گذاشتیم٬ کم طاقت شدنای زیادمونه! اول با خودمم٬ وقتی صبر نمیکنم و صابر نیستم باید مرتب از صبر صحبت بشه و راه کارهای عملی صبر تا حداقل یه قدم در جهت صبوری بردارم و انقد بی تفاوت نباشم حتی نسبت به تلاش در اون راه چه رسد رسیدن به مقصد!!
جزء ٬۴ سوره مبارکه آل عمران آیه شریفه ۱۴۲
آیه:
أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُواْ الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَعْلَمِ اللَّهُ الَّذِينَ جَهَدُواْ مِنْكُمْ وَيَعْلَمَ الْصَّبِرِينَ
ترجمه:
آيا گمان داريد كه (با ادّعاى ايمان) وارد بهشت شويد، در حالى كه هنوز خداوند مجاهدان از شما و صابران را معلوم نساخته است؟
نکته ها:
اين آيه، به جهاد و صبر و مقاومت مؤمنان اشاره مىكند. زيرا راه بهشت از طريق صبر و جهاد است. قرآن مىفرمايد: «سلام عليكم بما صبرتم»[155] سلام بر شما اهل بهشت، بخاطر صبر و مقاومتى كه داشتيد. در اين تعبير لطفى است، نمىگويد سلام بر شما بخاطر حج و روزه و يا خمس و زكات، زيرا انجام هر عملى نيازمند صبر و پايدارى است.
155) رعد، 24.
پیام ها:
1- از اميدها و آرزوهاى باطل دست برداريم. «ام حسبتم»
2- ايمانِ قلبى كافى نيست، تلاش و عمل نيز لازم است. بهشت را به بها دهند نه بهانه. «ام حسبتم ان تدخلوا الجنة و لما يعلم...»
3- كليد بهشت، صبر و جهاد است. صبر در برابر مصيبت، معصيت و انجام عبادت و حضور در جبههى جهاد اكبر و جهاد اصغر. «و يعلم الصابرين»
4- صبر و مقاومت، همراه با جهاد لازم است. زيرا شروع جنگ و ادامهى آن و عوارض و آثار بعد از جنگ، همه و همه نيازمند صبر و بردبارى است. «جاهدوا منكم و يعلم الصابرين»
آیات منتخب دیگر:
سوره آل عمران:
134: متقین چه کسانی هستند؟ هر کسانی که هستند خوش به حالشون!
135: حتی متقین هم گناه میکنن گاهی٬ اما سریعا توبه واقعی میکنن و این مهمتر از اون گناهس
169: خدایا میشه یه روز این حقیرترین بنده ت رو هم در رکاب امام زمانش به قله افتخار برسونی٬ اونم در عین گمنامی؟ خواهش میکنم ازت :(( میدونم هرگز ذره ای لیاقتشو ندارم اما آخه تو بینهایت بزرگی :(( ...
193: پروردگارا دعامون رو اجابت کن ...
200: و باز هم صبر ...
دعا: اول ظهور و بعدم همه ...
یا علی بن موسی الرضا(ع)
*ببخشید اگه طولانی شد
داره تموم میشه :((
جزء ٬۲ سوره مبارکه بقره٬ آیه شریفه ۱۸۵
آیه:
شَهْرُ رَمَضَانَ اَلَّذِى أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْءَانُ هُدىً لِّلنَّاسِ وَبَيِّنَتٍ مِنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمْ الْشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ وَمَنْ كَانَ مَرِيْضاً أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلاَ يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ وَلِتُكْمِلُواْ الْعِدَّةَ وَلِتُكَبِّرُواْاللَّهَ عَلَى مَا هَدَيكُمْ وَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ
ترجمه:
(روزه در) ماه رمضان، ماهى است كه قرآن در آن نازل شده است. (و قرآن كتابى است كه) هدايتگر مردم همراه با دلائل روشنِ هدايت و وسيله تشخيص حقّ از باطل است، پس هر كس از شما كه اين ماه را دريابد، بايد روزه بگيرد. و آنكس كه بيمار يا در سفر باشد، روزهاى ديگرى را به همان تعداد روزه بگيرد. خداوند براى شما آسانى مىخواهد و براى شما دشوارى نمىخواهد (اين قضاى روزه) براى آن است كه شماره مقرّرروزها را تكميل كنيد وخدارا بر اينكه شما را هدايت كرده، به بزرگى ياد كنيد، باشد كه شكرگزار گرديد.
نکته ها:
«رمضان» از ماده «رَمض» به معناى سوزاندن است. البتّه سوزاندنى كه دود و خاكستر به همراه نداشته باشد. وجه تسميه اين ماه از آن روست كه در ماه رمضان، گناهان انسان سوزانده مىشود.
ماه رمضان، ماه نزول قرآن مىباشد و تنها ماهى است كه نامش در قرآن آمده و شب قدر نيز در اين ماه است. در تفسير برهان از پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله نقل شده است كه فرمودند: تمام كتابهاى آسمانى، در ماه رمضان نازل شدهاند. ماه رمضان، بهترين ماه خدا است. آن حضرت در جمعه آخر ماه شعبان، خطبه مفصلى در عظمت ماه رمضان ايراد كردهاند كه در بعضى از تفاسير وكتب روايى آمده است. [549] همچنين در صحيفه سجاديه، امام سجاد عليه السلام در وداع ماه رمضان مناجات جان سوزى دارند.
اسلام دين آسان و بناى آن بر سهولت و عدمسختگيرى است. هر كس مريض يا مسافر بود روزه نگيرد و قضاى آن را انجام دهد. اگر وضو گرفتن مشكل است، تيمّم را جايگزين مىكند. اگر ايستادن در نماز مشكل است، اجازهى نشسته نماز خواندن را مىدهد. كه اين قانون به نام «قاعده لاحرج» در فقه مشهور است.
رمضان ماه مهمانى خدا
در رمضان، مؤمنان با كارت «يا ايّها الّذين آمنوا كُتب عليكم الصّيام» به ميهمانى خداوند دعوت شدهاند، و اين ميهمانى ويژگىهايى دارد:
1- ميزبان، خداوند است و ميهمانان را شخصاً دعوت كرده است.
2- وسيله پذيرايى، شب قدر، نزول قرآن، فرود آمدن فرشتگان، استجابت دعا، لطافت روح، و دورى از دوزخ است.
3- زمان پذيرايى، ماه رمضان است كه به گفتهى روايات، اوّل آن رحمت، وسط آن مغفرت و آخر آن پاداش است.
4- چگونگى پذيرايى، شب قدر به گونهاى است كه در آن نياز يك سال ميهمانان تأمين مىشود و زمين با نزول فرشتگان در شب قدر مزيّن مىگردد.
5 - غذاى اين ماه، غذاى روح است كه براى رشد معنوى لازم است، نه غذاى جسم. لطف غذاى اين مهمانى، آيات قرآن است كه تلاوت يك آيه آن در ماه رمضان همچون تلاوت تمام قرآن در ماههاى ديگر است.
اين ميهمانى هيچ سنخيّتى با ميهمانىهاى دنيوى ندارد. خداوندِ عالِم و غنى و خالق و باقى و عزيز و جليل، ميزبان انسانهاى جاهل و فقير و فانى و مخلوق و ذليل مىشود و مىگويد: من دعايتان را مستجاب مىكنم و براى هر نفسى كه در ماه رمضان مىكشيد، پاداش تسبيحى عطا مىكنم. [550]
آداب مهمانى
در وسائل الشيعه [551] براى اخلاق روزهدار در ضمن روايت مفصلى مىخوانيم: روزهدار، از دروغ، گناه، مجادله، حسادت، غيبت، مخالفت با حقّ، فحش و سرزنش و خشم، طعنه و ظلم و مردم آزارى، غفلت، معاشرت با فاسدان، سخنچينى و حرامخوارى، دورى كند و نسبت به نماز، صبر و صداقت و ياد قيامت توجّه خاصّ داشته باشد.
