تبليغاتX
تنهام نذار آقا ... - روز سیزدهم
پنجره اي رو به حرم آقاي مهربانيها ...

سلام

بابت تاخیر ناخواسته عذرخواهم.

امروز دستمون یه خورده پرتره نسبت به روزای دیگه ناچارا!! چون نمیتونستم از هیچکدومش بگذرم!

جزء 20

آیات شریفه 61 و 62 از سوره مبارکه نمل

آیات:

أَمَّن جَعَلَ الْأَرْضَ قَرَاراً وَجَعَلَ خِلَلَهَآ أَنْهَراً وَجَعَلَ لَهَا رَوَسِىَ وَ جَعَلَ بَيْنَ الْبَحْرَيْنِ حَاجِزاً أَءِلَهٌ مَّعَ اللَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ‏
أَمَّن يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَيَكْشِفُ السُّوءَ وَيَجْعَلُكُمْ خُلَفَآءَ الْأَرْضِ أَءِلَهٌ مَّعَ اللَّهِ قَلِيلاً مَّا تَذَكَّرُونَ‏

 

ترجمه:

كيست كه زمين را قرارگاهى ساخت و در آن، رودها قرار داد، و براى آن، كوه‏ها را (مانند لنگر) ثابت و پابرجا قرار داد و ميان دو دريا (شور و شيرين) مانعى قرار داد (كه مخلوط نشوند). آيا معبودى با خداست؟ (نه) بلكه اكثر آنان نمى‏دانند.
كيست كه هرگاه درمانده‏اى او را بخواند، اجابت نمايد و بدى و ناخوشى را برطرف كند، و شما را جانشينان (خود در) زمين قرار دهد؟ آيا با خداوند معبودى است؟ چه كم پند مى‏پذيريد.

 

نکته ها:

 در روايات و تفاسير نديدم كه درباره‏ى تلاوت آيه‏ى 62 براى استجابت دعا نقشى باشد، لكن مردم به خاطر تناسب محتواى آيه تبّركاً آن را مى‏خوانند و مانعى ندارد.
مناجات با خداى سبحان و راز ونياز با او كارى پسنديده و لازم است، دعا به درگاه او و درخواست حل مشكلات خصوصاً هنگام درماندگى، براى همگان ضرورى است.
اين نياز مريمى بوده است و درد
كان چنان طفلى سخن آغاز كرد
هر كجا دردى دوا آن جا بود
هر كجا فقرى نوا آن جا بود
هر كجا مشكل جواب آن جا رود
هر كجا پستى است آب آن جا رود
پيش حقّ يك ناله از روى نياز
به كه عمرى در سجود و در نماز
زور را بگذار زارى را بگير
رحم سوى زارى آيد اى فقير(71)
در روايات مى‏خوانيم: نمونه‏ى مضطرّ واقعى، امام زمان (عجّل‏اللّه تعالى فرجه الشريف) است و بدترين سوء «و يكشف السوء»، سلطه‏ى كفّار است كه در زمان آن حضرت برطرف مى‏شود و نمونه‏ى «يجعلكم خلفاء» حكومت صالحان در آن زمان است.(72)
هر جا كه دعاى ما مستجاب نشود، دليلى دارد، همچون:
الف: دعاى ما، طلبِ خير نبوده وما گمان مى‏كرديم خير است. (زيرا دعا، يعنى طلبِ خير)
ب: نحوه‏ى درخواست، جدّى و همراه با درماندگى نبوده است.
ج: در دعا اخلاص نداشته‏ايم، يعنى اگر به درگاه خداوند رو كرده‏ايم، به ديگران نيز چشم اميد داشته‏ايم.
البتّه گاهى به جاى استجابتِ آنچه مى‏خواهيم، خداوند حكيم مشابه آن را به ما مى‏دهد و گاهى به جاى خواسته‏ى ما، كه نزد خداوند به مصلحت ما نيست، خداوند بلائى از ما دور مى‏كند و گاهى به جاى برآوردن حاجت در دنيا، در قيامت جبران مى‏كند و گاهى به جاى لطف به ما، به نسل ما لطف مى‏كند كه همه‏ى اين مطالب در روايات آمده است.
اجابتِ مضطرّ، كارى الهى است ولى سنّت الهى را تغيير نمى‏دهد. مثلاً سنّت خداوند آن است كه مردم به نحوى بايد از دنيا بروند و همه‏ى انسان‏ها در لحظه‏ى احتضار، مضطرّند و اگر خداوند به همه جواب مثبت دهد، بايد قانون مرگ را لغو كند.
ريشه‏ى ايمان به خدا
ريشه‏ى ايمان به خدا، عقل و فطرت است؛ لكن مادّيون مى‏گويند: ريشه‏ى ايمان به خدا ترس است. يعنى انسان چون خود را در برابر حوادث عاجز مى‏بيند، هنگام بروز حادثه‏اى تلخ، قدرتى را در ذهن خود تصوّر مى‏كند و به آن پناه مى‏برد.
مادّيون با اين محاسبه، ايمان را زاييده‏ى ترس مى‏دانند؛ امّا اشتباه آنان اين است كه تفاوت رفتن به سوى خدا را با اصل ايمان به خدا نمى‏فهمند. مثلاً ما هنگام ديدن سگ و احساس خطر، سراغ سنگ مى‏رويم. امّا آيا مى‏توان گفت: پيدايش سنگ به خاطر سگ است؟ همچنين ما هنگام اضطرار و ترس رو به خدا مى‏رويم، آيا مى‏توان گفت: اصل ايمان به خدا زاييده‏ى ترس است؟
علاوه بر آنكه اگر سرچشمه‏ى ايمان ترس باشد، بايد هر كس ترسوتر است، مؤمن‏تر باشد. در حالى كه مؤمنان واقعى، شجاع‏ترين افراد زمان خود بوده‏اند و بايد انسان در لحظاتى كه احساس ترس ندارد، ايمانى هم نداشته باشد، در حالى كه ما در لحظه‏هايى كه ترس نداريم خدا را به دليل عقل و فطرت قبول داريم. در حقيقت ترس و اضطرار، پرده‏ى غفلت را كنار مى‏زند و مارا متوجّه خدا مى‏كند و لذا منكران خدا هرگاه در هواپيما يا كشتى نشسته باشند و خبر سقوط يا غرق شدن را بشنوند و يقين كنند كه هيچ قدرتى به فريادشان نمى‏رسد؛ از عمق جان به يك قدرت نجاتبخش اميد دارند. آنها در آن هنگام به يك نقطه و به يك قدرت غيبى دل مى‏بندند كه آن نقطه، همان خداى متعال است.


71) مولوى.
72) تفسير نورالثقلين.

 

پیام ها:

 1- از راه‏هاى شناخت خدا و يكتايى او، توجّه به يك قدرت نجاتبخش و بريدن از قدرت‏ها ووسايل ديگر در هنگام اضطرار است. «أمّن يجيب»
 2- شرط استجابت دعا، قطع اميد از ديگران واخلاص در دعاست. «يجيب‏المضطر»
 3- آنان كه با سكوت، از خداوند حاجتى مى‏خواهند، خداوند از حالشان با خبر است ولى دوست دارد بندگانش حاجت خود را به زبان آورند. «اذا دعاه»
 4- انسان بر طبيعت حكومت دارد. «يجعلكم خلفاء الارض»
 5 - آيا در حال اضطرار، به قدرت‏هاى مادّى توجّه مى‏كنيد؟! «ءاله مع‏اللّه»

 

تذکر غلام!* کاش در همه حال یادت باشیم٬ نه فقط حین اضطرار!


آیه شریفه ۴۵ از سوره مبارکه عنکبوت

آیه:

اُتْلُ مَآ أُوْحِىَ إِلَيْكَ مِنَ الْكِتَابِ وَأَقِمِ الصَّلاةَ إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهَى‏ عَنِ الْفَحْشَآءِ وَالْمُنكَرِ وَلَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا تَصْنَعُونَ

 

ترجمه:

آنچه را از كتاب (آسمانى قرآن) به تو وحى شده تلاوت كن و نماز را به‏پادار، كه همانا نماز (انسان را) از فحشا و منكر باز مى‏دارد و البتّه ياد خدا بزرگ‏تر است و خداوند آنچه را انجام مى‏دهيد مى‏داند.

 

نکته ها:

در اين آيه خداوند به پيامبرش دستور تلاوت قرآن و نماز را در كنار هم داده و اين به خاطر آن است كه قرآن و نماز دو منبع نيروبخش مى‏باشند. خداوند كه به پيامبرش از يك مسئوليّت سنگين خبر مى‏دهد، «انّا سنلقى عليك قولاً ثقيلاً»(143) به او مى‏فرمايد: براى انجام اين مسئوليّت سنگين، از دو منبع نيروبخش كمك بگير:
يكى تلاوت قرآن. «و رَتّل القرآن ترتيلا»(144)
و ديگرى نماز شب. «اِنّ ناشئة اليل هى اَشدّ وَطاً و أقوم قيلاً»(145)
البتّه علاوه بر اين آيه، نماز و قرآن، بارها در كنار هم آمده است؛ از جمله: «يتلون كتاب اللّه و اقاموا الصّلاة»(146) و «يمسّكون بالكتاب و اقاموا الصّلاة»(147)
براى جمله «لذكر اللّه اكبر» چند معنا بيان شده است:
الف: نماز، بزرگ‏ترين ذكر الهى است. به دليل آيه‏ى «أقم الصّلاة لذكرى»(148) كه نماز را ذكر خداوند مى‏داند.
ب: ياد خدا (و حضور قلب)، بالاتر از ظاهر نماز است.
ج: ياد خدا براى انسان از همه كارها برتر است.
د: ياد خدا، براى جلوگيرى از فحشا و منكر بالاتر از هر اهرم ديگر است.
ه: ياد خدا از شما، بزرگتر از ياد شما از خدا است. (البتّه اين معنا با توجّه به روايات در ذيل آيه «فاذكرونى اذكركم»(149) برداشت شده است.(150))
به پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله گفته شد: فلانى هم نماز مى‏خواند و هم خلاف مى‏كند، فرمود:«انّ صلاته تنهاه يوماً»(151) بالاخره نماز او روزى نجاتش خواهد داد.
امام صادق‏عليه السلام فرمود: هر كسى دوست دارد قبولى يا ردّ نمازش را بداند، ببيند نمازش او را از فحشا و منكر باز داشته است يا نه. سپس امام‏عليه السلام فرمود: «فبقدر ما منعته قبلت منه»(152) به اندازه‏اى كه نماز، انسان را از منكرات باز مى‏دارد، به همان اندازه قبول مى‏شود.


143) مزمّل، 5.
144) مزمل، 4 .
145) مزمل، 6 .
146) فاطر، 29 .
147) اعراف، 170 .
148) طه، 14.
149) بقره، 152 .
150) تفسير نورالثقلين.
151) تفسير مجمع‏البيان.
152) تفسير مجمع‏البيان.

 

پیام ها:

 1- تنها آشنايى با مفاهيم، تلاوت و آموزش قرآن كافى نيست، بلكه عمل لازم است. «اُتلُ - أقِم»
 2- قرآن و نماز، در رأس برنامه‏هاى تربيتى است. «اُتلُ - أقِم»
 3- رابطه پيامبر با مردم از طريق تلاوت آيات قرآن و ابلاغ اوامر خداوند به آنان و رابطه او با خدا از طريق عبادت و نماز است. «اُتلُ - أقِم»
 4- در تبليغ و ارشاد، حكمت و آثار دستورها دينى را بيان كنيم. «أقِم الصّلاة انّ الصّلاة تنهى عن الفحشاء و المنكر»
 5 - در پيشگاه خداوند، نماز از عظمت و جايگاه خاصّى برخودار است. «أقم الصّلاة اِنّ الصّلاة» (تكرار كلمه‏ى «صلاة»)
 6- نقش اصلاحى نماز در فرد و جامعه حدسى و پيشنهادى نيست، بلكه قطعى است. «اِنّ الصّلاة» (كلمه‏ى «انّ» و جمله‏ى اسميه)
 7- اگر نمازِ انسان، او را از فحشا و منكر باز نداشت، بايد در قبولى نماز خود شك كند. «اِنّ الصّلاة تنهى»
 8 - گسترش كارهاى نيك و معروف، به طور طبيعى مانع رشد منكر است. «الصّلاة تنهى»
 9- علم خداوند، ضامن اجراى صحيح دستورهاى اوست. «واللّه يعلم ما تصنعون»
 10- در نماز، انواع راز و رمزها، هنرها و سليقه‏ها نهفته است. «ما تصنعون»
 نماز و بازدارندگى از منكرات‏
 سؤال: چگونه نماز فرد و جامعه را از فحشا و منكر باز مى‏دارد؟
 پاسخ: 1. ريشه‏ى تمام منكرات غفلت است و خداوند در آيه 179 سوره‏ى اعراف، انسان غافل را از حيوان بدتر شمرده است. «اولئك كالانعام بل هم اضلّ اولئك هم الغافلون» و نماز چون ياد خدا و بهترين وسيله‏ى غفلت‏زدايى است، پس زمينه‏ى منكرات را از بين مى‏برد.
2. اقامه‏ى نماز و داشتن رنگ الهى، مانع گرفتن رنگ شيطانى است. چنانكه كسى‏كه لباس سفيد بپوشد، حاضر نيست در جاى كثيف و آلوده بنشيند.
 3. در كنار نماز، معمولاً توصيه به زكات شده است، كه فرد را از منكر بخل و بى‏تفاوتى در برابر محرومان و جامعه را از منكر فقر كه زمينه‏ى رويكرد به منكرات است، رها مى‏سازد.
 4. نماز، داراى احكام و دستوراتى است كه رعايت هر يك از آنها انسان را از بسيارى گناهان باز مى‏دارد، مثلاً:
* شرط حلال بودن مكان و لباس نمازگزار، انسان را از تجاوز به حقوق ديگران باز مى‏دارد.
* رعايت شرط پاك بودن آب وضو، مكان، لباس و بدن نمازگزار، انسان را از آلودگى و بى‏مبالاتى دور مى‏كند.
* شرط اخلاص، انسان را از منكر شرك، ريا و سُمعه باز مى‏دارد.
* شرط قبله، انسان را از منكر بى‏هدفى و به هر سو توجّه كردن باز مى‏دارد.
* ركوع و سجده، انسان را از منكر تكبّر باز مى‏دارد.
* توجّه به پوشش مناسب در نماز، انسان را از منكر برهنگى و بى حيايى حفظ مى‏كند.
* توجّه به عدالت امام جماعت، سبب دورى افراد از فسق و خلاف مى‏شود.
* نماز جماعت، انسان را از گوشه‏گيرى نابجا نجات مى‏دهد.
* احكام و شرايط نماز جماعت، بسيارى از ارزش‏ها را زنده مى‏كند از جمله: مردمى بودن، جلو نيافتادن از رهبر، عقب نماندن از جامعه، سكوت در برابر سخن حقّ امام جماعت، نظم و انضباط، ارزش‏گذارى نسبت به انسان‏هاى با تقوا، دورى از تفرقه، دورى از گرايش‏هاى مذموم نژادى، اقليمى، سياسى و حضور در صحنه كه ترك هريك از آنها، منكر است.
* لزوم تلاوت سوره حمد در هر نماز، رابطه‏ى انسان را با آفريننده‏ى جهان، «ربّ العالمين»، با تشكّر، تعبّد و خضوع در برابر او، «ايّاك نعبد» با توكّل و استمداد از او، «ايّاك نستعين»، با توجّه و يادآورى معاد، «مالك يوم الدين» با رهبران معصوم و اولياى الهى، «انعمت عليهم»، با برائت از رهبران فاسد، «غيرالمغضوب» و رابطه‏ى انسان را با ديگر مردم جامعه «نعبد و نستعين» بيان مى‏كند كه غفلت از هريك از آنها منكر، يا زمينه‏ساز منكرى بزرگ است.

 

تذکر غلام!** حالا چرا با اینکه نماز هم میخونیم اما گناه هم میکنیم خود سر درازی دارد!! اما بدونیم نمازی که بعدش گناه هم باشه قبول درگاه احدیت نیس (ظبق فرمایش حضرت امام صادق (ع) در بخش نکته ها)٬ پس باید یه فکر اساسی و یه تصمیم اساسی تر ! و یه اراده ی اساسی ترتر !! و یه عمل خیلی اساسی ترترتر !!! داشته باشیم!!

به امید اینکه از این پس تمامی نمازهامون رو قبول کنی اجماعا صلوات!


آیات دیگر:

سوره قصص:

25: حیا و عفت٬ حتی حین راه رفتن (خصوصا برا شما خواهر عزیز!)

سوره عنکوت:

1 تا 3: همه آزمایش میشن٬ حتی شما دوست عزیز!:دی

8: همیشه خوبی کنیم بهشون٬ مگر ...!

10: ايمان واقعى در هنگام سختى‏ها روشن مى‏شود.

41: سست ترین خونه ی دنیا!

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم شهریور 1389ساعت 5:29  توسط غلام آقاجون  |