تبليغاتX
تنهام نذار آقا ... - ماه مبارک رمضان، ماه میهمانی خدا
پنجره اي رو به حرم آقاي مهربانيها ...
خداحافظ ...

سلام ای غروب غریبانه دل
سلام ای طلوع سحرگاه رفتن
سلام ای غم لحظه های جدایی
خداحافظ ای شعر شبهای روشن

خداحافظ ای شعر شبهای روشن
خداحافظ ای قصه عاشقانه
خداحافظ ای آبی روشن عشق
خداحافظ ای عطر شعر شبانه
 
خداحافظ ای برگ و بار دل من
خداحافظ ای سایه سار همیشه
اگر سبز رفتی اگر زرد ماندم
خداحافظ ای نوبهار همیشه
 ...
 

جزء 6، سوره مبارکه مائده آیه شریفه 32

آیه:

مِنْ أَجْلِ ذَ لِكَ كَتَبْنَا عَلَى‏ بَنِى إِسْرَ ءِيلَ أَنَّهُ مَن قَتَلَ نَفْسَا بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِى الْأَرْضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعاً وَمَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَآ أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعاً وَلَقَدْ جَآءَتْهُمْ رُسُلُنَا بِالْبَيِّنَتِ ثُمَّ إِنَّ كَثِيراً مِّنْهُم بَعْدَ ذَ لِكَ فِى الْأَرْضِ لَمُسْرِفُونَ‏

 

ترجمه:

به همين جهت، بر بنى‏اسرائيل نوشتيم كه هر كس انسانى را جز به قصاص يا به كيفر فساد در زمين بكشد پس چنان است كه گويى همه‏ى مردم را كشته است، و هر كه انسانى را زنده كند (و از مرگ يا انحراف نجات دهد) گويا همه‏ى مردم را زنده كرده است و البتّه رسولان ما دلايل روشنى را براى مردم آوردند، امّا (با اين همه) بسيارى از مردم بعد از آن (پيام انبيا) در روى زمين اسرافكار شدند.

 

نکته ها:

 در اين آيه از كشتن يك نفر به منزله‏ى كشتن همه مردم مطرح شده است. براى توضيح اين حقيقت چند بيان و معنا مى‏توان عرضه كرد:
الف: قتل يك نفر، كيفرى همچون قتل همه مردم را دارد.
ب: حرمت قتل يك نفر نزد خداوند، به منزله قتل همه‏ى مردم نزد شماست.
ج: قتل يك نفر، بى‏اعتنايى به مقام انسانيّت است.
ه : قتل يك نفر، سلب امنيّت از همه‏ى مردم است.
و: چون انسان‏ها به منزله‏ى اعضاى يك پيكرند، پس قتل يكى قتل همه است.
ز: جايگاه دوزخى قاتل يك نفر، جايگاه كسى است كه قاتل همه باشد. [71]
ح: قتل يك نفر، زمينه‏ساز قتل همه است.
ط: يك انسان مى‏تواند سرچشمه‏ى يك نسل باشد، پس قتل او به منزله‏ى قتل يك نسل است. (به نظر مى‏رسد اين احتمال بهتر است)
در روايات مى‏خوانيم: فانى‏شدن تمام دنيا نزد خداوند، از كشتن يك‏مؤمن آسان‏تر است. [72]
امام صادق‏عليه السلام فرمودند: كسى كه در موضعى كه آب يافت نمى‏شود، تشنه‏اى را سيراب كند، مانند كسى است كه نفسى را زنده كرده باشد. [73]
طبق آيات و روايات، هدايت وارشاد مردم به راه حقّ، نوعى احيا مى‏باشد و گمراه كردن مردم، نوعى قتل است. سوره انفال، آيه 24، دعوت پيامبر را مايه‏ى حيات مردم مى‏خواند: «دعاكم لما يحييكم».
امام صادق‏عليه السلام نيز فرمودند: «مَن اخرجها من ضلال الى هدى فكانّما أحياها ومن اخرجها من هدى الى الضلال فقد قتلها» هركس نفس منحرفى را هدايت كند او را زنده كرده و هر كس ديگرى را منحرف كند او را كشته است. [74]
امام صادق‏عليه السلام فرمودند: «نجاها من غرق او حرق او سَبُع او عدوّ» مراد از احياى نفس، نجات گرفتاران از غرق وآتش سوزى ودرّنده يا دشمن است. [75] و در روايت ديگر آنمده است: كسى كه به گرسنه‏اى غذا ندهد، به منزله‏ى كشتن اوست وغذا دادن، به منزله‏ى زنده كردن اوست. [76]
امام باقرعليه السلام فرمود: مسرفان همان كسانى هستند كه حرام‏ها را حلال مى‏شمرند و خون‏ها را مى‏ريزند. [77]


71) كافى، ج‏7، ص‏271.
72) بحار، ج‏10، ص‏382. اين حديث را در شب جمعه آخر ماه رمضان 1379 مى‏نويسم كه روز جمعه‏اش روز قدس است و در حالى كه تلويزيون‏هاى دنيا صحنه‏هاى دلخراشى از كشتن مسلمانان بى‏پناه فلسطين را به دست صهيونيست‏ها نشان مى‏دهند.
73) مكارم‏الاخلاق، ص‏135.
74) كافى، ج‏2، ص‏210.
75) تفسير برهان.
76) كافى، ج‏2، ص‏204.
77) تفسير نورالثقلين.

 

پیام ها:

 1- گاهى حوادث تاريخى، عامل صدور فرمان‏هاى الهى است. «من أجل ذلك»
2- انسان‏ها و سرنوشتشان در طول تاريخ به هم پيوند دارند. «من أجل ذلك كتبنا على بنى اسرائيل»
3- احكام الهى حكمت دارد وگزاف نيست. «من اجل ذلك»
4- براى جلوگيرى از سنگدلى وپرهيز از تكرار حادثه، كيفر ومجازات لازم است. «من اجل ذلك كتبنا»
5 - جان همه‏ى انسان‏ها از هر نژاد و منطقه كه باشند، محترم است. «نفساً»
6- اعدام مفسد، در قانون بنى‏اسرائيل نيز بوده است. «كتبنا على بنى‏اسرائيل انّه من قتل نفساً بغير نفس او فساد فى الارض»
7- خودكشى و سقط جنين، از نمونه‏هاى «قتل نفس» و حرام است. «من قتل نفساً...»
8 - جان كسى كه در زمين فساد مى‏كند يا براى جان مردم ارزشى قائل نيست و آنان را به قتل مى‏رساند، بى‏ارزش است و بايد از بين برود. «بغير نفس او فساد»
9- كشتن انسان در دو مورد جايز است:
الف: به عنوان قصاصِ قاتل. «بغير نفس»
ب: براى از بين بردن مفسد. «او فساد»
10- ارزش عمل مربوط به انگيزه و هدف است. كشتن يك نفربه قصد تجاوز، به قتل رساندن يك جامعه است؛ «فكانّما قتل النّاس جميعاً» امّا كشتن به عنوان قصاص، حيات جامعه است. «ولكم فى القصاص حيوة» [78]
11- تجاوز به حقوق يك فرد، تهديد امنيّت جامعه است. «فكانّما قتل النّاس جميعاً» آنان كه كارشان نجات جان انسان‏هاست، مانند پزشكان، پرستاران، مأموران آتش‏نشانى، امدادگران، داروسازان و... بايد قدر خود وارزش كار خويش را بدانند. «فكانّما قتل النّاس جميعاً»
12- نشان جامعه‏ى زنده، امداد رسانى به گرفتاران و نجات جانهاست. «من أحياها فكأنّما أحيى النّاس جميعاً»
13- عدم ايمان وعمل مردم به گفتار رسولان، در طول تاريخ بوده است. «و لقد جائتهم رسلنا بالبيّنات ثمّ انّ كثيراً منهم بعد ذلك فى الارض لمسرفون»
14- انسان مختار است، با آمدن پيامبران هم مى‏تواند راه خلاف برود. «و لقد جائتهم رسلنا بالبيّنات... بعد ذلك فى الارض لمسرفون»


78) بقره، 179.

 

آیات منتخب دیگر:

سوره نساء:

149: کار خوب رو تو بوق و کرنا نکنیم، ازونورم یه کار بد از کسی دیدیم اگه در موضع قدرتیم بیخیالش شیم، این اخلاق خداس

166: تقدیم به اون شیطان صفتی که فردا عصر میخواد قرآن بسوزونه! خودتو میسوزونی٬ جسمتو٬ روحتو٬ وجود بی ارزشتو شیطان رجیم! لعنت خدا بر تو باد!


جزء 7، سوره مبارکه مائده آیات شریفه ۱۰۱ و ۱۰۲

آیات:

 يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَسْئَلُواْ عَنْ أَشْيَآءَ إِن تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ وَ إِن تَسَْلُواْ عَنْهَا حِينَ يُنَزَّلُ الْقُرَءَانُ تُبْدَ لَكُمْ عَفَا اللَّهُ عَنْهَا وَاللَّهُ غَفُورٌ حَلِيمٌ‏
قَدْ سَأَلَهَا قَوْمٌ مِّن قَبْلِكُمْ ثُمَّ أَصْبَحُواْ بِهَا كَفِرِينَ‏

 

ترجمه:

 اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! از امورى كه اگر برايتان آشكار شود ناراحتتان مى‏كند نپرسيد، و اگر هنگام نزول قرآن از آنها سؤال كنيد، برايتان روشن مى‏شود. خداوند از سؤال‏هاى نابجاى شما گذشت و خداوند آمرزنده بردبار است.
همانا (از اين گونه سؤالها) گروهى از پيشينيان نيز پرسيدند (و چون طاقت عمل نداشتند) نسبت به آن منكر و كافر شدند.

 

نکته ها:

 پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله با مردم درباره‏ى حج سخن مى‏گفت. كسى پرسيد: آيا حج، همه ساله واجب است يا در تمام عمر تنها يكبار؟ پيامبر پاسخ نداد. او چند بار پرسيد، رسول خدا فرمود: اين همه اصرار براى چيست؟ اگر بگويم هر سال، كار بر شما سخت مى‏شود، [199] تا موضوعى را مطرح نكرده‏ام، شما هم نپرسيد، يكى از عوامل هلاكت امّت‏هاى گذشته سؤال‏هاى نابجاى آنان بود. [200]
گرچه آنچه را نمى‏دانيم، بايد از اهلش بپرسيم، «فاسئلوا اهل الذّكر ان كنتم لاتعلمون» [201] ، امّا برخى سؤال‏هاست كه اگر جوابش روشن شود، به زيان فرد يا جامعه است، مثل سؤال از عيوب ديگران، يا اسرار نظامى.
نمونه‏ها و مصاديق
* مسئولين، بعضى از مطالبى را كه مى‏دانند، نبايد در اختيار عموم بگذارند. نظير مسائل اقتصادى مانند كمبود گندم ويا...
* صداقت خوب است، ولى صراحت، همه جا مفيد نيست.
* اخبار و اطّلاعات، بايد رده‏بندى و طبقه‏بندى شود. (جابرِ جُعفى، هزاران حديث از امام باقرعليه السلام مى‏دانست كه حقّ گفتن آن را براى همه مردم نداشت. [202])
* برخى از اخبار، نبايد از رسانه‏ها و جرايد، پخش شود، چون به زيان مردم است (گاهى سكوت و بيان نكردن، عاقلانه لازم است) «ان تبدلكم تسؤكم»
* معلّمان و گويندگان بايد در سخن، ظرفيّت شنوندگان را حساب كنند.
* در برخى موارد، بايد به شيوه‏ى تقيّه، عقايد را كتمان كرد و برخى سؤال‏ها را جواب نداد. «ان تبدلكم تسؤكم»
* انسان حقّ ندارد اسرار مردم و اسرار نظامى را فاش سازد.


199) مستدرك، ج‏8، ص‏13.
200) بحار، ج‏1، ص‏221.
201) نحل، 43.
202) معجم رجال‏الحديث، ج‏4، ص‏22.

 

پیام ها:

 
1- دانستن هر چيزى، نه لازم است، نه مفيد، بلكه بايد سراغ دانش‏هاى مفيد رفت. «لاتسألوا» (حسّ كنجكاوى بايد تعديل شود ونبايد در پى اطلاعاتى رفت كه سبب ايجاد كدورت، مشكلات واختلال نظام جامعه مى‏شود.)
2- مكلّف نساختن مردم به پاره‏اى از احكام، پرتوى از عفو و گذشت الهى است. «لاتسألوا... عفى اللَّه عنها»
3- خداوند به بندگان مهلت توبه مى‏دهد. «غفور حليم»
4- اگر مردم ظرفيّت نداشته باشند، بيان پاره‏اى حقايق، سبب كفر آنها مى‏شود. «قد سألها قوم من قبلكم ثمّ اصبحوا بها كافرين»

 


عید عاشقی بر شما عاشقان مبارک باد ...

 

خداوند!

کمک کن این حال و هوا رو نگه داریم تا هنگام وداع با این جهان ...

 

 

 

سلام!

اللهم عجل لولیک الفرج ...

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم شهریور 1389ساعت 1:8  توسط غلام آقاجون  | 

سلامی با دلِ تنگ خدمت شما همراهان صمیمی

آخرین سحر هم آمد و رفت و ...

خدایا همیشه ماه رمضونات که درهای آسمونات بیشتر بازه٬ زودتر به پایان میرسه

هر چقدم انسان فرصت طلب باشه٬ آخرش یه ذره حسرت میخوره که کاش اون موقه که فلان کارو میکردم و وقتم بیهوده تلف شد٬ این کارو میکردم که حداقل به درد دنیا و آخرتم بخوره

* نکته: اصلا دوس ندارم کاری رو برا ثوابش انجام بدم. نمیدونم چرا اینو گفتم الان!! ولی فک کردم شاید لازم بگم. قرارم نیس تا هر کار بخواد آدم انجام بده هی به فکر ثوابش باشه٬ یقینا رضایت خدا از همه چی بالاتره و اونه که اصله.

خدایا کاری کن نیتم خودت باشی همیشه٬ حتی تو نفس کشیدن٬ راه رفتن٬ خوابیدن٬ پلک زدن٬ انتخاب کفش و لباس٬ مجالس عروسی و عزا٬ دیدن فیلم و سریال٬ گشت و گذار چه حقیقی چه مجازی٬ نوشتن پست تو وبلاگ٬ خندیدن٬ نگاه کردن٬ لمس کردن٬ باشگاه بدنسازی!٬ فوتبال٬ دانشگاه٬ حموم! و ...  میخوام بگم همه چی٬ حتی ساده ترین چیزا٬ اگه انسان نیتش خالصانه خودِ خدا باشه٬ حله!

 

غیر از این جزء ٬۵ دو جزء دیگه میمونه که انشاالله امروز٬ که به احتمال زیاد آخرین روز مهمونیه٬ خونده و نوشته میشه.

امروزم با ۲ تا آیه کوتاه و کاربردی در خدمتیم.

آیات شریفه ۲۸ و ۳۱ از سوره مبارکه نساء واقع در جزء ۵

آیه ۲۸:

 يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُخَفِّفَ عَنْكُمْ وَخُلِقَ الإِنْسَنُ ضَعِيفاً

 

ترجمه:

 خداوند مى‏خواهد (با آسان كردن قوانين ازدواج، بار تكليف) شما را سبك كند. و انسان، ضعيف آفريده شده است.

 

نکته ها:

در اين سه آيه اخير، گوشه‏اى از الطاف خداوند در امر ازدواج پى در پى نقل شده است. خداوند احكام را براى شما بيان مى‏كند، «ليبيّن لكم» راه نشان مى‏دهد، «يهديكم» لطف خود را به شما برمى‏گرداند، «يتوب عليكم» و بر شما آسان مى‏گيرد، «يخفّف عنكم» و اين همه به خاطر آن كه انسان در برابر طوفان غرايز، ناتوان، و قدرت صبر و خوددارى او اندك است.

 

پیام ها:

1- اسلام، دين آسانى است و بن‏بست ندارد. «يريداللّه ان يخفّف عنكم»
2- تكاليف دينى، براساس توان وطاقت انسان است. «يريداللّه ان يخفّف عنكم»
3- مشكل‏تراشى در ازدواج، خلاف خواست خداست. «يريد اللَّه ان يخفّف»
4- پيروى و پايبندى شما در احكام ازدواج، زمينه‏ى سبكبارى و دورماندن جامعه از آفات و مشقات است. «يريد اللَّه ان يخفف عنكم»
5 - انسان در برابر غريزه‏ى جنسى ضعيف است. «خلق الانسان ضعيفاً»
6- ميان تكوين و آفرينش انسان، و تشريع و احكام الهى هماهنگى است. «يخفّف... ضعيفاً»

 

** ۲ کلوم حرف حساب: واقعا برا چی ازدواجا سخت شده؟ واقعا چرا خیلی از ما جوونا تن پرور شدیم و البته نامرد؟؟ واقعا چرا خیلی از خانواده ها یه سری بدعت!هایی تو این امر مقدس که باید آسون باشه قرار دادن؟؟ واقعا چرا دولت نسبت به مشکلاتی از قبیل مسکن و شغل و ... (فکر بسه! وقت عمل نرسیده؟؟) عمل اساسی انجام نمیده؟؟

آیه ۳۱:

 إِنْ تَجْتَنِبُواْ كَبَآئِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَ نُدْخِلْكُمْ مُّدْخَلاً كَرِيماً

 

ترجمه:

 اگر از گناهان بزرگى كه از آن نهى مى‏شويد پرهيز كنيد، گناهان كوچكتان را بر شما مى‏پوشانيم و شما را در جايگاهى ارجمند وارد مى‏كنيم.

 

نکته ها:

از اين آيه استفاده مى‏شود كه گناهان، دو نوعند: صغيره و كبيره. در آيه‏ى 49 سوره‏ى كهف نيز مى‏خوانيم كه مجرمان در قيامت، با ديدن پرونده‏ى اعمال خود مى‏گويند: اين چه نامه‏ى عملى است كه هيچ گناه كوچك و بزرگى را فروگذار نكرده است. «لا يغادر صغيرةً و لا كبيرةً»
از امام كاظم‏عليه السلام سؤال شد كه در اين آيه خداوند وعده‏ى مغفرت صغائر را در صورت اجتناب از كبائر داده است، پس شفاعت براى كجاست؟ امام فرمودند: شفاعت براى اهل كبائر امّت است.[266]
گناه كبيره، طبق روايات، آن است كه خداوند وعده‏ى آتش به انجام دهنده‏اش داده است.[267] شايد وعده آتش در آيه قبل براى قتل يا خودكشى و تجاوز به مال مردم اشاره به همين باشد كه نمونه گناهان كبيره‏اى كه وعده عذاب داده شده، تجاوز به مال و جان مردم است.
تعداد گناهان كبيره در روايات، متعدّد و مختلف است و اين به خاطر آن است كه كبائر نيز درجاتى دارند و به بعضى از گناهان «اكبرالكبائر» گفته شده است.


266) توحيد صدوق، ص 407.
267) كافى، ج‏2، ص‏276.

 

پیام ها:

1- كسانى كه اصول فكرى و عملى آنان صحيح است، بايد نسبت به تخلّفات جزئى آنان، گذشت كرد. «ان تجتنبوا كبائر... نكفّر عنكم سيئاتكم»
2- پاداش كسانى كه گناهان بزرگ را ترك مى‏كنند، آن است كه خداوند از گناهان كوچكشان بگذرد. «ان تجتنبوا كبائر... نكفّر عنكم سيئاتكم»
3- تا از گناهان كبيره و صغيره پاك نشويم، به بهشت نخواهيم رفت. «نكفّر عنكم سيئاتكم و ندخلكم مدخلاً كريما»

 

** ۲ کلوم دیگه!: یه سری گناها که از ضربان قلب! هم واسمون مامانی تر!!! شده! یعنی چی؟؟ یعنی اینکه چنان بهشون عادت کردیم که اصن چه بسا جزو دین هم بدونیمشون!!! خدایا نور ایمان و عشق به خودت و دینتو تو قلبمون لحظه به لحظه فروزانتر کن ...

 

آیات منتخب دیگر:

سوره نساء:

32: حسادت به داشته های دیگران٬ حتی برای ۱ لحظه٬ اکیداً ممنون!

85: چه واسطه خیر باشی چه شر٬ از اون پاداش و عذاب دنیوی و اخروی سهمی داری!


دلم تنگ شده برات آقاجون

یه چندتا عکس به یاد قدیما ...

عاشق پیاده اومدن تا حرمتم٬ میشه منم یه روز قاطی این فرشته ها شم؟ ...

 

یادش بخیر زیر بارون ...

 

زائری بارانیم٬ آقا نگاهم میکنی؟ ... :((

خلوتی حرمت یه صفایی داره٬ شلوغیشم یه صفای دیگه. همه جوره با صفاس ...

 

یا حیدر (ع) مدد ...

 

واقعا یادش بخیر٬ چقد دوس داشتم از این زاویه عکس بگیرم تا اینکه اون شب اذن دادی ...

 

بـــــــــه بــــــــــــــــــــــــه

 

آخ آقــــــــــــــاجون ...

 

جــــــــــــــــانم

 

آقا شفا می دهی ام؟ شفا می دهــــــــــــــــی ام؟ ...

* همیشه دیدن عکساتم آرومم نمیکنه٬ باید بیام پیشت هر چی زودتر ...

 

عید سعید فطر پیشاپیش مبارک همه مون

انشاالله نماز عید رو همگی با هم در کنار آقاجونیم ...

التماس دعا

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم شهریور 1389ساعت 7:8  توسط غلام آقاجون  | 

سلام

۱۲۸ دقیقه پیش وارد روز بیست و هشتم شدیم و تازه الان پست دیروز و پریروز رو میذاریم متاسفانه!

نکته: گاهی روزا به علت اینکه زمان زیادی بیرون منزلم٬ انقد خسته میشم که ترجیح میدم با اون حال خستگی کمتر قرآن و ترجمه شو بخونم و اینجا پست بذارم که خدای نکرده اون انرژی منفی به شما خواننده عزیز منتقل نشه ناخودآگاه. خلاصه مثل همیشه شرمنده!


روز بیست و ششم:

به علت کوتاهی آیات و تفاسیرشون٬ ۲ تا آیه رو انتخاب کردیم که هر دوشم مرتبط با اخلاق و اخلاص صدقه دادن هست و بسیار هم کاربردیه تو زندگی روزمره مون.

جزء ٬۳ سوره مبارکه بقره آیات شریفه ۲۶۳ و ۲۷۱

آیه ۲۶۳:

 قَوْلٌ مَعْرُوفٌ وَمَغْفِرَةٌ خَيْرٌ مِنْ صَدَقَةٍ يَتْبَعُهَا أَذىً وَاللَّهُ غَنِىٌّ حَلِيمٌ‏

 

ترجمه:

 گفتار پسنديده (با نيازمندان) وگذشت (از تندى آنان)، از بخششى كه بدنبال آن آزارى باشد، بهتر است. و خداوند بى‏نياز بردبار است.

 

نکته ها:

رسول اكرم صلى الله عليه وآله فرمود: اگر سائلى نزد شما آمد، به يكى از اين دو روش عمل كنيد؛ »بذل يسير او ردّ جميل« [740] يا چيزى كه در توان داريد به او عطا كنيد، يا به طرز شايسته‏اى او را ردّ نماييد. همچنين فرمود: اگر با مال نمى‏توانيد به مردم رسيدگى كنيد، با اخلاق برسيد. [741]


740) تفسير قرطبى ونمونه، ذيل آيه.
741) تفسيركاشف، ج‏1،ص‏272.

 

پیام ها:

1- آبرو و شخصيّت فقير، با ارزش‏تر از حفظ شكم و شخص فقير است. «قول معروف... خير من صدقة»
2- فقير را با محبّت و دلسوزى به كار مفيدى كه زندگى او را تأمين كند، راهنمايى كنيد. [742] «قول معروف»
3- انفاق بايد همراه با اخلاق باشد. «قول معروف... خير من صدقة»
4- گفتگوى خوش با فقير، موجب تسكين او و عامل رشد انسان است، در حالى كه صدقه با منّت، هيچكدام را بهمراه ندارد. «قول معروف... خير من صدقة»
5 - اگر فقيرى بخاطر فشار وتنگدستى، ناروايى گفت او را ببخشيد. «مغفرة»
6- رعايت عرف جامعه، در سخن و عمل لازم است. «قول معروف»
7- خداوند آزار رسانى به فقير را پاسخ مى‏دهد، ولى نه با عجله. «حليم»


742) تفسير پرتوى از قرآن، ذيل آيه.

 

آیه ۲۷۱:

 إِنْ تُبْدُواْ الْصَّدَقَتِ فَنِعِمَّا هِىَ وَإِنْ تُخْفُوهَا وَتُؤْتُوهَا الْفُقَرَآءَ فَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَيُكَفِّرُ عَنْكُمْ مِنْ سَيِّئَاتِكُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ

 

ترجمه:

 اگر صدقات را آشكارا بدهيد، پس آن كار خوبى است، ولى اگر آنها را مخفى ساخته وبه نيازمندان بدهيد، پس اين براى شما بهتر است وقسمتى از گناهان شما را مى‏زدايد و خداوند به آنچه انجام مى‏دهيد آگاه است.

 

نکته ها:

امام باقر عليه السلام ذيل اين آيه فرمود: زكات واجب را علنى پرداخت كنيد، ولى زكات مستحبّ را مخفيانه بدهيد. [749] شايد دليل اين باشد كه زكات واجب يك وظيفه عمومى، معمولى و دور از ريا است. گرچه آيه در مورد كمك‏هاى مالى است، ولى در فرهنگ اسلام، به هر كار خيرى صدقه گفته مى‏شود. حتّى اگر سنگى را از ميان راه مسلمين كنار زديم، صدقه است. بنابراين كمك به محرومان از طريق علم و آبرو و وساطت نيز صدقه مى‏باشد.


749) تفسير نورالثقلين، ج‏1، ص‏289.

 

پیام ها:

1- انفاقِ علنى، سبب تشويق ديگران و رفع تهمت بخل از انسان و يك نوع تبليغ عملى است. «فنعمّاهى»
2- شرط رسيدگى به فقرا، مسلمان بودن آنها نيست. «فقراء»
3- با اينكه صدقات و زكات، مصارف زيادى دارد، لكن نام فقرا در آيه نشانه اولويّت آنان است. «تؤتوها الفقراء»
4- شما بايد به سراغ فقرا برويد، نه آنكه آنان به سراغ شما بيايند. «تؤتوها الفقراء» و نفرمود: «يأتكم الفقراء»
5 - انفاقِ پنهانى، از ريا و خودنمايى دور و به اخلاص نزديك است و آبروى گيرنده صدقه را محفوظ نگه مى‏دارد. «فهو خير لكم»
6- انسان، غريزه سودجويى وخيرخواهى دارد، گرچه در مصداق گاهى به سراغ شر مى‏رود. لذا پيامبران الهى، مصاديق ونمونه‏هاى خير را براى انسان بيان كرده‏اند. «فهو خير لكم»
7- كمك به فقرا، بخشى از گناهان صغيره را مى‏بخشد. «يكفّر عنكم من سيئاتكم» «سيّئات» در قرآن در برابر گناهان كبيره آمده وبه گناهان صغيره گفته مى‏شود.
8 - آن [750] چه مهم است علم خداست، نه اطلاع و آگاهى مردم. «واللّه بما تعملون خبير»


750) ان تجتنبوا كبائر ما تنهون... نكفّر عنكم سيئاتكم...« نساء، 31.

 

آیات منتخب دیگر:

سوره بقره:

255: آیت الکرسی (آیه ای که به قله قرآن معروفه و بزرگترین مقام رو نزد آیات داره)

سوره آل عمران:

8: یه دعای بسیار زیبا


روز بیست و هفتم:

و این بار هم یه آیه مرتبط با صبر. علت اینکه این ماه زیاد از صبر صحبت شد و آیه گذاشتیم٬ کم طاقت شدنای زیادمونه! اول با خودمم٬ وقتی صبر نمیکنم و صابر نیستم باید مرتب از صبر صحبت بشه و راه کارهای عملی صبر تا حداقل یه قدم در جهت صبوری بردارم و انقد بی تفاوت نباشم حتی نسبت به تلاش در اون راه چه رسد رسیدن به مقصد!!

جزء ٬۴ سوره مبارکه آل عمران آیه شریفه ۱۴۲

آیه:

أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُواْ الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَعْلَمِ اللَّهُ الَّذِينَ جَهَدُواْ مِنْكُمْ وَيَعْلَمَ الْصَّبِرِينَ‏

 

ترجمه:

آيا گمان داريد كه (با ادّعاى ايمان) وارد بهشت شويد، در حالى كه هنوز خداوند مجاهدان از شما و صابران را معلوم نساخته است؟

 

نکته ها:

اين آيه، به جهاد و صبر و مقاومت مؤمنان اشاره مى‏كند. زيرا راه بهشت از طريق صبر و جهاد است. قرآن مى‏فرمايد: «سلام عليكم بما صبرتم»[155] سلام بر شما اهل بهشت، بخاطر صبر و مقاومتى كه داشتيد. در اين تعبير لطفى است، نمى‏گويد سلام بر شما بخاطر حج و روزه و يا خمس و زكات، زيرا انجام هر عملى نيازمند صبر و پايدارى است.


155) رعد، 24.

 

پیام ها:

1- از اميدها و آرزوهاى باطل دست برداريم. «ام حسبتم»
2- ايمانِ قلبى كافى نيست، تلاش و عمل نيز لازم است. بهشت را به بها دهند نه بهانه. «ام حسبتم ان تدخلوا الجنة و لما يعلم...»
3- كليد بهشت، صبر و جهاد است. صبر در برابر مصيبت، معصيت و انجام عبادت و حضور در جبهه‏ى جهاد اكبر و جهاد اصغر. «و يعلم الصابرين»
4- صبر و مقاومت، همراه با جهاد لازم است. زيرا شروع جنگ و ادامه‏ى آن و عوارض و آثار بعد از جنگ، همه و همه نيازمند صبر و بردبارى است. «جاهدوا منكم و يعلم الصابرين»

 

آیات منتخب دیگر:

سوره آل عمران:

134: متقین چه کسانی هستند؟ هر کسانی که هستند خوش به حالشون!

135: حتی متقین هم گناه میکنن گاهی٬ اما سریعا توبه واقعی میکنن و این مهمتر از اون گناهس

169: خدایا میشه یه روز این حقیرترین بنده ت رو هم در رکاب امام زمانش به قله افتخار برسونی٬ اونم در عین گمنامی؟ خواهش میکنم ازت :((      میدونم هرگز ذره ای لیاقتشو ندارم اما آخه تو بینهایت بزرگی :(( ...

193: پروردگارا دعامون رو اجابت کن ...

200: و باز هم صبر ...

 

 

دعا: اول ظهور و بعدم همه ...

یا علی بن موسی الرضا(ع)

*ببخشید اگه طولانی شد

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم شهریور 1389ساعت 2:8  توسط غلام آقاجون  | 

سلام

داره تموم میشه :((

 

جزء ٬۲ سوره مبارکه بقره٬ آیه شریفه ۱۸۵

آیه:

شَهْرُ رَمَضَانَ اَلَّذِى أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْءَانُ هُدىً لِّلنَّاسِ وَبَيِّنَتٍ مِنَ الْهُدَى‏ وَالْفُرْقَانِ فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمْ الْشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ وَمَنْ كَانَ مَرِيْضاً أَوْ عَلَى‏ سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلاَ يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ وَلِتُكْمِلُواْ الْعِدَّةَ وَلِتُكَبِّرُواْاللَّهَ عَلَى‏ مَا هَدَيكُمْ وَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ‏

 

ترجمه:

(روزه در) ماه رمضان، ماهى است كه قرآن در آن نازل شده است. (و قرآن كتابى است كه) هدايتگر مردم همراه با دلائل روشنِ هدايت و وسيله تشخيص حقّ از باطل است، پس هر كس از شما كه اين ماه را دريابد، بايد روزه بگيرد. و آنكس كه بيمار يا در سفر باشد، روزهاى ديگرى را به همان تعداد روزه بگيرد. خداوند براى شما آسانى مى‏خواهد و براى شما دشوارى نمى‏خواهد (اين قضاى روزه) براى آن است كه شماره مقرّرروزها را تكميل كنيد وخدارا بر اينكه شما را هدايت كرده، به بزرگى ياد كنيد، باشد كه شكرگزار گرديد.

 

نکته ها:

«رمضان» از ماده «رَمض» به معناى سوزاندن است. البتّه سوزاندنى كه دود و خاكستر به همراه نداشته باشد. وجه تسميه اين ماه از آن روست كه در ماه رمضان، گناهان انسان سوزانده مى‏شود.
ماه رمضان، ماه نزول قرآن مى‏باشد و تنها ماهى است كه نامش در قرآن آمده و شب قدر نيز در اين ماه است. در تفسير برهان از پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله نقل شده است كه فرمودند: تمام كتاب‏هاى آسمانى، در ماه رمضان نازل شده‏اند. ماه رمضان، بهترين ماه خدا است. آن حضرت در جمعه آخر ماه شعبان، خطبه مفصلى در عظمت ماه رمضان ايراد كرده‏اند كه در بعضى از تفاسير وكتب روايى آمده است. [549] همچنين در صحيفه سجاديه، امام سجاد عليه السلام در وداع ماه رمضان مناجات جان سوزى دارند.
اسلام دين آسان و بناى آن بر سهولت و عدم‏سخت‏گيرى است. هر كس مريض يا مسافر بود روزه نگيرد و قضاى آن را انجام دهد. اگر وضو گرفتن مشكل است، تيمّم را جايگزين مى‏كند. اگر ايستادن در نماز مشكل است، اجازه‏ى نشسته نماز خواندن را مى‏دهد. كه اين قانون به نام «قاعده لاحرج» در فقه مشهور است.
رمضان ماه مهمانى خدا
در رمضان، مؤمنان با كارت «يا ايّها الّذين آمنوا كُتب عليكم الصّيام» به ميهمانى خداوند دعوت شده‏اند، و اين ميهمانى ويژگى‏هايى دارد:
1- ميزبان، خداوند است و ميهمانان را شخصاً دعوت كرده است.
2- وسيله پذيرايى، شب قدر، نزول قرآن، فرود آمدن فرشتگان، استجابت دعا، لطافت روح، و دورى از دوزخ است.
3- زمان پذيرايى، ماه رمضان است كه به گفته‏ى روايات، اوّل آن رحمت، وسط آن مغفرت و آخر آن پاداش است.
4- چگونگى پذيرايى، شب قدر به گونه‏اى است كه در آن نياز يك سال ميهمانان تأمين مى‏شود و زمين با نزول فرشتگان در شب قدر مزيّن مى‏گردد.
5 - غذاى اين ماه، غذاى روح است كه براى رشد معنوى لازم است، نه غذاى جسم. لطف غذاى اين مهمانى، آيات قرآن است كه تلاوت يك آيه آن در ماه رمضان همچون تلاوت تمام قرآن در ماه‏هاى ديگر است.
اين ميهمانى هيچ سنخيّتى با ميهمانى‏هاى دنيوى ندارد. خداوندِ عالِم و غنى و خالق و باقى و عزيز و جليل، ميزبان انسان‏هاى جاهل و فقير و فانى و مخلوق و ذليل مى‏شود و مى‏گويد: من دعايتان را مستجاب مى‏كنم و براى هر نفسى كه در ماه رمضان مى‏كشيد، پاداش تسبيحى عطا مى‏كنم. [550]
آداب مهمانى
در وسائل الشيعه [551] براى اخلاق روزه‏دار در ضمن روايت مفصلى مى‏خوانيم: روزه‏دار، از دروغ، گناه، مجادله، حسادت، غيبت، مخالفت با حقّ، فحش و سرزنش و خشم، طعنه و ظلم و مردم آزارى، غفلت، معاشرت با فاسدان، سخن‏چينى و حرام‏خوارى، دورى كند و نسبت به نماز، صبر و صداقت و ياد قيامت توجّه خاصّ داشته باشد.
شرط حضور در اين مهمانى، فقط تحمّل گرسنگى نيست. در حديث آمده است: آن كس كه از اطاعت رهبران آسمانى، سرباز زند ويا در مسائل خانوادگى و شخصى با همسر خود بدرفتار و نامهربان باشد ويا از تأمين خواسته‏هاى مشروع او خوددارى كند و يا والدين از او ناراضى باشند، روزه او قبول نيست وشرايط اين ضيافت را به جاى نياورده است.
روزه گرچه فوائد ومنافع طبّى از قبيل دفع وبرطرف شدن مواد زايد بدن در اثر گرسنگى را دارد، امّا سحرخيزى ولطافت روح واستجابت دعا در ماه رمضان چيز ديگرى است ومحروم واقعى كسى است كه از اين همه خير وبركت محروم باشد.


549) بحار، ج‏96، ص‏356.
550) خطبه‏ى پيامبر صلى الله عليه وآله در جمعه آخر ماه شعبان.
551) وسائل، ج‏7، ص‏119.

 

پیام ها:

1- ارزش رمضان، به نزول قرآن است. ارزش انسان‏ها نيز مى‏تواند به مقدارى باشد كه قرآن در آنها نفوذ كرده باشد. «الّذى اُنزل فيه القرآن»
2- هدايت، داراى مراحلى است: يك مرحله‏ى عمومى است؛ «هدى للناس» و يك مرحله‏ى خاصّ است. «وبيّنات من الهدى»
3- وجوب روزه، بعد از يقين به حلول ماه رمضان است. «فمن شهد منكم فليصمه»
4- قضاى روزه بر مريض و مسافر واجب است. «فعدة من ايام اُخر»
5 - روزه‏ى قضا، مشروط به زمان خاصّى نيست. «ايّام اُخر»
6- احكام خداوند بر اساس آسانى و مطابق طاقت انسان است. «يريد بكم اليسر»
7- عسر وحرج، واجبات را از دوش انسان برمى‏دارد. «لايريد بكم العسر»
8 - روزه‏ى قضا بايد به تعداد روزهايى باشد كه عذر داشته است. «لتكملوا العدة»
9- هدايت و توفيق انجام عبادات، از طرف خداست. تكبير، نشان بزرگداشت خدا و عدم توجّه به خود و ديگران است. «لتكبّروا اللَّه على ما هداكم»
10- روزه، زمينه‏ساز هدايت انسان و سپاسگزارى اوست. «لتكبّروا اللَّه على ما هداكم و لعلّكم تشكرون»

 

آیاتی دیگر از سوره مبارکه بقره:

153: این یاری جستن از صبر و نماز خیلی چیز مهمیه ها! (کو گوش شنوا!) (با خودمم)

154: اصل زندگی مال شهداس! چون از ما هم زنده ترن خیلی (خوش به حالتون:(( ... کاش منم زودتر ... )

155: مفاد امتحانات الهی! (ترس٬ گرسنگی٬ بیماری٬ فقر و الی ماشالا ...!) فقط این وسط خوش به حال صابران ...

168: خیلی جالبه! از پیش خود گاهی حلال خدا رو حرام و حرامشو حلال میکنیم به خودمون!

181: فیلم ملکوت! (کانال۲)٬ دس بردن تو وصیت نامه!

182: البته در مواردی میشه تغییرش داد وصیتو!

183: روزه بر همه امتهای قبل ما هم بوده و مختص ما نیس.

186: تو نزدیکی به من٬ من چطور؟؟:(     تو اجابت میکنی دعامو٬ من چقد شکرگذارتم؟؟:(

219: شراب و قمار هم سود داره٬ ولی ضرر و گناهش بیشتر از سودشه. مختاریم در انتخاب ...

244: بعضیا برای فرش و تلویزیون و پول و ماشین و خونه و سهمیه های کنکور و ... رفتن جنگیدن٬ یعنی واسه هیچی! تا وقتی کارامون واسه خدا نباشه بی ارزشه٬ حالا تو ۱۰۰۰ تا مسجد بساز!!! در عوض بخاطر خدا نفس بکش٬ میشه عبادت! :) خدایا شکرت ...

250: یه دعای زیبا از سپاهیان طالوت

 

التماس دعا فراموش نشه تو این لحظات آخر! :(

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم شهریور 1389ساعت 6:19  توسط غلام آقاجون  | 

 سلام عزیزان

 

واقعا در بحر کارات موندم آقاجون!

یعنی همچی دلم یه نموره! گرفته بود که این همه ملت میرن افطاری٬ یه بارم قسمت ما شه خب!

تا اینکه دیروز یعنی روز ۲۴ از ماه میهمانی خدا٬ یه کارتی به شماره ۴۲ دست ما افتاد اونم چه جوری!

اگرچه جز نصف لیوان چایی و یه خورده آب چیزی نخوردم اونجا و همه رو آوردم خونه (۱۰-۱۲ نفر مهمونم داشتیم اتفاقا) ولی بودن تو اونجا٬ میون روزه دارا و مهمونای تو یه حال و هوای خاصی داره واقعا

انشاالله بعد از آیه منتخب روز ٬۲۴ چند تا عکس از این مهمانی زیبای آقاجونو با هم میبینیم

و اما آیه امروز٬ جزء اول (ما تازه رسیدیم جزء ۱ !!!!:دی) آیه شریفه ۵ از سوره مبارکه حمد

آیه:

 إِيّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ‏

 

ترجمه:

 (خدايا) تنها ترا مى‏پرستيم و تنها از تو يارى مى‏جوئيم.

 

نکته ها:

انسان بايد به حكم عقل، بندگى خداوند را بپذيرد. ما انسان‏ها عاشق كمال هستيم و نيازمند رشد و تربيت، و خداوند نيز جامع تمام كمالات و ربّ همه‏ى هستى است. اگر به مهر و محبّت نيازمنديم او رحمان و رحيم است و اگر از آينده دور نگرانيم، او صاحب اختيار و مالك آن روز است. پس چرا به سوى ديگران برويم؟! عقل حكم مى‏كند كه تنها بايد او را پرستيد و از او كمك خواست. نه بنده هوى و هوس خود بود و نه بنده زر و زور ديگران.
در نماز، گويا شخص نمازگزار به نمايندگى از تمام خداپرستان مى‏گويد: خدايا! نه فقط من كه همه‏ى ما بنده توايم، ونه تنها من كه همه‏ى ما محتاج و نيازمند لطف توايم.
خدايا! من كسى جز تو را ندارم «ايّاك» ولى تو غير مرا فراوان دارى و همه هستى عبد و بنده‏ى تو هستند. «ان كلّ من فى السموات و الارض الاّ اتى الرّحمن عبداً»(41) در آسمان‏ها و زمين هيچ چيزى نيست مگر اين كه بنده و فرمان بردار خداوند رحمان هستند.
جمله «نعبد» هم اشاره به اين دارد كه نماز به جماعت خوانده شود و هم بيانگر اين است كه مسلمانان همگى برادر و در يك خط هستند.
مراحل پرواز معنوى، عبارت است از: ثنا، ارتباط و سپس دعا. بنابراين اوّل سوره‏ى حمد ثناست، آيه‏ى «ايّاك نعبد» ارتباط و آيات بعد، دعا مى‏باشد.
گفتگو با محبوب واقعى شيرين است، شايد به خاطر همين كلمه «ايّاك» تكرار شد.


41) مريم، 93.

 

پیام ها:

1- ابتدا بايد بندگى خدا كرد، آنگاه از او حاجت خواست. «نعبد، نستعين»
 2- بندگى، تنها در برابر خداوند رواست نه ديگران. «ايّاك نعبد»
 3- گر چه عبادت از ماست، ولى در عبادت كردن نيز نيازمند كمك او هستيم. «ايّاك نعبد و ايّاك نستعين»(42)
 4- «ايّاك نعبد و ايّاك نستعين» يعنى نه جبر است و نه تفويض. چون مى‏گوييم: «نعبد» پس داراى اختيار هستيم و نه مجبور. وچون مى‏گوييم: «نستعين» پس نياز به او داريم و امور به ما تفويض نشده است.
 5 - شناخت خداوند و صفات او، مقدمّه دست‏يابى به توحيد و يكتاپرستى است. «ربّ العالمين، الرّحمن الرّحيم، مالك يوم الدّين، ايّاك نعبد»
 6- از آداب دعا و پرستش اين است كه انسان خودرا مطرح نكند و خود را در حضور خداوند احساس كند. «ايّاك نعبد...»
 7- توجّه به معاد، يكى از انگيزه‏هاى عبادت است. «مالك يوم الدّين ايّاك نعبد»


42) و ما كنا لنهتدى لولا ان هدانا اللَّه» اگر هدايت الهى نبود ما هدايت نمى‏يافتيم. اعراف، 43.