شرط حضور در اين مهمانى، فقط تحمّل گرسنگى نيست. در حديث آمده است: آن كس كه از اطاعت رهبران آسمانى، سرباز زند ويا در مسائل خانوادگى و شخصى با همسر خود بدرفتار و نامهربان باشد ويا از تأمين خواستههاى مشروع او خوددارى كند و يا والدين از او ناراضى باشند، روزه او قبول نيست وشرايط اين ضيافت را به جاى نياورده است.
روزه گرچه فوائد ومنافع طبّى از قبيل دفع وبرطرف شدن مواد زايد بدن در اثر گرسنگى را دارد، امّا سحرخيزى ولطافت روح واستجابت دعا در ماه رمضان چيز ديگرى است ومحروم واقعى كسى است كه از اين همه خير وبركت محروم باشد.
549) بحار، ج96، ص356.
550) خطبهى پيامبر صلى الله عليه وآله در جمعه آخر ماه شعبان.
551) وسائل، ج7، ص119.
پیام ها:
1- ارزش رمضان، به نزول قرآن است. ارزش انسانها نيز مىتواند به مقدارى باشد كه قرآن در آنها نفوذ كرده باشد. «الّذى اُنزل فيه القرآن»
2- هدايت، داراى مراحلى است: يك مرحلهى عمومى است؛ «هدى للناس» و يك مرحلهى خاصّ است. «وبيّنات من الهدى»
3- وجوب روزه، بعد از يقين به حلول ماه رمضان است. «فمن شهد منكم فليصمه»
4- قضاى روزه بر مريض و مسافر واجب است. «فعدة من ايام اُخر»
5 - روزهى قضا، مشروط به زمان خاصّى نيست. «ايّام اُخر»
6- احكام خداوند بر اساس آسانى و مطابق طاقت انسان است. «يريد بكم اليسر»
7- عسر وحرج، واجبات را از دوش انسان برمىدارد. «لايريد بكم العسر»
8 - روزهى قضا بايد به تعداد روزهايى باشد كه عذر داشته است. «لتكملوا العدة»
9- هدايت و توفيق انجام عبادات، از طرف خداست. تكبير، نشان بزرگداشت خدا و عدم توجّه به خود و ديگران است. «لتكبّروا اللَّه على ما هداكم»
10- روزه، زمينهساز هدايت انسان و سپاسگزارى اوست. «لتكبّروا اللَّه على ما هداكم و لعلّكم تشكرون»
آیاتی دیگر از سوره مبارکه بقره:
153: این یاری جستن از صبر و نماز خیلی چیز مهمیه ها! (کو گوش شنوا!) (با خودمم)
154: اصل زندگی مال شهداس! چون از ما هم زنده ترن خیلی (خوش به حالتون:(( ... کاش منم زودتر ... )
155: مفاد امتحانات الهی! (ترس٬ گرسنگی٬ بیماری٬ فقر و الی ماشالا ...!) فقط این وسط خوش به حال صابران ...
168: خیلی جالبه! از پیش خود گاهی حلال خدا رو حرام و حرامشو حلال میکنیم به خودمون!
181: فیلم ملکوت! (کانال۲)٬ دس بردن تو وصیت نامه!
182: البته در مواردی میشه تغییرش داد وصیتو!
183: روزه بر همه امتهای قبل ما هم بوده و مختص ما نیس.
186: تو نزدیکی به من٬ من چطور؟؟:( تو اجابت میکنی دعامو٬ من چقد شکرگذارتم؟؟:(
219: شراب و قمار هم سود داره٬ ولی ضرر و گناهش بیشتر از سودشه. مختاریم در انتخاب ...
244: بعضیا برای فرش و تلویزیون و پول و ماشین و خونه و سهمیه های کنکور و ... رفتن جنگیدن٬ یعنی واسه هیچی! تا وقتی کارامون واسه خدا نباشه بی ارزشه٬ حالا تو ۱۰۰۰ تا مسجد بساز!!! در عوض بخاطر خدا نفس بکش٬ میشه عبادت! :) خدایا شکرت ...
250: یه دعای زیبا از سپاهیان طالوت
التماس دعا فراموش نشه تو این لحظات آخر! :(
واقعا در بحر کارات موندم آقاجون!
یعنی همچی دلم یه نموره! گرفته بود که این همه ملت میرن افطاری٬ یه بارم قسمت ما شه خب!
تا اینکه دیروز یعنی روز ۲۴ از ماه میهمانی خدا٬ یه کارتی به شماره ۴۲ دست ما افتاد اونم چه جوری!
اگرچه جز نصف لیوان چایی و یه خورده آب چیزی نخوردم اونجا و همه رو آوردم خونه (۱۰-۱۲ نفر مهمونم داشتیم اتفاقا) ولی بودن تو اونجا٬ میون روزه دارا و مهمونای تو یه حال و هوای خاصی داره واقعا
انشاالله بعد از آیه منتخب روز ٬۲۴ چند تا عکس از این مهمانی زیبای آقاجونو با هم میبینیم ![]()
و اما آیه امروز٬ جزء اول (ما تازه رسیدیم جزء ۱ !!!!:دی) آیه شریفه ۵ از سوره مبارکه حمد
آیه:
إِيّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ
ترجمه:
(خدايا) تنها ترا مىپرستيم و تنها از تو يارى مىجوئيم.
نکته ها:
انسان بايد به حكم عقل، بندگى خداوند را بپذيرد. ما انسانها عاشق كمال هستيم و نيازمند رشد و تربيت، و خداوند نيز جامع تمام كمالات و ربّ همهى هستى است. اگر به مهر و محبّت نيازمنديم او رحمان و رحيم است و اگر از آينده دور نگرانيم، او صاحب اختيار و مالك آن روز است. پس چرا به سوى ديگران برويم؟! عقل حكم مىكند كه تنها بايد او را پرستيد و از او كمك خواست. نه بنده هوى و هوس خود بود و نه بنده زر و زور ديگران.
در نماز، گويا شخص نمازگزار به نمايندگى از تمام خداپرستان مىگويد: خدايا! نه فقط من كه همهى ما بنده توايم، ونه تنها من كه همهى ما محتاج و نيازمند لطف توايم.
خدايا! من كسى جز تو را ندارم «ايّاك» ولى تو غير مرا فراوان دارى و همه هستى عبد و بندهى تو هستند. «ان كلّ من فى السموات و الارض الاّ اتى الرّحمن عبداً»(41) در آسمانها و زمين هيچ چيزى نيست مگر اين كه بنده و فرمان بردار خداوند رحمان هستند.
جمله «نعبد» هم اشاره به اين دارد كه نماز به جماعت خوانده شود و هم بيانگر اين است كه مسلمانان همگى برادر و در يك خط هستند.
مراحل پرواز معنوى، عبارت است از: ثنا، ارتباط و سپس دعا. بنابراين اوّل سورهى حمد ثناست، آيهى «ايّاك نعبد» ارتباط و آيات بعد، دعا مىباشد.
گفتگو با محبوب واقعى شيرين است، شايد به خاطر همين كلمه «ايّاك» تكرار شد.
41) مريم، 93.
پیام ها:
1- ابتدا بايد بندگى خدا كرد، آنگاه از او حاجت خواست. «نعبد، نستعين»
2- بندگى، تنها در برابر خداوند رواست نه ديگران. «ايّاك نعبد»
3- گر چه عبادت از ماست، ولى در عبادت كردن نيز نيازمند كمك او هستيم. «ايّاك نعبد و ايّاك نستعين»(42)
4- «ايّاك نعبد و ايّاك نستعين» يعنى نه جبر است و نه تفويض. چون مىگوييم: «نعبد» پس داراى اختيار هستيم و نه مجبور. وچون مىگوييم: «نستعين» پس نياز به او داريم و امور به ما تفويض نشده است.
5 - شناخت خداوند و صفات او، مقدمّه دستيابى به توحيد و يكتاپرستى است. «ربّ العالمين، الرّحمن الرّحيم، مالك يوم الدّين، ايّاك نعبد»
6- از آداب دعا و پرستش اين است كه انسان خودرا مطرح نكند و خود را در حضور خداوند احساس كند. «ايّاك نعبد...»
7- توجّه به معاد، يكى از انگيزههاى عبادت است. «مالك يوم الدّين ايّاك نعبد»
42) و ما كنا لنهتدى لولا ان هدانا اللَّه» اگر هدايت الهى نبود ما هدايت نمىيافتيم. اعراف، 43.
آیات منتخب دیگر:
سوره بقره:
18: اینا کر و کور و لالن!
45: آیه معروف "وَاسْتَعِينُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلَو ةِ ..." از صبر و نماز یاری بجویید ...
138: تو که بهترین نقاشی٬ میشه از رنگ خودت به ما هم بزنی؟؟
مراسم افطاری در حرم مطهر آقاجون
:

کارت دعوت (فدای تو ...)

هنگام اذان مغرب به افق مشهدالرضا(ع) (ورودی بالاخیابون یا همون بست شیرازی (باز واسه اونایی که نمیدونن شهدا!))

نمازو صحن جمهوری خوندیم و رفتیم سمت محل افطاری٬ صحن هدایت. این عکسیه که از وسط راه! در صحن آزادی گرفتیم. ارادتمندیم آقاجون ...

ورودیه اونجا! از چندین و چند ایست و بازرسی (البته بازرسی کارت!!) باید رد شی!

ای جوووووووووون. قبول باشه عزیزان ![]()

خدا خیرتون بده که اینطور عاشقانه خدمت میکنین٬ خوش به حالتون٬ اجرتون با خود آقاجون



بعد از گرفتن بسته مذبور! که شامل سبزی پلو و خرما و سبزی و لیوان و قاشق چنگال یه بار مصرف و نون و شله زرد و قند و ... (بازم بگم؟؟؟) میشد اومدیم تو مسیر برگشت و از صحن انقلاب که خیلی خیلی دوسش میداریم! عبور کردیم ![]()

سقاخونه اِسمال طلا!


چه جوری بگم دوست دارم؟ چه بگم خاطرخواتم؟ چه جوری بگم باور کنی٬ عاشق روی ماهتم! (وای اشعار مبتذل؟؟؟ باور کنین از چند سال پیش به حافظه مبارک! سپرده شده!:دی)
آقاجون بینهایت ممنون ![]()
دوستان اگه کم بود و به همه نرسید شرمنده!
بابت عکسای بی کیفیت هم ... همینی که هست!!! وسعمون در همین حده!:دی
(چیه امروز خیلی شاد میزنیا غلام؟!!!! دیگه دیگه!)
التماس دعا![]()
![]()
* وای یه دفه یادم اومد دارن سفره رو جمع میکنن :(((( ...
امروز کمتر حرف میزنیم!
جزء ۳۰ سوره مبارکه شرح آیات شریفه ۱ الی ۸
آیات:
أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ
وَوَضَعْنَا عَنكَ وِزْرَكَ
الَّذِى أَنقَضَ ظَهْرَكَ
وَرَفَعْنَا لَكَ ذِكْرَكَ
فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً
إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً
فَإِذَا فَرَغْتَ فَانصَبْ
وَإِلَى رَبِّكَ فَارْغَب
ترجمه:
(اى پيامبر!) آيا به تو شرح صدر عطا نكرديم؟
و بار سنگينات را از (دوش) تو برنداشتيم؟
آن (بار گرانى) كه براى تو كمرشكن بود.
و نام تو را بلند (آوازه) گردانيديم.
پس (بدان كه) با هر سختى آسانى است.
آرى، با هر دشوارى آسانى است.
پس هر وقت (از كارى) فراغت يافتى (براى كار جديد) خود را به تعب انداز.
و با رغبت و اشتياق به سوى پروردگارت روىآور.
نکته ها:
در سوره قبل (ضُحى) فرمود: خداوند تو را رها نكرده است: «ما ودّعك ربّك» در اين سوره مىفرمايد: چگونه تو را رها كرده، كسى كه بزرگترين الطاف و سرمايهها را كه شرح صدر است به تو داده است: «ألم نشرح لك صدرك»
«شرح صدر» به معناى گشايش سينه و بالا رفتن ظرفيّت انسان است تا بتواند ناملايمات را تحمّل كند و در مشكلات و سختىها صبر و پايدارى ورزد.
هنگامى كه خداوند حضرت موسى را به رسالت برگزيد، اولين خواسته او سعه صدر بود كه گفت: «ربّ اشرح لى صدرى»(1) پروردگارا! سعه صدر به من عطا كن. ولى پيامبر اسلام بدون درخواست مورد لطف قرار گرفت و سعه صدر را از خداوند دريافت كرد. «الم نشرح لك صدرك»
مراد از بار سنگين كه بر دوش پيامبر سنگينى مىكرد و خداوند با دادن شرح صدر، آن را ازدوش پيامبر برداشت، مسئوليّت رسالت و دعوت مردم به توحيد و مبارزه با فساد و شرك و خرافات است.
از آنجا كه غم و غصهها را نمىتوان كم كرد، پس بايد ظرفيّتها را بالا برد تا بتوان مشكلات را تحمّل كرد و كم نياورد. شرح صدر نشانه لطف ويژه الهى است: «فمن يرد اللّه ان يهديه يشرح صدره للاسلام»(2) يعنى هر كس را خداوند اراده كند هدايت يابد، روح او را براى پذيرش اسلام باز مىكند.
از نظر روانى، هنگام برخورد با مشكلات نبايد تمام ذهن متوجه آن شود، بلكه بايد به سهولتهاى پس از آن كه مورد وعده و سنت الهى است نيز توجه نمود.
عُسرها سبب يُسر است. كلمه «مَعَ» ممكن است به معناى سبب باشد، يعنى هر سختى در درون خود تجربهها و سازندگىهايى دارد. «انّ مع العسر يسراً»
حذف حرف فاء در جمله دوم «فانّ مع العسر يسرا، انّ مع العسر يسرا» بيانگر آن است كه اين اصل عمومى است و مخصوص پيامبر نيست.
رهبران حق كه در برابر طوفان مخالفتها و مشكلات و شكنجهها و تهديدها و توطئهها و تهمتها و لجاجتها و جنگها و... قرار مىگيرند بيش از هر چيز به سعه صدر نياز دارند. «ألمنشرح لك صدرك»
بر اساس روايات كه مورد فتواى مراجع دينى نيز قرار گرفته است، اين سوره و سوره ضُحى يك سوره حساب مىشوند نظير سوره فيل و قريش و در نمازهاى واجب كه بعد از سوره حمد، خواندن بيش از يك سوره جايز نيست، اين دو سوره بايد با هم خوانده شود. شاهد يكى بودن اين دو سوره، تناسب آيه آخر سوره قبل با آيه اول اين سوره است كه مىفرمايد: «ألم نشرح لك صدرك»
شرح صدرى كه به پيامبر اسلام داده شد، باعث شد تا آن حضرت در برابر آن همه آزارها، قومش را نفرين نكند و مىفرمود: «اللّهم اهد قومى فانّهم لا يعلمون»(3) يعنى خداوندا اين مردم را هدايت كن زيرا كه نمىدانند و در فتح مكه با اعلام عفو عمومى فرمود: «لا تثريب عليكم اليوم» امروز باكى بر شما نيست و همه را بخشيدم، همانگونه كه يوسف با اين جمله تمام برادرانش را يكجا عفو كرد.
نمونه «وضعنا عنك وزرك و رفعنا لك ذكرك» اين بود كه مردم فوج فوج در دين خدا وارد مىشدند «يدخلون فى دين اللّه افواجاً»(4) و در جنگهاى بدر و خندق و حنين اسلام پيروز شد و با اينكه بعضى منافق و يا ترسو بودند و فرار مىكردند باز اسلام رو به رشد بود.
