تبليغاتX
تنهام نذار آقا ... - امشب ...
پنجره اي رو به حرم آقاي مهربانيها ...

سلام عزیزانم

امشب ...

یه بار دیگه

البته اگه سعادت حضور رو به این حقیر نالایق عطا کنند٬ میرم و نائب الزیاره همه شما دوستان عزیزم میشم

*البته دیروزم قاچاقی رفتم!!:دی

ورودی حرم که میرسم ...

نیت میکنم

خدایا

آقاجونم

این بنده ی حقیر و عاصی که سر تا پاش رو گناه پوشونده و سنگینی بار کارای زشتش کمرشو شکسته٬ به نیت عاشقان واقعی و دلسوختگان حقیقی شما اذن دخول میطلبه:

آقای من اجازه میدهید داخل شوم؟

ای فرشتگان مقرب اجازه وارد شدن میدهید؟

اذن دخول - باب الجواد

یه مرتبه با صدایی گرم و مهربون که از درونت میشنوی به خودت میای ...

وارد شو بنده ی خدا

خوش آمدی ...

 

مهم نیست از کدوم ورودی٬ اما به محض اینکه از بازرسی رد شین٬ گنبد جلو چشمتونه ...

اشک تو چشمت حلقه میزنه و ...

السلام علیک یا انیس النفوس ...

سلام بر تو ای محرم رازم

سلام بر تو ای همدم روح و جانم

آقای من

مولای من

آمده ام تا با تو سخن بگویم

از ناگفته های درونم

از حرفهایی که توان بازگو کردنشان را به هیچ کس ندارم٬ مگر شما

از دغدغه های درونم که کسی جز خدا و شما از آنها با خبر نیست

پنجره ی فولادت آرزومه ...

آمده ام ...

تا باز هم از ته جان فریاد برآورم که:

الهی العفو

خدایا مرا ببخش

خدایا به واسطه این امام مهربان ببخش

آقاجون٬ جان جوادت شفاعتم رو پیش خدا بکن ...

قول میدم در جهت اصلاحم گام بردارم

قول میدم موجبات رنجش خاطر شما رو فراهم نکنم

قول میدم غلام خوبی باشم براتون

قول میدم ...


پی نوشت:

۱) بشتابید٬ بشتابید٬ تنها ۲۹ روز دیگر باقیست ... !

۲) کاش از ماه رمضون بیشتر ...! :-(

۳) السلام علیک یا اباعبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک ...

۴) میشه یه روز بیام تو بین الحرمینت اربابم؟ ...

۵)

میشه کنج حرمت گوشه ی قلب من باشه؟ ...

میشه قلب منُ مثه گنبدت طلا کنی؟ ...

السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم مهر 1388ساعت 17:54  توسط غلام آقاجون  |