 

آیات منتخب دیگر:

سوره بقره:

18: اینا کر و کور و لالن!

45: آیه معروف "وَاسْتَعِينُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلَو ةِ ..." از صبر و نماز یاری بجویید ...

138: تو که بهترین نقاشی٬ میشه از رنگ خودت به ما هم بزنی؟؟


مراسم افطاری در حرم مطهر آقاجون :

کارت دعوت (فدای تو ...)

 

هنگام اذان مغرب به افق مشهدالرضا(ع) (ورودی بالاخیابون یا همون بست شیرازی (باز واسه اونایی که نمیدونن شهدا!))

 

نمازو صحن جمهوری خوندیم و رفتیم سمت محل افطاری٬ صحن هدایت. این عکسیه که از وسط راه! در صحن آزادی گرفتیم. ارادتمندیم آقاجون ...

 

ورودیه اونجا! از چندین و چند ایست و بازرسی (البته بازرسی کارت!!) باید رد شی!

 

ای جوووووووووون. قبول باشه عزیزان

 

خدا خیرتون بده که اینطور عاشقانه خدمت میکنین٬ خوش به حالتون٬ اجرتون با خود آقاجون

 

 

 

بعد از گرفتن بسته مذبور! که شامل سبزی پلو و خرما و سبزی و لیوان و قاشق چنگال یه بار مصرف و نون و شله زرد و قند و ... (بازم بگم؟؟؟) میشد اومدیم تو مسیر برگشت و از صحن انقلاب که خیلی خیلی دوسش میداریم! عبور کردیم

 

سقاخونه اِسمال طلا!

 

 

چه جوری بگم دوست دارم؟ چه بگم خاطرخواتم؟ چه جوری بگم باور کنی٬ عاشق روی ماهتم! (وای اشعار مبتذل؟؟؟ باور کنین از چند سال پیش به حافظه مبارک! سپرده شده!:دی)

 

آقاجون بینهایت ممنون

دوستان اگه کم بود و به همه نرسید شرمنده!

بابت عکسای بی کیفیت هم ... همینی که هست!!! وسعمون در همین حده!:دی

 

(چیه امروز خیلی شاد میزنیا غلام؟!!!! دیگه دیگه!)

التماس دعا

 

* وای یه دفه یادم اومد دارن سفره رو جمع میکنن :(((( ...

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم شهریور 1389ساعت 6:29  توسط غلام آقاجون  | 

سلام

امروز کمتر حرف میزنیم!

جزء ۳۰ سوره مبارکه شرح آیات شریفه ۱ الی ۸

آیات:

أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ
وَوَضَعْنَا عَنكَ وِزْرَكَ
الَّذِى أَنقَضَ ظَهْرَكَ
وَرَفَعْنَا لَكَ ذِكْرَكَ
فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً
إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً
فَإِذَا فَرَغْتَ فَانصَبْ
وَإِلَى‏ رَبِّكَ فَارْغَب‏

 

ترجمه:

 (اى پيامبر!) آيا به تو شرح صدر عطا نكرديم؟
 و بار سنگين‏ات را از (دوش) تو برنداشتيم؟
آن (بار گرانى) كه براى تو كمرشكن بود.
و نام تو را بلند (آوازه) گردانيديم.
پس (بدان كه) با هر سختى آسانى است.
آرى، با هر دشوارى آسانى است.
پس هر وقت (از كارى) فراغت يافتى (براى كار جديد) خود را به تعب انداز.
و با رغبت و اشتياق به سوى پروردگارت روى‏آور.

 

نکته ها:

 در سوره قبل (ضُحى) فرمود: خداوند تو را رها نكرده است: «ما ودّعك ربّك» در اين سوره مى‏فرمايد: چگونه تو را رها كرده، كسى كه بزرگ‏ترين الطاف و سرمايه‏ها را كه شرح صدر است به تو داده است: «ألم نشرح لك صدرك»
 «شرح صدر» به معناى گشايش سينه و بالا رفتن ظرفيّت انسان است تا بتواند ناملايمات را تحمّل كند و در مشكلات و سختى‏ها صبر و پايدارى ورزد.
 هنگامى كه خداوند حضرت موسى را به رسالت برگزيد، اولين خواسته او سعه صدر بود كه گفت: «ربّ اشرح لى صدرى»(1) پروردگارا! سعه صدر به من عطا كن. ولى پيامبر اسلام بدون درخواست مورد لطف قرار گرفت و سعه صدر را از خداوند دريافت كرد. «الم نشرح لك صدرك»
 مراد از بار سنگين كه بر دوش پيامبر سنگينى مى‏كرد و خداوند با دادن شرح صدر، آن را ازدوش پيامبر برداشت، مسئوليّت رسالت و دعوت مردم به توحيد و مبارزه با فساد و شرك و خرافات است.
 از آنجا كه غم و غصه‏ها را نمى‏توان كم كرد، پس بايد ظرفيّت‏ها را بالا برد تا بتوان مشكلات را تحمّل كرد و كم نياورد. شرح صدر نشانه لطف ويژه الهى است: «فمن يرد اللّه ان يهديه يشرح صدره للاسلام»(2) يعنى هر كس را خداوند اراده كند هدايت يابد، روح او را براى پذيرش اسلام باز مى‏كند.
 از نظر روانى، هنگام برخورد با مشكلات نبايد تمام ذهن متوجه آن شود، بلكه بايد به سهولت‏هاى پس از آن كه مورد وعده و سنت الهى است نيز توجه نمود.
 عُسرها سبب يُسر است. كلمه «مَعَ» ممكن است به معناى سبب باشد، يعنى هر سختى در درون خود تجربه‏ها و سازندگى‏هايى دارد. «انّ مع العسر يسراً»
 حذف حرف فاء در جمله دوم «فانّ مع العسر يسرا، انّ مع العسر يسرا» بيانگر آن است كه اين اصل عمومى است و مخصوص پيامبر نيست.
 رهبران حق كه در برابر طوفان مخالفت‏ها و مشكلات و شكنجه‏ها و تهديدها و توطئه‏ها و تهمت‏ها و لجاجت‏ها و جنگ‏ها و... قرار مى‏گيرند بيش از هر چيز به سعه صدر نياز دارند. «ألم‏نشرح لك صدرك»
 بر اساس روايات كه مورد فتواى مراجع دينى نيز قرار گرفته است، اين سوره و سوره ضُحى يك سوره حساب مى‏شوند نظير سوره فيل و قريش و در نمازهاى واجب كه بعد از سوره حمد، خواندن بيش از يك سوره جايز نيست، اين دو سوره بايد با هم خوانده شود. شاهد يكى بودن اين دو سوره، تناسب آيه آخر سوره قبل با آيه اول اين سوره است كه مى‏فرمايد: «ألم نشرح لك صدرك»
 شرح صدرى كه به پيامبر اسلام داده شد، باعث شد تا آن حضرت در برابر آن همه آزارها، قومش را نفرين نكند و مى‏فرمود: «اللّهم اهد قومى فانّهم لا يعلمون»(3) يعنى خداوندا اين مردم را هدايت كن زيرا كه نمى‏دانند و در فتح مكه با اعلام عفو عمومى فرمود: «لا تثريب عليكم اليوم» امروز باكى بر شما نيست و همه را بخشيدم، همانگونه كه يوسف با اين جمله تمام برادرانش را يكجا عفو كرد.
 نمونه «وضعنا عنك وزرك و رفعنا لك ذكرك» اين بود كه مردم فوج فوج در دين خدا وارد مى‏شدند «يدخلون فى دين اللّه افواجاً»(4) و در جنگ‏هاى بدر و خندق و حنين اسلام پيروز شد و با اينكه بعضى منافق و يا ترسو بودند و فرار مى‏كردند باز اسلام رو به رشد بود.
 در اكثر موارد اين بار سنگين توسط حضرت على‏عليه السلام از دوش پيامبر برداشته مى‏شد. او در بدر و خيبر و احد شجاعانه‏ترين عمليات را انجام داد.
 البته در برخى موارد، «وزر» و سنگينى را، از طريق امدادهاى غيبى و نزول فرشتگان(5) و يا القاء ترس(6) در دل دشمنان، از دوش پيامبر اكرم برداشته شد.
 خداوند، نام و ياد پيامبرش را گرامى داشته است. در قرآن، به درود و صلوات بر پيامبرش فرمان داده است: «يا ايّها الّذين آمنوا صلّوا عليه و سلّموا تسليماً»(7) نام او را در بسيارى از آيات در كنار نام خودش آورد است، «يا ايّها الّذين آمنوا اطيعوا اللّه و اطيعوا الرسول»(8) در اذان، شهادت به رسالت او را در كنار شهادت به وحدانيّت خودش قرار داده است. «اشهد أن لا اله الاّ اللّه و اشهد انّ محمّداً رسول اللّه» و در تشهد هر نماز، نيز اين شهادتين را تكرار كرده است.
 زنى از ندادن نفقه شوهر فقيرش، نزد حضرت على‏عليه السلام شكايت كرد. حضرت مرد را زندانى نكرد و فرمود: «انّ مع العسر يُسرا»(9)


1) طه، 25.
2) انعام، 125.
3) بحارالانوار، ج‏11، ص‏298.
4) نصر، 2.
5) آل عمران، 123-125.
6) آل عمران، 151 و حشر، 2.
7) احزاب، 56.
8) محمّد، 33.
9) تفسير نور الثقلين.

 

پیام ها:

 1- سعه صدر، زمينه‏ساز انجام برنامه‏هاى سنگين رسالت است. «الم نشرح... وضعنا عنك وزرك»
 2- از آينده مكتب نگران مباشيد. «و رفعنا لك ذكرك»
 3- مبارزه با خرافات و آداب و رسوم جاهلى بسيار سنگين است. «وزرك»
 4- كار پيامبر در حدّ كمرشكن بود. «انقض ظهرك»
 5 - نام نيك و آبرو لازمه توفيق در رهبرى جامعه است. «رفعنا لك ذكرك»
 6- سنّت و برنامه الهى آن است كه بدنبال هر سختى، آسانى است. «انّ مع العسر يسرا» (در جاى ديگر قرآن مى‏خوانيم: «سيجعل اللّه بعد عُسر يسرا»(10) سختى‏ها و مشكلات زوال‏پذيرند و به آسانى تبديل مى‏شوند).
 صبر و ظفر هر دو دوستان قديمند
بر اثر صبر نوبت ظفر آيد
 7- انسان بايد بعد از فارغ شدن از هر كار و مسئوليّتى، آماده پذيرش مسئوليّت ديگر و تلاش و كوشش ديگر باشد. «فاذا فرغت فانصب»
 8 - تلاش‏ها بايد جهت الهى داشته باشد. «الى ربّك فارغب»
 9- تلاش و كوشش بايد همراه با اخلاص باشد. «فانصب... الى ربّك فارغب»
 10- براى توجه به خداوند بايد نهايت تلاش را بكار برد. «فانصب - الى ربك فارغب»
 11- پيمودن راه خدا بايد عاشقانه و با رغبت باشد. «الى ربّك فارغب»
 12- رغبت‏ها و تمايلات تنها سزاوار اوست نه ديگران. «الى ربّك فارغب»


10) طلاق، 7.

 

آیات منتخب دیگر:

سوره نبا:

6 تا 11: با این همه نشونه٬ مسلمه که خلقتمون بی هدف نیس

سوره مطفّفین:

1 تا 6: وای به حال کم فروشا (حتی واسه نماز!)

سوره بلد:

8 تا 16

سوره فجر:

27 تا 30: "ارجعی الی ربک"!

سوره تین:

1 تا 8: فلسطین!

سوره قدر:

1

2 و 3

4

5

سوره عصر:

1 تا 3: سفارش به صبر

 

التماس دعا ...

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم شهریور 1389ساعت 23:39  توسط غلام آقاجون  | 

سلام بر هم سفره ای های عزیز در این ماه پر خیر و برکت

بازم تاخیر! و بازم شرمندگی!!

جزء ٬۲۸ سوره مبارکه صف آیه شریفه ۳

آیه:

كَبُرَ مَقْتاً عِندَ اللَّهِ أَن تَقُولُواْ مَا لَا تَفْعَلُونَ‏

 

ترجمه:

نزد خدا بسيار مورد غضب است كه چيزى را بگوئيد كه عمل نمى‏كنيد.

 

نکته ها:

«مَقت» به معناى خشم و غضب شديد است.
مشابه اين توبيخ را در آيه «أتأمرون النّاس بالبرّ و تنسون أنفسكم»(1) مى‏خوانيم.
عمل نكردن به گفتار، گاهى به خاطر ناتوانى است و گاهى از روى بى‏اعتنايى كه اين مورد توبيخ است.
عالم بى‏عمل، به درخت بى ثمر، ابر بى باران، نهر بى آب، زنبور بدون عسل، سوزن بدون نخ و الاغى كه كتاب حمل مى‏كند، تشبيه شده است.
در احاديث مى‏خوانيم: «علم بلاعمل حجة اللّه على العبد»(2) علم بدون عمل، حجّتى بر عليه انسان است.
«العلم الّذى لايُعمل به كالكنز الّذى لاينفق منه»(3) علمى كه به آن عمل نشود، مانند گنجى است كه از آن انفاق و استفاده نشود.
«انّ اشد الناس حسرة يوم القيامة الّذى وصفوا العدل ثمّ خالفوه»(4) كسى كه از عدالت سخن بگويد ولى عادل نباشد، سخت‏ترين حسرت را در قيامت خواهد داشت.
حضرت عيسى‏عليه السلام فرمود: «أشقى الناس مَن هو معروف عند النّاس بعلمه مجهول بعمله»(5) كسى‏كه نزد مردم به علم معروف است، ولى به عمل معروف نيست، شقى‏ترين مردم است.
امام صادق‏عليه السلام فرمود: «من لم يُصدّق فعله قوله فليس بعالم»(6) كسى‏كه كارهايش تأكيد كننده‏ى گفتارش نباشد، عالم نيست.
امام صادق‏عليه السلام يكى از مصاديق اين آيه را خلف وعده دانستند و فرمودند: وعده مؤمن به منزله‏ى نذر است، ليكن(مخالفت با آن) كفّاره ندارد. «عدة المؤمن اخاه نذرٌ لا كفّارة له»(7)
به گفته مفسّران، شأن نزول آيه درباره كسانى است كه خواهان جهاد بوده ولى همين كه فرمان جهاد صادر شد، بهانه تراشى و عذرخواهى كردند. البتّه محتواى آيه مربوط به تمام كسانى است كه شعار مى‏دهند ولى عمل نمى‏كنند.


1) بقره، 44.
2) غرر الحكم.
3) امالى صدوق، ص 343.
4) بحار، ج 2، ص 30.
5) مصباح الشريعه، ص 368.
6) كافى، ج 1، ص 36.
7) كافى، ج‏2، ص‏363.

 

پیام ها:

1- ايمان بايد با عمل و صداقت همراه باشد وگرنه مستحقّ سرزنش و توبيخ است. (تمام آيه)
 2- قبل از اين كه انتقاد كنيد، به بيان نقاط مثبت بپردازيد. شما كه ايمان داريد، چرا عمل نمى‏كنيد؟ «يا ايها الّذين آمنوا... لِمَ... لا تفعلون»
 3- يكى از روش‏هاى تربيت، توبيخ بجا و به موقع است. «لم تقولون ما لا تفعلون»
 4- وفاى به عهد، واجب و خلف وعده، از گناهان كبيره است.  «كبر مقتاً»
 5 - چه زشت است كه تمام هستى در حال تسبيح خداوند باشند، «سبّح للّه» ولى انسان با سخنان بدون عمل، خداوند را به غضب آورد. «كبر مقتاً عند اللّه»
 6- گفتار بدون عمل، خطرناك است. «كبر مقتاً عند اللّه ان تقولوا ما لاتفعلون» (كلمات «كبر»، «مقتاً» و «عنداللّه»، نشان از خطرناك بودن موضوع است)
 7- اگر امروز كار شما با وعده‏ها و شعارهاى دروغين حل شود، اما نزد خداوند وضع خطرناكى خواهيد داشت. «كبر مقتاً عند اللّه...»

**تذکر غلامی!: هم تو خودت تا حالا این همه حرف زدی که عمل نکردی بهشون٬ این همه پند و موعظه دادی بقیه رو و خودت خلافشو عمل کردی ...      انشاالله از این شبا واسه آدم شدنت استفاده کرده باشی

آیات منتخب دیگر:

سوره حشر:

16: وای به حالمون کارمون به جایی برسه شیطان از ما تبری بجویه و بگه من از خدا میترسم!!!!!! (ااااااای تو روحت جناب شیطان رجیم!! جداً که چقد شیطونیا!!!:دی)

21: قلب بعضیامون از کوهم سختتر و سفتتره!

سوره منافقون:

11: نمیتونیم بگیم: "عزرائیل جان واستا٬ هنوز کار دارم٬ بیزحمت برو ۳ سال دیگه بیا سراغم"!!!!!

سوره تغابن:

9: ! The Great Bliss (سعادت بزرگ)

15: اموال و فرزندان وسیله ی فتنه (آزمایش) هستند. پس از کمی مال و ثروت ننالیم خواهشا! (آزمایشش آسونتره در عوض)

سوره طلاق:

3: خدا برامون میرسونه٬ از جاهایی که حتی فکرش به مخیله مون هم راه پیدا نمیکنه٬ اگر ...!

سوره تحریم:

1 و 2: این آیه خیلی برام جالبه٬ بخونینش اگه وقت دارین. (رضایت خدا اصله٬ حتی اگه همسر راضی نباشه)

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم شهریور 1389ساعت 6:48  توسط غلام آقاجون  | 

سلام دوستان عزیز و همراهان گرامی

 

آقا و سرورمان، ای امام زمانمان، ای شمایی که وجود همه موجودات به وجود مقدس شما وابسته س، امشب شب شهادت جد بزرگوار شما و برادر و جانشین رسول خدا و همسر فاطمه ی زهرا و پدر حسن و حسین و زینب و عباس و یاور مظلومان و همدم یتیمان و غمخوار ستم دیده هاس.

ضمن عرض تسلیت به پیشگاه مقدس شما، شما رو به عظمت این آقا قسم، واسطه من، این بنده ی گنهکار و خطاکار و ذلیل و حقیر و فقیر و بائس و مسکین و مستکین و مستجیر، به درگاه خداوند متعال شید ...

 

برادران و خواهران عزیز، از تاخیر بوجود اومده شرمنده ام

ناچارا این پست رو با 1 روز تاخیر دارم میذارم، البته همراه این پست یه هدیه کوچیک هم هست، چند تا عکس و یه فیلم که حدود 9 دقیقه س به حجم 50 مگابایت.

 

جزء 27، سوره مبارکه ذاریات آیات شریفه 56 الی 58

آیات:

وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ
مَآ أُرِيدُ مِنْهُم مِّن رِّزْقٍ وَمَآ أُرِيدُ أَن يُطْعِمُونِ‏
إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِينُ‏

 

ترجمه:

و جن و انس را نيافريدم مگر براى آنكه مرا عبادت كنند.
و من از آنان هيچ رزقى نمى‏خواهم و نمى‏خواهم كه به من طعام دهند.
زيرا خداوند است آن روزى رسانِ نيرومندِ استوار.

 

نکته ها:

 در حديثى از امام حسين‏عليه السلام مى‏خوانيم: خداوند مردم را نيافريد مگر براى معرفت و شناختن و چون او را شناختند، او را عبادت مى‏كنند و هر كه او را عبادت كند، از بندگى غير او بى‏نياز مى‏شود.(43)
جنّ، قبل از انسان آفريده شده و داراى تكليف است. در اين آيه نيز نامش قبل از انسان آمده است. «و ما خلقت الجنّ و الانس»
در قرآن، تمام آفرينش بر اساس حق است وهيچ آفريده‏اى باطل نيست، «و ما خلقنا السموات و الارض و ما بينهما الاّ بالحق»(44) وهمه‏ى آفريده‏ها در مسير بهره‏مندى انسان است. «خلق لكم»(45)، «سخّر لكم»(46)، «متاعاً لكم»(47)
و انسان نيز براى هدفى متعالى آفريده شده كه راه رسيدن به آن، عبادت خدا است. «و ما خلقت الجن والانس الا ليعبدون» البتّه عبادت معناى عام دارد و به هر كار نيكى كه با هدف الهى انجام شود، عبادت گفته مى‏شود.
سؤال: در قرآن اهداف ديگرى، همچون آزمايش و امتحان، براى آفرينش انسان مطرح شده، آيا آن اهداف با هدفى كه در اين آيه (56) آمده، هماهنگ است؟
پاسخ: قرآن در آيه دوم سوره مُلك مى‏فرمايد: «خلق الموت والحياة ليبلوكم أيّكم أحسن عملا» مرگ و حيات را آفريد تا شما را بيازمايد كه كدام يك عمل بهترى داريد. و در آيه دوازدهم سوره طلاق مى‏فرمايد: «لتعلموا انّ اللّه على كلّ شى‏ء قدير» هدف از آفرينش، علم انسان به قدرت الهى است.
در جمع‏بندى اين آيات به نتيجه مى‏رسيم كه هدف اصلى، بندگى خداوند است، ليكن عبادت نيازمند معرفت است كه در جمله «لتعلموا» بيان شده است و در عبادت كه همان پذيرفتن راه الهى و رها كردن راه‏هاى غير الهى است، انسان آزمايش مى‏شود كه در جمله «ليبكوكم» آمده است.
سؤال: اگر هدف آفرينش بشر عبادت است، پس چرا اين هدف بطور كامل تحقق نيافته است؟
پاسخ: بارها خداوند در قرآن فرموده كه اگر مى‏خواستيم، همه را به اجبار هدايت كرده و به بندگى خود در مى‏آورديم، امّا خداوند بشر را آزاد آفريد، تا آگاهانه و آزادانه، عبادت كند.
سؤال: آيا خداوند به عبادت ما نيازمند است؟
پاسخ: قرآن بارها مى‏فرمايد: خداوند از هر جهت غنى است، نه تنها از انسان، بلكه از همه هستى بى نياز است. اگر به ما دستور دادند كه منزل خود را رو به آفتاب بسازيم، نبايد كسى گمان كند كه خورشيد به خانه ما نياز دارد، اين ما هستيم كه به نور و انرژى آن محتاجيم. در اين آيات نيز بى نيازى خداوند بيان شده است: «ما أريد منهم من رزق»
سؤال: اگر خداوند رزّاق است، پس چرا به همه رزق يكسان نمى‏دهد؟
پاسخ: رزّاق بودن يكى از صفات خداوند است، يكى ديگر از صفات او حكيم بودن است. يكسان بودن رزق، امرى حكيمانه نيست، بلكه بايد تابع تلاش و كوشش انسان‏ها باشد. قرآن مى‏فرمايد:
«فامشوا فى مناكبها»(48) از دامنه زمين بالا رويد و رزق به دست آوريد.
«وابتغوا من فضل اللّه»(49) به سراغ كسب و كار و فضل الهى برويد و داد و ستد كنيد. چنانكه نبايد توقّع داشته باشيم معلّم به همه شاگردان نمره يكسان بدهد، زيرا علاوه بر معلّم بودن و اختيار نمره دادن، حكيم نيز هست و بايد ميان شاگردان كوشا و بازيگوش، فرق بگذارد.
سؤال: اگر خداوند رزّاق است، قحطى‏ها براى چيست؟
پاسخ: گاهى كمبودها جنبه كيفرى دارد، چنانكه قرآن در مورد كيفر بنى‏اسرائيل مى‏فرمايد: «فبظلم من الّذين هادوا حرّمنا»(50) به خاطر ظلمى كه يهود كردند، بخشى از خوردنى‏ها را بر آنان حرام كرديم.
گاهى جنبه آزمايشى دارد: «و لنبلونّكم بشى‏ء من الخوف و الجوع»(51) ما از طريق گرسنگى و ترس و... شما را آزمايش مى‏كنيم.
گاهى جنبه تربيتى دارد: «فاخذناهم بالبأساء... لعلّهم يتضرّعون»(52) ما براى تضرّع و برگشت آنان به سوى خداوند، آنها را از طريق ناگوارى‏ها گوشمالى مى‏دهيم.
و گاهى نتيجه قهرى برخورد نادرست انسان با طبيعت است، همچون تخريب جنگل‏ها، آلوده ساختن آب رودخانه‏ها و به هم زدن تعادل محيط زيست كه در طول زمان، مشكلات بسيارى از جمله قحطى را بدنبال مى‏آورد.
اگر ايمان داشته باشيم كه رزق از خداست، ريشه‏ى بسيارى از حرص‏ها، بخل‏ها، حيله‏ها، حسدها، كلاهبردارى‏ها و كم فروشى‏ها، در انسان مى‏خشكد. «انّ اللّه هو الرّزاق...»


43) تفسير نمونه.
44) حجر، 85 .
45) بقره، 29.
46) جاثيه، 13.
47) نازعات، 33.
48) ملك، 15.
49) جمعه، 10.
50) نساء، 160.
51) بقره، 155.
52) انعام، 42.

 

پیام ها:

 1- جنّ و انس در تكليف مشتركند. «الجنّ و الانس... ليعبدون»
 2- عبادت كردن بشر و الهى شدن مردم مهم است، نه عبادت شدن خداوند. «ليعبدون» (نفرمود: «لأعبد» تا من عبادت شوم.)
 3- لازمه‏ى عبادت، معرفت معبود است، پس آفرينش جن و انس براى شناخت حقّ و حركت در راه خداوند است. «ليعبدون»
 4- انسان در معرض غفلت و نسيان است و بايد پيوسته هدفش را به او تذكّر داد. «و ذكّر... ما خلقت الجنّ و الانس...»
 5 - خداوند بى نياز است و عبادتى كه از جن و انس مى‏خواهد، به خاطر احتياج او نيست بلكه به خاطر رشد آنهاست. «و ما أريد منهم من رزق...»
 6- كسى كه خودش رزّاق است، چه نيازى به رزق بندگان دارد. «ما أريد منهم من رزق... ان اللّه هو الرّزاق»
 7- تمام امكانات و تخصّص‏ها و ابزارها، وسيله و بستر رسيدن به رزق است ولى روزى رسان تنها خداست. «انّ اللّه هو الرّزاق»
 8 - خداوند در توان روزى‏رسانى كمبودى ندارد. «هو الرّزاق ذوالقوّة»
 9- با گذشت زمان، قدرت روزى رسانى خداوند كمرنگ نمى‏شود. «المتين» («متين» به معناى ثابت و استوار است)

 

** یک سوال و یک جواب:

اولی: طبق این آیه خداوند ما رو واسه عبادت آفریده دیگه، درسته؟

دومی: درست، خب چطور؟

اولی: کار ندارم که خدا بی نیازه از دعای ما، اصن چرا خدا ما رو آفریده که عبادتش کنیم؟ میتونس خلقمون نکنه تا عبادتشم نکنیم دیگه؟

دومی: آره میتونس، اما این خلقت نشانه مهربانی و عطوفتشه. اگه ما رو خلق نمیکرد، آیا میتونستیم تا اون جایی پیشرفت کنیم که فرشته ها به مقاممون غبطه بخورن؟ آیا میتونستیم طعم عشق به خدا رو بچشیم و از نعمتای بی انتهاش بهره مند شیم؟ آیا میفهمیدیم بهشت وعده داده شده ی خدا کجاس و بالاتر از پاداش بهشت، رضایت خدا چیه؟

اولی: خیلی ببخشینا، اما ما یک کلمه از حرفاتو هم نفهمیدیم، زیر سیکل بگو تا مام یه چیزی حالیمون شه!

دومی: چشم عزیز دل برادر! یه مثال عینی و ملموس برات میزنم تا به اصل مطلب پی ببری. فرض کن یه پسری هس علاقه مند به فوتبال، مربی میبینه اون استعداد خاصی داره در این زمینه و اگر آموزش درستی ببینه و تلاش مناسبی هم کنه میتونه یه روزی بهترین بازیکن دنیا شه. به اون پسره هم این مطلبو میگه. به نظرت اون پسر بعد از شنیدن "وعده ی تخلف ناپذیر" اون مربی، یعنی وعده ای که حتما اجرا شدنیه، به مربیش میگه من نمیخوام بهترین بازیکن دنیا شم، چون باید تمرینات منظمی داشته باشم هر روز، خسته میشم از تمرین، حال و حوصله شو ندارم و ... ؟؟

اولی: مگه عقلشو از دس داده باشه که این جوابو بده!

دومی: آ باریکلا! اینجا هم که خدا گفته نیافریدیمتون جز برای عبادت به همین معنیه! چون میخواد ما رو به قله ی افتخار برسونه

اولی: عجب! پس که اینطور! ...

 

 

آیات منتخب دیگر:

سوره قمر:

 1 تا 3: شق القمر!

سوره الرحمن:

 17 و 18: پروردگار دو مشرق و دو مغرب

19 تا 25: جان عالم به فدایت یا علی ...

سوره واقعه:

 7 تا 16: مردم سه دسته اند: دست راستیا و دست چپیا و پیشگامان ...

سوره حدید:

 16: وقت فروتنی نرسیده؟؟


گزارش تصویری از مراسم دومین شب قدر (شب ۲۱ ماه مبارک رمضان) در حرم مطهر آقا امام رضا (ع)

 

" ما قرآن را در شبی خجسته فرو فرستادیم ..."

 

السلام علیک یا شمس الشموس ...

 

اخلاص

 

آقاجون تسلیتمون رو پذیرا باش

 

بند بند این دعا عشق است و عشق است و عشق ...

 

هدیه ای ویژه به مناسبت دومین شب قدر:

بعلی بن موسی ...

صحن آزادی٬ هنگامی که همه عاشقان به احترام آقاجون رو به ضریح مطهر ایشون می ایستن.

لطفا اگه این فیلم رو که تقریبا ۵۰ مگابایته و ۹ دقیقه س دانلود کردید٬ ۱۴ تا صلوات نذر یوسف زهرا٬ آقا امام زمان (عج) کنین. باشد که دست پدرانه شون رو هیچ وقت از سر ما برندارن ...

 

خدایا ما که عددی نیستیم٬ ولی چه کنیم که تو بزرگی و خوبی و مهربونیت بینهایته ...

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم شهریور 1389ساعت 6:41  توسط غلام آقاجون  | 

سلام

انشاالله خوب و خوشین و از این لحظات استثنایی در این شبهای خاص و با ارزش، نهایت استفاده رو میبرین و دعاگوی همه کس و همه چیز هستین.

 

جزء 26، آیات ۱۵ و  16 از سوره مبارکه ق (قاف) که شاید یکی از معروفترین آیات واسه ما باشه، فقط خدا کنه حسش کنیم! ...

آیه:

 أَفَعَيِينَا بِالْخَلْقِ الْأَوَّلِ بَلْ هُمْ فِى لَبْسٍ مِّنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ
وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ

 

ترجمه:

 مگر در آفرينش نخستين عاجزيم (تا از باز آفريدن شما در رستاخيز ناتوان باشيم)، بلكه آنان از آفرينش جديد در اشتباه و ترديدند.
 و همانا ما انسان را آفريده‏ايم و هر چه را كه نفسش او را وسوسه مى‏كند مى‏دانيم و ما از شريان و رگ گردن به او نزديك‏تريم (و بر او مسلّطيم).