در اكثر موارد اين بار سنگين توسط حضرت علىعليه السلام از دوش پيامبر برداشته مىشد. او در بدر و خيبر و احد شجاعانهترين عمليات را انجام داد.
البته در برخى موارد، «وزر» و سنگينى را، از طريق امدادهاى غيبى و نزول فرشتگان(5) و يا القاء ترس(6) در دل دشمنان، از دوش پيامبر اكرم برداشته شد.
خداوند، نام و ياد پيامبرش را گرامى داشته است. در قرآن، به درود و صلوات بر پيامبرش فرمان داده است: «يا ايّها الّذين آمنوا صلّوا عليه و سلّموا تسليماً»(7) نام او را در بسيارى از آيات در كنار نام خودش آورد است، «يا ايّها الّذين آمنوا اطيعوا اللّه و اطيعوا الرسول»(8) در اذان، شهادت به رسالت او را در كنار شهادت به وحدانيّت خودش قرار داده است. «اشهد أن لا اله الاّ اللّه و اشهد انّ محمّداً رسول اللّه» و در تشهد هر نماز، نيز اين شهادتين را تكرار كرده است.
زنى از ندادن نفقه شوهر فقيرش، نزد حضرت علىعليه السلام شكايت كرد. حضرت مرد را زندانى نكرد و فرمود: «انّ مع العسر يُسرا»(9)
1) طه، 25.
2) انعام، 125.
3) بحارالانوار، ج11، ص298.
4) نصر، 2.
5) آل عمران، 123-125.
6) آل عمران، 151 و حشر، 2.
7) احزاب، 56.
8) محمّد، 33.
9) تفسير نور الثقلين.
پیام ها:
1- سعه صدر، زمينهساز انجام برنامههاى سنگين رسالت است. «الم نشرح... وضعنا عنك وزرك»
2- از آينده مكتب نگران مباشيد. «و رفعنا لك ذكرك»
3- مبارزه با خرافات و آداب و رسوم جاهلى بسيار سنگين است. «وزرك»
4- كار پيامبر در حدّ كمرشكن بود. «انقض ظهرك»
5 - نام نيك و آبرو لازمه توفيق در رهبرى جامعه است. «رفعنا لك ذكرك»
6- سنّت و برنامه الهى آن است كه بدنبال هر سختى، آسانى است. «انّ مع العسر يسرا» (در جاى ديگر قرآن مىخوانيم: «سيجعل اللّه بعد عُسر يسرا»(10) سختىها و مشكلات زوالپذيرند و به آسانى تبديل مىشوند).
صبر و ظفر هر دو دوستان قديمند
بر اثر صبر نوبت ظفر آيد
7- انسان بايد بعد از فارغ شدن از هر كار و مسئوليّتى، آماده پذيرش مسئوليّت ديگر و تلاش و كوشش ديگر باشد. «فاذا فرغت فانصب»
8 - تلاشها بايد جهت الهى داشته باشد. «الى ربّك فارغب»
9- تلاش و كوشش بايد همراه با اخلاص باشد. «فانصب... الى ربّك فارغب»
10- براى توجه به خداوند بايد نهايت تلاش را بكار برد. «فانصب - الى ربك فارغب»
11- پيمودن راه خدا بايد عاشقانه و با رغبت باشد. «الى ربّك فارغب»
12- رغبتها و تمايلات تنها سزاوار اوست نه ديگران. «الى ربّك فارغب»
10) طلاق، 7.
آیات منتخب دیگر:
سوره نبا:
6 تا 11: با این همه نشونه٬ مسلمه که خلقتمون بی هدف نیس
سوره مطفّفین:
1 تا 6: وای به حال کم فروشا (حتی واسه نماز!)
سوره بلد:
سوره فجر:
27 تا 30: "ارجعی الی ربک"!
سوره تین:
1 تا 8: فلسطین!
سوره قدر:
سوره عصر:
1 تا 3: سفارش به صبر
التماس دعا ...
بازم تاخیر! و بازم شرمندگی!!
جزء ٬۲۸ سوره مبارکه صف آیه شریفه ۳
آیه:
كَبُرَ مَقْتاً عِندَ اللَّهِ أَن تَقُولُواْ مَا لَا تَفْعَلُونَ
ترجمه:
نزد خدا بسيار مورد غضب است كه چيزى را بگوئيد كه عمل نمىكنيد.
نکته ها:
«مَقت» به معناى خشم و غضب شديد است.
مشابه اين توبيخ را در آيه «أتأمرون النّاس بالبرّ و تنسون أنفسكم»(1) مىخوانيم.
عمل نكردن به گفتار، گاهى به خاطر ناتوانى است و گاهى از روى بىاعتنايى كه اين مورد توبيخ است.
عالم بىعمل، به درخت بى ثمر، ابر بى باران، نهر بى آب، زنبور بدون عسل، سوزن بدون نخ و الاغى كه كتاب حمل مىكند، تشبيه شده است.
در احاديث مىخوانيم: «علم بلاعمل حجة اللّه على العبد»(2) علم بدون عمل، حجّتى بر عليه انسان است.
«العلم الّذى لايُعمل به كالكنز الّذى لاينفق منه»(3) علمى كه به آن عمل نشود، مانند گنجى است كه از آن انفاق و استفاده نشود.
«انّ اشد الناس حسرة يوم القيامة الّذى وصفوا العدل ثمّ خالفوه»(4) كسى كه از عدالت سخن بگويد ولى عادل نباشد، سختترين حسرت را در قيامت خواهد داشت.
حضرت عيسىعليه السلام فرمود: «أشقى الناس مَن هو معروف عند النّاس بعلمه مجهول بعمله»(5) كسىكه نزد مردم به علم معروف است، ولى به عمل معروف نيست، شقىترين مردم است.
امام صادقعليه السلام فرمود: «من لم يُصدّق فعله قوله فليس بعالم»(6) كسىكه كارهايش تأكيد كنندهى گفتارش نباشد، عالم نيست.
امام صادقعليه السلام يكى از مصاديق اين آيه را خلف وعده دانستند و فرمودند: وعده مؤمن به منزلهى نذر است، ليكن(مخالفت با آن) كفّاره ندارد. «عدة المؤمن اخاه نذرٌ لا كفّارة له»(7)
به گفته مفسّران، شأن نزول آيه درباره كسانى است كه خواهان جهاد بوده ولى همين كه فرمان جهاد صادر شد، بهانه تراشى و عذرخواهى كردند. البتّه محتواى آيه مربوط به تمام كسانى است كه شعار مىدهند ولى عمل نمىكنند.
1) بقره، 44.
2) غرر الحكم.
3) امالى صدوق، ص 343.
4) بحار، ج 2، ص 30.
5) مصباح الشريعه، ص 368.
6) كافى، ج 1، ص 36.
7) كافى، ج2، ص363.
پیام ها:
1- ايمان بايد با عمل و صداقت همراه باشد وگرنه مستحقّ سرزنش و توبيخ است. (تمام آيه)
2- قبل از اين كه انتقاد كنيد، به بيان نقاط مثبت بپردازيد. شما كه ايمان داريد، چرا عمل نمىكنيد؟ «يا ايها الّذين آمنوا... لِمَ... لا تفعلون»
