|
پنجره اي رو به حرم آقاي مهربانيها ...
|
1) بابا و مامان و خواهر کوچیکه از مسافرت برگشتن و ما از تنهایییه محض! در اومدیم
2) خواهر بزرگه از تهران اومدن و اول ایشون بودن که ما رو از تنهایی در آوردن
3) بالاخره با دایی صحبت کردم و حالشونو پرسیدم و کلی انرژی گرفتم! (دایی چون اینا رو میخونی نوشتما!!! بسه، نخند انقد! دِ نخند دیگه، الان میگن بچه مون (ببخشید!) خل شده داره الکی میخنده! بقیه که نمیدونن حضرت آقا مشغوله خوندن جک تشریف دارین!! (فعله آخری رو داشتی؟!!))
4) شخصی که مدتها بود دوس داشتم از نزدیک زیارتش کنم رو بالاخره از نزدیک زیارت کردم، (فکرتون منحرف نشه!) پسر خیلی گل و آقایی بودن، همونطور که انتظار داشتم. ایشون از شیراز تشریف آورده بودن، دنبال کسی اومده بودن و من ایشون رو واسه بار اول دیدم امروز عصر.
چند ساعتی با هم بودیم، از هر دری سخن به میان آوردیم و کلی خوش گذروندیم. چند باری مشهد اومده بودن تا حالا ولی فقط پیش آقاجون رفته بودن، این بار به پیشنهاد من ررفتیم تا یه جایی رو ببینیم، با هم رفتیم الماس شرق و بعدش رفتیم حرم. خیلی خوش گذشت.
بعد که با هم خداحافظی کردیم (ایشون فردا برمیگردن)، من اومدم خونه و یه نمیچه مراسمی به مناسبته شب یلدا داشتیم با خانواده.
پی نوشت:
1) من حتی نمیدونستم دایی هنوز اینجا رو میخونه، امروز گفت نه تنها من که حتی خانم هم اینجا رو میخونن!!! ما اینیم دیگه! (اهِم اهِم!) همهء آدمای معروف و مشهور دنیا میان اینجا و به کلبهء درویشیه ما یه نور و جلای خاصی میبخشن!
2) غیر از التماس دعای همیشگی دعا کنین واسه من، چون میخوام یه مشکلی که واسه افراد دیگه بوجود اومده رو حل کنم و رابطه ای که داره شکراب میشه رو مثله سابق گرم و صمیمی کنم البته با کمک خدا.
3) شرمنده امشب هیچ عکسی نمیشه بذارم، چون سرعت اینترنت خیلی پایینه، و الا از شبه چله مون چند تا عکس میذاشتم.
4) فعلا که مامانو اساسی دست انداختیم!، بهش میگیم از تو مفاتیح اعماله شبه چله رو نگاه کنه!، ظاهرا دو رکعت نماز مستحبی داره که در رکعته اول بعد از حمد باید دو قاچ هندونه بخوری و در رکعته بعدش هم آجیل به مقدار لازم و دیگه کار به تشهد و سلام هم نمیرسه!
5) آخرش هم مراسم انار به سر داره که همزمان میشه شیرینی هم نوشه جان نمود!
6) امشب واسه مریضایی که رو تخته بیمارستانن دعا کنین.
7) مثله همیشه: التماس دعا.
|
اینم برای کساییکه باور نمیکنن من با چه جنسی بیرون بودم!! نگاه کنین: لابد این عکسه دختره که تو حرم سر لخته!! یا اصلا این عکس رو من دیشب نگرفتم و الان واسه رد گم کردن گذاشتم اینجا!!! مگه نه!!؟ |