 

نکته ها:

 كلمه «عيينا» از «عى» به معناى عجز و ناتوانى، «لَبس» به معناى خلط و اشتباه و مشتبه شدن است.
«وسوسه» در لغت به معناى صداى آهسته است و در اصطلاح، كنايه از افكار ناپسندى است كه بر فكر و دل انسان مى‏گذرد.
كلمه «وريد» از ريشه‏ى «ورود» به معناى رفتن به سراغ آب است. از آنجا كه اين رگ، شاهراه گردش خون ميان قلب و ديگر اعضاى بدن است، آن را «وريد» گفته‏اند.
براى ارشاد منحرفان، از هر شيوه صحيحى بايد استفاده كرد. در آيات قبل نمونه‏هايى از قدرت خداوند در هستى و نمونه‏هايى از سرنوشت شوم كسانى كه تكذيب مى‏كردند، بيان شد. اين آيات، وجدان و عقل مردم را مخاطب قرار داده كه مگر ما در آفرينش اول عاجز شديم تا از آفرينش دوم بازمانيم.
مشابه جمله‏ى «نحن أقرب اليه من حبل الوريد»، اين آيه است: «انّ اللّه يحول بين المرء و قلبه»(15) خداوند ميان انسان و قلب او حايل مى‏شود.
سرچشمه‏ى وسوسه، سه چيز است:
الف) نفس و خواهش‏هاى نفسانى. «توسوس به نفسه»
ب) شيطان. «فوسوس لهما الشيطان»(16)
ج) بعضى انسان‏ها و جنّيان. «الّذى يوسوس فى صدور النّاس من الجِنّة والناس»(17)
علم خداوند به امور ما به دو علت است:
الف) چون آفريدگار ماست و خالق، مخلوق خود را مى‏شناسد: «الا يعلم من خلق»(18)،
«و لقد خلقنا الانسان و نعلم ما توسوس به نفسه»
ب) چون بر ما احاطه دارد. «نعلم... و نحن أقرب اليه من حبل الوريد»
لذا علم خدا دقيق، گسترده و بى واسطه است.
ريشه‏ى شك در معاد دو چيز است:
يكى اين‏كه خدا از كجا مى‏داند هر كس چه كرده و ذرّات او در كجاست؟
ديگر اين‏كه از كجا مى‏تواند دوباره بيافريند؟
اين آيه به هر دو جواب مى‏دهد:
او مى‏تواند، چون قبلاً انسان را آفريده است. «ولقد خلقنا الانسان»
او مى‏داند، چون وسوسه‏هاى ناديدنى را هم مى‏داند. «نعلم ما توسوس به نفسه»


15) انفال، 24.
16) اعراف، 20.
17) ناس، 5 و 6.
18) ملك، 14.

 

پیام ها:

  1- آفرينش هر موجود، گواه بر قدرت آفريدگار بر آفرينش مجدد آن است. اگر آفريدن اول ممكن بود، خلقت دوباره نيز ممكن است. «افعيينا بالخلق الاول»
 2- در گفتگو با مخالف، كوتاه‏ترين و رساترين كلمات را بكار ببريد. «افعيينا بالخلق الاول» (ممكن شمردن يكى و محال شمردن ديگرى تناقض است)
 3- كافران، دليلى بر انكار معاد ندارند، تنها شك و ترديد است. «بل هم فى لبس من خلق جديد»
 4- اگر مى‏خواهيد عقيده‏اى سالم داشته باشيد بايد وسوسه‏ها را از خود دور كرده و نفس خود را اصلاح كنيد. (انكار قيامت به خاطر آن است كه خود را از وسوسه‏ها پاك نكرده‏ايد.) «بل هم فى لبس... و نعلم ما توسوس به نفسه»
 5 - علم و احاطه‏ى خداوند به بشر، در طول حيات اوست. «نحن أقرب اليه من حبل الوريد»

 

 ** ۴ کلمه حرف در مورد این آیات: مگه خودش نگفته از رگ گردن٬ یعنی چیزی که درون ماست٬ چیزی که ما بهش محتاجیم و بدون اون ادامه حیات برای لحظه ای هم ممکن نیست برامون٬ هم نزدیکتره بهمون؟ چرا فقط وقتی کارمون گیره بهش مراجعه میکنیم؟ چند بار شده وسط شادی و خوشی و حس و حال داشتنمون بهش فک کنیم و یادش باشیم؟ یه بار شده واسه اونم کارت عروسیمونو بفرستیم؟؟ یه بار شده ما زنگ بزنیم و خبرشو بگیریم؟؟ چرا انقد بی معرفتم؟ چرا نامردم؟ من بنده تم و انقد ...

حالا در این لحظات٬ تو این شبایی که هر کدومش ارزشمندتر از ۱۰۰۰ ماهه٬ دوس دارم بیام پیشت٬ با همه وجود٬ نگو قبولم نمیکنی جان این بنده ی حقیرت ...

 

آیات دیگر:

سوره احقاف:

15: احسان به پدر و مادر همیشه و همه جا

17 و 18: مراقب باشیم که حتی "اُف" هم نگیم بهشونا

سوره محمد:

36: زندگی بازیچه نیست!

سوره حجرات:

1: چرا گاهی با افراطامون حتی از پیامبرم میخوایم جلو بزنیم؟؟

11: گناهای زبانی٬ چقد راحت

12: غیبت که دیگه از نون شب هم واجبتر شده واسه بعضیا!

 

یادمون نره از هم در این نابترین لحظات عمر ...

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم شهریور 1389ساعت 1:8  توسط غلام آقاجون  | 

سلام

واقعا شرمنده بابت تاخیر مجدد!

سالروز ضربت خوردن

 مولای متقیان

امیر مومنان

حضرت علی (ع)

بر همه شیعیان تسلیت باد.

آیات منتخب جزء ٬۲۵ آیات شریفه ۱ الی ۴ از سوره مبارکه دخان میباشد که در رابطه با عظمت این شبهاست.

آیات:

 حم

وَالْكِتَابِ الْمُبِينِ‏

إِنَّآ أَنزَلْنَاهُ فِى لَيْلَةٍ مُّبَارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنذِرِينَ‏

فِيهَا يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ‏

 

ترجمه:

حا، ميم.
به كتاب روشنگر سوگند.
ما آن را در شبى مبارك و فرخنده نازل كرديم، ما همواره انذار كننده بوديم.

در آن (شب مبارك) هر امر مهمى بر طبق حكمت الهى تفصيل و تبيين مى‏شود.

 

نکته ها:

كلمه «مبارك» از «بركت» به معناى خير پايدار و ضد آن كلمه «شوم» است.
مراد از شب مبارك، همان شب قدر است كه در ماه مبارك رمضان قرار دارد. «شهر رمضان الّذى انزل فيه القرآن»(1)
براى حروف مقطعه معانى زيادى گفته‏اند كه شايد بهترين وجه آن باشد كه قرآن، اين معجزه بزرگ الهى از همين حروف است، چنانكه در سوره شورى بعد از حروف (حم عسق) مى‏فرمايد: «كذلك يوحى» ما بدين گونه وحى مى‏كنيم. البتّه در بعضى روايات آمده كه در اين حروف رمز و رازى است كه جز خدا كسى نمى‏داند.(2)
كلمه‏ى «مبين» از «ابانة» به معناى روشن و روشنگر است. يكى از ظلم‏هايى كه به قرآن شد اين بود كه برخى بزرگان گفتند: قرآن، قطعى الصدور و ظنّى الدلالة است. صدور قرآن از جانب خدا يقينى است، ولى دلالت‏هاى قرآن شفّاف و روشن نيست و مفاهيم آن ظنّى است. امّا اين يك اجتهاد نابجا در برابر صريح قرآن است، زيرا قرآن بارها فرموده كه من نور هستم، روشنگرم و روشن كننده مرز بين حقّ و باطل هستم، چنانكه در اين آيات مى‏فرمايد: «الكتاب المبين»
البتّه در قرآن به آياتى متشابه كه داراى چند معناست، برخورد مى‏كنيم، لكن آن آيات نيز در سايه ساير آيات روشن مى‏شود.
قرآن از همه جهت مبارك است:
الف) از جهت نازل كننده. «تبارك الّذى نزل الفرقان»(3)
ب) خود قرآن مبارك است. «كتاب انزلناه اليك مبارك»(4)
ج) از جهت زمان نزول. «فى ليلة مباركة»
سؤال: اگر نزول قرآن در شب قدر بوده است، پس نزول آيات در 23 سال رسالت پيامبر به چه معناست؟
پاسخ: قرآن در شب قدر يك باره و يك جا بر قلب پيامبر و بار ديگر و به تدريج در طول بيست و سه سال نازل شد. همان گونه كه يك بار چمدان لباسى را يكجا به شخصى مى‏دهيد و در مرحله بعد درب آن را گشوده و لباسها را جداگانه به او نشان مى‏دهيد و يا كتاب شعر حافظ را يك جا به شما هديه مى‏كنند و در هر مناسبت، چند بيتى از آن را براى شما مى‏خوانند.
در اين آيه، زمان نزول قرآن مبارك شمرده شده و در آيات ديگر زمان نزول عذاب، نحس خوانده شده است، «ايّام نَحسات»(5) اصولاً مبارك يا منحوس بودن زمان يا به خاطر حوادث تلخ و شيرينى است كه در آنها واقع مى‏شود و يا در خود زمان خصوصيّتى است كه بر ما پوشيده است، چنانكه در قرآن از استغفار در سحرها ستايش شده كه معلوم مى‏شود در عنصر زمان خصوصيّتى است كه ما نمى‏دانيم.


1) بقره، 185.
2) تفسير نورالثقلين، ج‏1، ص‏30.
3) فرقان، 1.
4) ص، 29.
5) فصّلت، 16.

 

پیام ها:

 1- قرآن در زمان پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله به عنوان كتاب مقدّس مطرح بود. (خداوند به آن سوگند ياد مى‏كند) «والكتاب»
 2- قرآن براى دست‏يابى انسان به نور از جايگاهى بلند نازل شده است. « انزلناه»
 3- زمان‏ها متفاوتند و بعضى بر بعضى ديگر قداست و برترى دارند. «ليلة مباركة»
 4- براى مسائل معنوى، شب زمان مناسب‏ترى است. «ليلة مباركة»
 5 - سنّت خداوند، فرستادن هشدار دهنده است. «كنّا منذرين»
 6- براى مردم غافل انذار و هشدار مفيدتر از بشارت است. «منذرين»

 ۷ -  شب قدر در هر سال تكرار مى‏شود. «يفرق» (فعل مضارع، نشانه استمرار است)

 ۸ - مقدّرات شب قدر نسبت به مسائل كليدى و اساسى است. «كل امر حكيم» يعنى هر كار استوار و ريشه‏اى.

 ۹ - شب قدر، شب سرنوشت است. «فيها يفرق كل امر حكيم»

 

آیات دیگر:

سوره شوری:

12: خداوند روزی دهنده ست

16: گیرای الکی به دین خدا ندیم خواهشا!

17: حواسمون جمع باشه٬ شاید وعده خداوند لحظه ای دیگر محقق شه ...

25: همیشه راهی واسه بازگشت هست٬ پس تا دیر نشده ...

30 و 31: اگه قرار بود واسه همه اعمالم تو همین دنیا هم تقاص پس بدم چی به سرم میاوردی؟ (الهی العفو)

38 و 39: همون "و امرهم شوری بینهم" معروف!

سوره زخرف:

13 و 14: از "سبحان الذی" تا پایان آیه ۱۴ میشه دعای سفر (یادش بخیر سفر عشق و اتوبوس و دعای سفر ...)


گزارش تصویری از مراسم اولین شب قدر (شب نوزدهم ماه مبارک رمضان) در حرم مطهر آقا امام رضا (ع)

 

کتابی که بین همه پخش میشه و دعای عظیم جوشن کبیر داره

 

این شبا٬ شبای عاشقیه٬ بندگیه٬ مبادا فرصت رو از دست بدیما ...

 

ابتدای مراسم قرآن به سر گرفتن

 

بعلی بن موسی ...

 

مراسم امشب رو حاج شیخ حسین انصاریان به پایان رسوند و چه عالی حال همه رو دگرگون کرد در نیمه شب نوزدهم ماه مبارک رمضان ...

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم شهریور 1389ساعت 7:14  توسط غلام آقاجون  |