|
پنجره اي رو به حرم آقاي مهربانيها ...
|
بخشی از زمزمه عاشقان٬ خطاکاران٬ امیدواران٬ حاجتمندان با یگانه معشوق و بخشنده و امید و عطا کننده عالم:
۱) چقدر زیباست ...
۲) تا چشم به هم میزنی تموم میشه. اولش خوشحالی که هنوز اولشه٬ از وسطا که رد میشه یه غمی میاد تو دلت که ای وای٬ چه زود داره این زمزمه عاشقانه تموم میشه ...
۳) ک ر ب ل ا ...
۴) صبر ... صبر ... صبر ...
بی شک معنای صبر را کسی میفهمد که دردی داشته باشد
و آه زینب ...
تو میدانی که درد یعنی چه و صبر یعنی چه ...
۵) میشنوی؟ هم بویش می آید و هم صدای قدومش. آری محرم نزدیک است٬ خیلی نزدیک ...
۶) چه کسی جز تو گناهانم را میبخشد؟ و چه کسی جز تو مرا غرق نور میکند؟
به بزرگیت مرا ببخش و وجودم را از نور خودت لبریز کن ...
آه خدایا شکرت
آقاجونم ممنونتم
ممنونتم که همه مونو راه دادی و پذیرفتی به آستان مبارکت
قربونت برم ایشالا
چقد امشب حال دادا
روضه جدتونو میخوندن و اشک میریختیم
اشک میریختیم و ناله میکردیم
ناله میکردیم و میخواستیم
میخواستیم و دعا میکردیم
دعا میکردیم و اجابت کرد
اجابت کرد
اجابت کرد ...
شاد و پاک و دست پر اومدیم بیرون از حرمت بابایی جونم
دوست دارم آقای گلم 
دعا کن همه مونو بابایی جونم ...
مژده مژده
لحظاتی پیش و طی اتفاقی کم نظیر
تمام ریش های این غلام حقیر
عطای خود را به لقایشان بخشیدند
و سوی معبود خود شتافتند!
* حالا بخوام برم خواستگاری اینطوری راهم میدن!!:دی
عکسهای نجوای شبانه ۱۹ آذرماه:




