تبليغاتX
تنهام نذار آقا ... - توضیحی در مورد عکس!
پنجره اي رو به حرم آقاي مهربانيها ...
سلام

وقتتون بخیر

امیدوارم هرجا هستین و مشغول هرکاری که هستین شاد٬ پیروز و سربلند و در پناه خدا باشین.

قبل از هر چیز عرض کنم به خدمتتون که٬ عروس خانم گل و آقا داماد خوشبختی که تو پست قبل صحبتشون شده بود! حسابی از همه تشکر کردن به خاطر دعاهایی که کردین واسه خوشبختی و عاقبت بخیری و سعادتمندیشون و از من خواستن که از همه شما تشکر کنم. من اینطوری تشکر خودمو ابراز میکنم: ممنون (مختصر و مفید و پر محتوا!)

صدای پای بهار جان هم که کاملا به گوش رسیده حتما دیگه! اینجا که والا امروز تابستون بود!!

خب٬ امروز توضیحی که مدتها پیش میخواستم بگمو میگم ...

از همون اول که عکسمو گذاشته بودم تو وبلاگ٬ عده ای پرسیده بودن این چیه و هنوزم عده ای دیگه میپرسن و بعدها هم قطعا عده ای پیدا میشن که بپرسن! که این چیه گذاشتی!

در جواب این عده از دوستان:

والا عارضم به خدمتتون که بنده مدتی به شغل شریف دزدی مشغول بودم!!!

ولی خارج از شوخی واسه مدت تقریبا ۲ ساعت دزد بودم به همراه ۱۰ نفر دیگه!

اواخر تیرماه ۸۷ بود ...

تولد دوست یکی از دوستان عزیز بود که این بنده خدا رو ما نه دیده بودیم و نه میشناختیمش! خلاصه خونه یکی از بچه ها رفتیم و گفتیم یه مراسمی بگیریم.

گفتیم چی کار کنیم چی کار نکنیم٬ قرار شد به مناسبت تولد "امیر رضا" یه فیلم بسازیم که تو اون فیلم همه دزد باشیم الا ۳ نفر که نقش صاحبخونه رو داشتن. گروهه دزدا که ما بودیم باید طی یک سری عملیات سری و مخفیانه! وارد خونه میشدیم و محموله گرانقیمت و ارزشمندی که "کیک" نام داشت رو از محلی به نام "یخچال" با استفاده از "نقشه گنج" پیدا میکردیم و به سرقت میبردیم!! خلاصه عملیات دزدیدن کیک از تو یخچال کاملا با موفقیت همراه بود تا جاییکه بیچاره ی نگونبخت وارد معده های عزیزمون هم شد و بعدشم ...!!

این از قضیه عکس٬ اما سوالی که مطرحه اینه٬ چرا؟!! چرا اینو اینجا گذاشتی؟!

واسه اینکه اینطوری بگم که با کی طرف هستین!! (با یه دزد نه البته!!)

میخواستم از این راه بگم که درسته این وبلاگ یه خورده (یه خورده البته!) شاید مذهبی باشه یا مذهبی به نظر بیاد ولی این دلیل نمیشه من آدم خشک و خیلی مذهبی باشم. بالاخره منم تو یه سن و سالیم که ... (که هیچی!) و جدای از سن و سال اصولا آدمیم که تو جمع خیلی شاد و سرزنده ام و تا میتونم بقیه رو میخندونم!

همونطور که تو پست قبلی هم شاید خوندین٬ رقصم بلدیم! راستش از ۴ سالگی رقاص مجالس بودم تا امروز که شدیم ۲۱ ساله!!! البته مجلس داریم تا مجلسا! یه موقع بد برداشت نشه خواهشا چون منم یه چیزایی رو رعایت میکنم!!!

القصه٬ سرتونم به درد آوردم شرمنده٬ خلاصه اینطوری بگم ما هم به اینجور تفریحات سالم! میپردازیم و هم امور مذهبی رو در حد اعتدال داریم در کنارش. (شایدم اون در کنار اینه٬ نمیدونم!!)


پی نوشت:

۱) هر کی گفت من تو فیلم چه نقشی داشتم؟!!

۲) اینم از کیک ... !

ولی این کیک اون محموله ارزشمندی نیس که گفتم! این کیکیه که چند وقت پیش از رو هوس! خریدم و خوردیم که اتفاقا امشبم عین همین گرفتم یکی دیگه!

۳) چند تا عکس از بقیه دزدای عزیز! (ببخشین٬ دوستای عزیز میخواستم بگم!!!) هم میذارم ...

۴) جمع دوستانه ما متشکل از ۱۰-۱۲ نفره که از دبیرستان با هم موندیم٬ و واقعا جمع سالم و شاد و دوستانه ایه. دور هم جمع شدنامون همیشه لذت بخشه و واقعا تنوع روحیه خوبی محسوب میشه. گاهی اوقات که با هم میریم حرم (البته ممکنه با ۳ یا ۴ نفر ازونا یا حتی یکیشون باشه٬ شایدم تعداد بیشتری باشه٬ متفاوته هر دفعه!) خیلی حال میکنیم٬ مخصوصا شبای قدر امسال واقعا لذت بردیم٬ بعد مراسم حرم میومدیم خونه ما (خونه خالی و ...!) و سحری میخوردیم با هم و بعدشم لالا تا ۱۰-۱۱ صبح!

۵) امام حسین (ع):

"عاجزترین مردم کسی است که نتواند دعا کند"

میدونم هیچکس عاجز نیس!


* جواب پی نوشت ۱:

یکی از دو فیلمبردار!!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم اسفند 1387ساعت 0:7  توسط غلام آقاجون  |