3- يكى از روشهاى تربيت، توبيخ بجا و به موقع است. «لم تقولون ما لا تفعلون»
4- وفاى به عهد، واجب و خلف وعده، از گناهان كبيره است. «كبر مقتاً»
5 - چه زشت است كه تمام هستى در حال تسبيح خداوند باشند، «سبّح للّه» ولى انسان با سخنان بدون عمل، خداوند را به غضب آورد. «كبر مقتاً عند اللّه»
6- گفتار بدون عمل، خطرناك است. «كبر مقتاً عند اللّه ان تقولوا ما لاتفعلون» (كلمات «كبر»، «مقتاً» و «عنداللّه»، نشان از خطرناك بودن موضوع است)
7- اگر امروز كار شما با وعدهها و شعارهاى دروغين حل شود، اما نزد خداوند وضع خطرناكى خواهيد داشت. «كبر مقتاً عند اللّه...»
**تذکر غلامی!: هم تو خودت تا حالا این همه حرف زدی که عمل نکردی بهشون٬ این همه پند و موعظه دادی بقیه رو و خودت خلافشو عمل کردی ... انشاالله از این شبا واسه آدم شدنت استفاده کرده باشی
آیات منتخب دیگر:
سوره حشر:
16: وای به حالمون کارمون به جایی برسه شیطان از ما تبری بجویه و بگه من از خدا میترسم!!!!!! (ااااااای تو روحت جناب شیطان رجیم!! جداً که چقد شیطونیا!!!:دی)
21: قلب بعضیامون از کوهم سختتر و سفتتره!
سوره منافقون:
11: نمیتونیم بگیم: "عزرائیل جان واستا٬ هنوز کار دارم٬ بیزحمت برو ۳ سال دیگه بیا سراغم"!!!!!
سوره تغابن:
9: ! The Great Bliss (سعادت بزرگ)
15: اموال و فرزندان وسیله ی فتنه (آزمایش) هستند. پس از کمی مال و ثروت ننالیم خواهشا! (آزمایشش آسونتره در عوض)
سوره طلاق:
3: خدا برامون میرسونه٬ از جاهایی که حتی فکرش به مخیله مون هم راه پیدا نمیکنه٬ اگر ...!
سوره تحریم:
1 و 2: این آیه خیلی برام جالبه٬ بخونینش اگه وقت دارین. (رضایت خدا اصله٬ حتی اگه همسر راضی نباشه)
سلام دوستان عزیز و همراهان گرامی
آقا و سرورمان، ای امام زمانمان، ای شمایی که وجود همه موجودات به وجود مقدس شما وابسته س، امشب شب شهادت جد بزرگوار شما و برادر و جانشین رسول خدا و همسر فاطمه ی زهرا و پدر حسن و حسین و زینب و عباس و یاور مظلومان و همدم یتیمان و غمخوار ستم دیده هاس.
ضمن عرض تسلیت به پیشگاه مقدس شما، شما رو به عظمت این آقا قسم، واسطه من، این بنده ی گنهکار و خطاکار و ذلیل و حقیر و فقیر و بائس و مسکین و مستکین و مستجیر، به درگاه خداوند متعال شید ...
برادران و خواهران عزیز، از تاخیر بوجود اومده شرمنده ام
ناچارا این پست رو با 1 روز تاخیر دارم میذارم، البته همراه این پست یه هدیه کوچیک هم هست، چند تا عکس و یه فیلم که حدود 9 دقیقه س به حجم 50 مگابایت.
جزء 27، سوره مبارکه ذاریات آیات شریفه 56 الی 58
آیات:
وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ
مَآ أُرِيدُ مِنْهُم مِّن رِّزْقٍ وَمَآ أُرِيدُ أَن يُطْعِمُونِ
إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِينُ
ترجمه:
و جن و انس را نيافريدم مگر براى آنكه مرا عبادت كنند.
و من از آنان هيچ رزقى نمىخواهم و نمىخواهم كه به من طعام دهند.
زيرا خداوند است آن روزى رسانِ نيرومندِ استوار.
نکته ها:
در حديثى از امام حسينعليه السلام مىخوانيم: خداوند مردم را نيافريد مگر براى معرفت و شناختن و چون او را شناختند، او را عبادت مىكنند و هر كه او را عبادت كند، از بندگى غير او بىنياز مىشود.(43)
جنّ، قبل از انسان آفريده شده و داراى تكليف است. در اين آيه نيز نامش قبل از انسان آمده است. «و ما خلقت الجنّ و الانس»
در قرآن، تمام آفرينش بر اساس حق است وهيچ آفريدهاى باطل نيست، «و ما خلقنا السموات و الارض و ما بينهما الاّ بالحق»(44) وهمهى آفريدهها در مسير بهرهمندى انسان است. «خلق لكم»(45)، «سخّر لكم»(46)، «متاعاً لكم»(47)
و انسان نيز براى هدفى متعالى آفريده شده كه راه رسيدن به آن، عبادت خدا است. «و ما خلقت الجن والانس الا ليعبدون» البتّه عبادت معناى عام دارد و به هر كار نيكى كه با هدف الهى انجام شود، عبادت گفته مىشود.
سؤال: در قرآن اهداف ديگرى، همچون آزمايش و امتحان، براى آفرينش انسان مطرح شده، آيا آن اهداف با هدفى كه در اين آيه (56) آمده، هماهنگ است؟
پاسخ: قرآن در آيه دوم سوره مُلك مىفرمايد: «خلق الموت والحياة ليبلوكم أيّكم أحسن عملا» مرگ و حيات را آفريد تا شما را بيازمايد كه كدام يك عمل بهترى داريد. و در آيه دوازدهم سوره طلاق مىفرمايد: «لتعلموا انّ اللّه على كلّ شىء قدير» هدف از آفرينش، علم انسان به قدرت الهى است.
در جمعبندى اين آيات به نتيجه مىرسيم كه هدف اصلى، بندگى خداوند است، ليكن عبادت نيازمند معرفت است كه در جمله «لتعلموا» بيان شده است و در عبادت كه همان پذيرفتن راه الهى و رها كردن راههاى غير الهى است، انسان آزمايش مىشود كه در جمله «ليبكوكم» آمده است.
سؤال: اگر هدف آفرينش بشر عبادت است، پس چرا اين هدف بطور كامل تحقق نيافته است؟
پاسخ: بارها خداوند در قرآن فرموده كه اگر مىخواستيم، همه را به اجبار هدايت كرده و به بندگى خود در مىآورديم، امّا خداوند بشر را آزاد آفريد، تا آگاهانه و آزادانه، عبادت كند.
سؤال: آيا خداوند به عبادت ما نيازمند است؟
پاسخ: قرآن بارها مىفرمايد: خداوند از هر جهت غنى است، نه تنها از انسان، بلكه از همه هستى بى نياز است. اگر به ما دستور دادند كه منزل خود را رو به آفتاب بسازيم، نبايد كسى گمان كند كه خورشيد به خانه ما نياز دارد، اين ما هستيم كه به نور و انرژى آن محتاجيم. در اين آيات نيز بى نيازى خداوند بيان شده است: «ما أريد منهم من رزق»
سؤال: اگر خداوند رزّاق است، پس چرا به همه رزق يكسان نمىدهد؟
پاسخ: رزّاق بودن يكى از صفات خداوند است، يكى ديگر از صفات او حكيم بودن است. يكسان بودن رزق، امرى حكيمانه نيست، بلكه بايد تابع تلاش و كوشش انسانها باشد. قرآن مىفرمايد:
«فامشوا فى مناكبها»(48) از دامنه زمين بالا رويد و رزق به دست آوريد.
«وابتغوا من فضل اللّه»(49) به سراغ كسب و كار و فضل الهى برويد و داد و ستد كنيد. چنانكه نبايد توقّع داشته باشيم معلّم به همه شاگردان نمره يكسان بدهد، زيرا علاوه بر معلّم بودن و اختيار نمره دادن، حكيم نيز هست و بايد ميان شاگردان كوشا و بازيگوش، فرق بگذارد.
سؤال: اگر خداوند رزّاق است، قحطىها براى چيست؟
پاسخ: گاهى كمبودها جنبه كيفرى دارد، چنانكه قرآن در مورد كيفر بنىاسرائيل مىفرمايد: «فبظلم من الّذين هادوا حرّمنا»(50) به خاطر ظلمى كه يهود كردند، بخشى از خوردنىها را بر آنان حرام كرديم.
گاهى جنبه آزمايشى دارد: «و لنبلونّكم بشىء من الخوف و الجوع»(51) ما از طريق گرسنگى و ترس و... شما را آزمايش مىكنيم.
گاهى جنبه تربيتى دارد: «فاخذناهم بالبأساء... لعلّهم يتضرّعون»(52) ما براى تضرّع و برگشت آنان به سوى خداوند، آنها را از طريق ناگوارىها گوشمالى مىدهيم.
و گاهى نتيجه قهرى برخورد نادرست انسان با طبيعت است، همچون تخريب جنگلها، آلوده ساختن آب رودخانهها و به هم زدن تعادل محيط زيست كه در طول زمان، مشكلات بسيارى از جمله قحطى را بدنبال مىآورد.
اگر ايمان داشته باشيم كه رزق از خداست، ريشهى بسيارى از حرصها، بخلها، حيلهها، حسدها، كلاهبردارىها و كم فروشىها، در انسان مىخشكد. «انّ اللّه هو الرّزاق...»
43) تفسير نمونه.
44) حجر، 85 .
45) بقره، 29.
46) جاثيه، 13.
47) نازعات، 33.
48) ملك، 15.
49) جمعه، 10.
50) نساء، 160.
51) بقره، 155.
52) انعام، 42.
پیام ها:
1- جنّ و انس در تكليف مشتركند. «الجنّ و الانس... ليعبدون»
2- عبادت كردن بشر و الهى شدن مردم مهم است، نه عبادت شدن خداوند. «ليعبدون» (نفرمود: «لأعبد» تا من عبادت شوم.)
3- لازمهى عبادت، معرفت معبود است، پس آفرينش جن و انس براى شناخت حقّ و حركت در راه خداوند است. «ليعبدون»
4- انسان در معرض غفلت و نسيان است و بايد پيوسته هدفش را به او تذكّر داد. «و ذكّر... ما خلقت الجنّ و الانس...»
5 - خداوند بى نياز است و عبادتى كه از جن و انس مىخواهد، به خاطر احتياج او نيست بلكه به خاطر رشد آنهاست. «و ما أريد منهم من رزق...»
6- كسى كه خودش رزّاق است، چه نيازى به رزق بندگان دارد. «ما أريد منهم من رزق... ان اللّه هو الرّزاق»
7- تمام امكانات و تخصّصها و ابزارها، وسيله و بستر رسيدن به رزق است ولى روزى رسان تنها خداست. «انّ اللّه هو الرّزاق»
8 - خداوند در توان روزىرسانى كمبودى ندارد. «هو الرّزاق ذوالقوّة»
9- با گذشت زمان، قدرت روزى رسانى خداوند كمرنگ نمىشود. «المتين» («متين» به معناى ثابت و استوار است)
** یک سوال و یک جواب:
اولی: طبق این آیه خداوند ما رو واسه عبادت آفریده دیگه، درسته؟
دومی: درست، خب چطور؟
اولی: کار ندارم که خدا بی نیازه از دعای ما، اصن چرا خدا ما رو آفریده که عبادتش کنیم؟ میتونس خلقمون نکنه تا عبادتشم نکنیم دیگه؟
دومی: آره میتونس، اما این خلقت نشانه مهربانی و عطوفتشه. اگه ما رو خلق نمیکرد، آیا میتونستیم تا اون جایی پیشرفت کنیم که فرشته ها به مقاممون غبطه بخورن؟ آیا میتونستیم طعم عشق به خدا رو بچشیم و از نعمتای بی انتهاش بهره مند شیم؟ آیا میفهمیدیم بهشت وعده داده شده ی خدا کجاس و بالاتر از پاداش بهشت، رضایت خدا چیه؟
اولی: خیلی ببخشینا، اما ما یک کلمه از حرفاتو هم نفهمیدیم، زیر سیکل بگو تا مام یه چیزی حالیمون شه!
دومی: چشم عزیز دل برادر! یه مثال عینی و ملموس برات میزنم تا به اصل مطلب پی ببری. فرض کن یه پسری هس علاقه مند به فوتبال، مربی میبینه اون استعداد خاصی داره در این زمینه و اگر آموزش درستی ببینه و تلاش مناسبی هم کنه میتونه یه روزی بهترین بازیکن دنیا شه. به اون پسره هم این مطلبو میگه. به نظرت اون پسر بعد از شنیدن "وعده ی تخلف ناپذیر" اون مربی، یعنی وعده ای که حتما اجرا شدنیه، به مربیش میگه من نمیخوام بهترین بازیکن دنیا شم، چون باید تمرینات منظمی داشته باشم هر روز، خسته میشم از تمرین، حال و حوصله شو ندارم و ... ؟؟
اولی: مگه عقلشو از دس داده باشه که این جوابو بده!
دومی: آ باریکلا! اینجا هم که خدا گفته نیافریدیمتون جز برای عبادت به همین معنیه! چون میخواد ما رو به قله ی افتخار برسونه
اولی: عجب! پس که اینطور! ...
آیات منتخب دیگر:
سوره قمر:
1 تا 3: شق القمر!
سوره الرحمن:
17 و 18: پروردگار دو مشرق و دو مغرب
19 تا 25: جان عالم به فدایت یا علی ...
سوره واقعه:
7 تا 16: مردم سه دسته اند: دست راستیا و دست چپیا و پیشگامان ...
سوره حدید:
16: وقت فروتنی نرسیده؟؟

" ما قرآن را در شبی خجسته فرو فرستادیم ..."

السلام علیک یا شمس الشموس ...

اخلاص

آقاجون تسلیتمون رو پذیرا باش ![]()

بند بند این دعا عشق است و عشق است و عشق ...
هدیه ای ویژه به مناسبت دومین شب قدر:
صحن آزادی٬ هنگامی که همه عاشقان به احترام آقاجون رو به ضریح مطهر ایشون می ایستن.
لطفا اگه این فیلم رو که تقریبا ۵۰ مگابایته و ۹ دقیقه س دانلود کردید٬ ۱۴ تا صلوات نذر یوسف زهرا٬ آقا امام زمان (عج) کنین. باشد که دست پدرانه شون رو هیچ وقت از سر ما برندارن ...
خدایا ما که عددی نیستیم٬ ولی چه کنیم که تو بزرگی و خوبی و مهربونیت بینهایته ...
سلام
انشاالله خوب و خوشین و از این لحظات استثنایی در این شبهای خاص و با ارزش، نهایت استفاده رو میبرین و دعاگوی همه کس و همه چیز هستین.
جزء 26، آیات ۱۵ و 16 از سوره مبارکه ق (قاف) که شاید یکی از معروفترین آیات واسه ما باشه، فقط خدا کنه حسش کنیم! ...
آیه:
أَفَعَيِينَا بِالْخَلْقِ الْأَوَّلِ بَلْ هُمْ فِى لَبْسٍ مِّنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ
وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ
ترجمه:
مگر در آفرينش نخستين عاجزيم (تا از باز آفريدن شما در رستاخيز ناتوان باشيم)، بلكه آنان از آفرينش جديد در اشتباه و ترديدند.
و همانا ما انسان را آفريدهايم و هر چه را كه نفسش او را وسوسه مىكند مىدانيم و ما از شريان و رگ گردن به او نزديكتريم (و بر او مسلّطيم).
نکته ها:
كلمه «عيينا» از «عى» به معناى عجز و ناتوانى، «لَبس» به معناى خلط و اشتباه و مشتبه شدن است.
«وسوسه» در لغت به معناى صداى آهسته است و در اصطلاح، كنايه از افكار ناپسندى است كه بر فكر و دل انسان مىگذرد.
كلمه «وريد» از ريشهى «ورود» به معناى رفتن به سراغ آب است. از آنجا كه اين رگ، شاهراه گردش خون ميان قلب و ديگر اعضاى بدن است، آن را «وريد» گفتهاند.
براى ارشاد منحرفان، از هر شيوه صحيحى بايد استفاده كرد. در آيات قبل نمونههايى از قدرت خداوند در هستى و نمونههايى از سرنوشت شوم كسانى كه تكذيب مىكردند، بيان شد. اين آيات، وجدان و عقل مردم را مخاطب قرار داده كه مگر ما در آفرينش اول عاجز شديم تا از آفرينش دوم بازمانيم.
مشابه جملهى «نحن أقرب اليه من حبل الوريد»، اين آيه است: «انّ اللّه يحول بين المرء و قلبه»(15) خداوند ميان انسان و قلب او حايل مىشود.
سرچشمهى وسوسه، سه چيز است:
الف) نفس و خواهشهاى نفسانى. «توسوس به نفسه»
ب) شيطان. «فوسوس لهما الشيطان»(16)
ج) بعضى انسانها و جنّيان. «الّذى يوسوس فى صدور النّاس من الجِنّة والناس»(17)
علم خداوند به امور ما به دو علت است:
الف) چون آفريدگار ماست و خالق، مخلوق خود را مىشناسد: «الا يعلم من خلق»(18)،
«و لقد خلقنا الانسان و نعلم ما توسوس به نفسه»
ب) چون بر ما احاطه دارد. «نعلم... و نحن أقرب اليه من حبل الوريد»
لذا علم خدا دقيق، گسترده و بى واسطه است.
ريشهى شك در معاد دو چيز است:
يكى اينكه خدا از كجا مىداند هر كس چه كرده و ذرّات او در كجاست؟
ديگر اينكه از كجا مىتواند دوباره بيافريند؟
اين آيه به هر دو جواب مىدهد:
او مىتواند، چون قبلاً انسان را آفريده است. «ولقد خلقنا الانسان»
او مىداند، چون وسوسههاى ناديدنى را هم مىداند. «نعلم ما توسوس به نفسه»
15) انفال، 24.
16) اعراف، 20.
17) ناس، 5 و 6.
18) ملك، 14.
پیام ها:
1- آفرينش هر موجود، گواه بر قدرت آفريدگار بر آفرينش مجدد آن است. اگر آفريدن اول ممكن بود، خلقت دوباره نيز ممكن است. «افعيينا بالخلق الاول»
2- در گفتگو با مخالف، كوتاهترين و رساترين كلمات را بكار ببريد. «افعيينا بالخلق الاول» (ممكن شمردن يكى و محال شمردن ديگرى تناقض است)
3- كافران، دليلى بر انكار معاد ندارند، تنها شك و ترديد است. «بل هم فى لبس من خلق جديد»
4- اگر مىخواهيد عقيدهاى سالم داشته باشيد بايد وسوسهها را از خود دور كرده و نفس خود را اصلاح كنيد. (انكار قيامت به خاطر آن است كه خود را از وسوسهها پاك نكردهايد.) «بل هم فى لبس... و نعلم ما توسوس به نفسه»
5 - علم و احاطهى خداوند به بشر، در طول حيات اوست. «نحن أقرب اليه من حبل الوريد»
** ۴ کلمه حرف در مورد این آیات: مگه خودش نگفته از رگ گردن٬ یعنی چیزی که درون ماست٬ چیزی که ما بهش محتاجیم و بدون اون ادامه حیات برای لحظه ای هم ممکن نیست برامون٬ هم نزدیکتره بهمون؟ چرا فقط وقتی کارمون گیره بهش مراجعه میکنیم؟ چند بار شده وسط شادی و خوشی و حس و حال داشتنمون بهش فک کنیم و یادش باشیم؟ یه بار شده واسه اونم کارت عروسیمونو بفرستیم؟؟ یه بار شده ما زنگ بزنیم و خبرشو بگیریم؟؟ چرا انقد بی معرفتم؟ چرا نامردم؟ من بنده تم و انقد ... ![]()
حالا در این لحظات٬ تو این شبایی که هر کدومش ارزشمندتر از ۱۰۰۰ ماهه٬ دوس دارم بیام پیشت٬ با همه وجود٬ نگو قبولم نمیکنی جان این بنده ی حقیرت ... ![]()
آیات دیگر:
سوره احقاف:
15: احسان به پدر و مادر همیشه و همه جا
17 و 18: مراقب باشیم که حتی "اُف" هم نگیم بهشونا
سوره محمد:
36: زندگی بازیچه نیست!
سوره حجرات:
1: چرا گاهی با افراطامون حتی از پیامبرم میخوایم جلو بزنیم؟؟ ![]()
11: گناهای زبانی٬ چقد راحت ![]()
12: غیبت که دیگه از نون شب هم واجبتر شده واسه بعضیا! ![]()
یادمون نره از هم در این نابترین لحظات عمر ...
واقعا شرمنده بابت تاخیر مجدد!
سالروز ضربت خوردن
مولای متقیان
امیر مومنان
حضرت علی (ع)
بر همه شیعیان تسلیت باد.
آیات منتخب جزء ٬۲۵ آیات شریفه ۱ الی ۴ از سوره مبارکه دخان میباشد که در رابطه با عظمت این شبهاست.
آیات:
حم
وَالْكِتَابِ الْمُبِينِ
إِنَّآ أَنزَلْنَاهُ فِى لَيْلَةٍ مُّبَارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنذِرِينَ
فِيهَا يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ
ترجمه:
حا، ميم.
به كتاب روشنگر سوگند.
ما آن را در شبى مبارك و فرخنده نازل كرديم، ما همواره انذار كننده بوديم.
در آن (شب مبارك) هر امر مهمى بر طبق حكمت الهى تفصيل و تبيين مىشود.
نکته ها:
كلمه «مبارك» از «بركت» به معناى خير پايدار و ضد آن كلمه «شوم» است.
مراد از شب مبارك، همان شب قدر است كه در ماه مبارك رمضان قرار دارد. «شهر رمضان الّذى انزل فيه القرآن»(1)
براى حروف مقطعه معانى زيادى گفتهاند كه شايد بهترين وجه آن باشد كه قرآن، اين معجزه بزرگ الهى از همين حروف است، چنانكه در سوره شورى بعد از حروف (حم عسق) مىفرمايد: «كذلك يوحى» ما بدين گونه وحى مىكنيم. البتّه در بعضى روايات آمده كه در اين حروف رمز و رازى است كه جز خدا كسى نمىداند.(2)
كلمهى «مبين» از «ابانة» به معناى روشن و روشنگر است. يكى از ظلمهايى كه به قرآن شد اين بود كه برخى بزرگان گفتند: قرآن، قطعى الصدور و ظنّى الدلالة است. صدور قرآن از جانب خدا يقينى است، ولى دلالتهاى قرآن شفّاف و روشن نيست و مفاهيم آن ظنّى است. امّا اين يك اجتهاد نابجا در برابر صريح قرآن است، زيرا قرآن بارها فرموده كه من نور هستم، روشنگرم و روشن كننده مرز بين حقّ و باطل هستم، چنانكه در اين آيات مىفرمايد: «الكتاب المبين»
البتّه در قرآن به آياتى متشابه كه داراى چند معناست، برخورد مىكنيم، لكن آن آيات نيز در سايه ساير آيات روشن مىشود.
قرآن از همه جهت مبارك است:
الف) از جهت نازل كننده. «تبارك الّذى نزل الفرقان»(3)
ب) خود قرآن مبارك است. «كتاب انزلناه اليك مبارك»(4)
ج) از جهت زمان نزول. «فى ليلة مباركة»
سؤال: اگر نزول قرآن در شب قدر بوده است، پس نزول آيات در 23 سال رسالت پيامبر به چه معناست؟
پاسخ: قرآن در شب قدر يك باره و يك جا بر قلب پيامبر و بار ديگر و به تدريج در طول بيست و سه سال نازل شد. همان گونه كه يك بار چمدان لباسى را يكجا به شخصى مىدهيد و در مرحله بعد درب آن را گشوده و لباسها را جداگانه به او نشان مىدهيد و يا كتاب شعر حافظ را يك جا به شما هديه مىكنند و در هر مناسبت، چند بيتى از آن را براى شما مىخوانند.
در اين آيه، زمان نزول قرآن مبارك شمرده شده و در آيات ديگر زمان نزول عذاب، نحس خوانده شده است، «ايّام نَحسات»(5) اصولاً مبارك يا منحوس بودن زمان يا به خاطر حوادث تلخ و شيرينى است كه در آنها واقع مىشود و يا در خود زمان خصوصيّتى است كه بر ما پوشيده است، چنانكه در قرآن از استغفار در سحرها ستايش شده كه معلوم مىشود در عنصر زمان خصوصيّتى است كه ما نمىدانيم.
1) بقره، 185.
2) تفسير نورالثقلين، ج1، ص30.
3) فرقان، 1.
4) ص، 29.
5) فصّلت، 16.
پیام ها:
1- قرآن در زمان پيامبر اكرمصلى الله عليه وآله به عنوان كتاب مقدّس مطرح بود. (خداوند به آن سوگند ياد مىكند) «والكتاب»
2- قرآن براى دستيابى انسان به نور از جايگاهى بلند نازل شده است. « انزلناه»
3- زمانها متفاوتند و بعضى بر بعضى ديگر قداست و برترى دارند. «ليلة مباركة»
4- براى مسائل معنوى، شب زمان مناسبترى است. «ليلة مباركة»
5 - سنّت خداوند، فرستادن هشدار دهنده است. «كنّا منذرين»
6- براى مردم غافل انذار و هشدار مفيدتر از بشارت است. «منذرين»
۷ - شب قدر در هر سال تكرار مىشود. «يفرق» (فعل مضارع، نشانه استمرار است)
۸ - مقدّرات شب قدر نسبت به مسائل كليدى و اساسى است. «كل امر حكيم» يعنى هر كار استوار و ريشهاى.
۹ - شب قدر، شب سرنوشت است. «فيها يفرق كل امر حكيم»
آیات دیگر:
سوره شوری:
12: خداوند روزی دهنده ست
16: گیرای الکی به دین خدا ندیم خواهشا!
17: حواسمون جمع باشه٬ شاید وعده خداوند لحظه ای دیگر محقق شه ...
25: همیشه راهی واسه بازگشت هست٬ پس تا دیر نشده ...
30 و 31: اگه قرار بود واسه همه اعمالم تو همین دنیا هم تقاص پس بدم چی به سرم میاوردی؟ (الهی العفو
)
38 و 39: همون "و امرهم شوری بینهم" معروف!
سوره زخرف:
13 و 14: از "سبحان الذی" تا پایان آیه ۱۴ میشه دعای سفر (یادش بخیر سفر عشق و اتوبوس و دعای سفر ...)

کتابی که بین همه پخش میشه و دعای عظیم جوشن کبیر داره

این شبا٬ شبای عاشقیه٬ بندگیه٬ مبادا فرصت رو از دست بدیما ...

ابتدای مراسم قرآن به سر گرفتن ![]()

بعلی بن موسی ... ![]()
مراسم امشب رو حاج شیخ حسین انصاریان به پایان رسوند و چه عالی حال همه رو دگرگون کرد در نیمه شب نوزدهم ماه مبارک رمضان ...