تبليغاتX
تنهام نذار آقا ... - امشب ...
پنجره اي رو به حرم آقاي مهربانيها ...
سلام بر همگی عزیزان

تا چند دقیقه دیگه راهی میشم ...

دعاگوی همه تونم هستم، پس نیازی به التماس دعا گفتن نیس به این حقیر


پی نوشت:

1) از اینکه کامنتای پست قبلو هنوز نجوابیدم! (جواب ندادم) عذر خواهم. چند روزی بلاگفای عزیز از خونه باز نمیشد منم نرفتم کافی نت تا بخوام از اونجا جواب بدم. در اسرع وقت جواب میدمشون.

2) تا فردا صبح که با آقاجونم، بعد از اون (یعنی فردا صبح) باید برم خونه خاله بالاسر کارگرا تا عصر ساعت 3 تقریبا، بعد اون باید برم ...

ای خدا شکرت که حداقل این جلسه رو میتونم برم!

3) اس ام اس دوستم که قراره حاج آقا بشه تا چند وقته دیگه:

Dovomin hamayeshe omre zaman: jomeh 88/3/1 saat 15:30

.makan: mashad-daneshgahe ferdosi-kanunhaye farhangi

.tarikhe ezam dar jalase elam mishavad

تاریخ اعزام ...

ای خدا ...

4) ای خدا شکرت ...

خب بابا حق داریم دلتنگ شیم که! دلتنگی که غیرمجاز نیس واسمون! چشم! دلتنگ هم کمتر ... اصلا نمیشم، خوب شد؟!!!

5) غسل زیارت ...

با اجازه ...


پی نوشت جدید! (۲ خرداد!):

۱) چایی آقاجونو هم خوردیم! ساعت ۲:۳۰ سحر جمعه٬ با خادما تو آسایشگاه خدام صحن رضوی

۲) تقریبا از ساعت ۱ تا ۳ سحر جمعه با مدیر دبیرستانم بودم و صحبت میکردم باهاشون. ایشون خادمن.

۳) جلسه عمره دانشجویی تو کانون فرهنگی دانشگاه فردوسی ...

من نمیدونم چرا عده ای از عزیزان تصور کردن این حقیرترین بنده خدا لیاقت حضور تو اون سرزمین رو پیدا کرده!

نخیر٬ من فقط لیاقت داشتم تو اون جلسه حضور داشته باشم٬ همین!

جلسه هم که ...

فک کن٬ مجری میگه:

خب دانشجویان عزیز٬ همه شما باید خیلی خدا رو شکر کنید که نعمت حضور در سرزمین نور رو برای شما فراهم کرده ...

همزمان عکسهایی از حرم پیامبر مهربانیها ...

ولی ...

کسی (غیر خدا و دوستم که کنار هم بودیم!) نفهمید که چرا اشکای یه بدبخت یه بیچاره یه بی لیاقت داره انقد بی صدا رو گونه هاش میغلطه و میاد پایین ...

خدایا چقــــــــــدر دردناکه ...

همه افرادی که دورت نشستن رفتنین. همه قراره ۲ ماه دیگه اونجا باشن، اونجـــــــــــــا ...

همه برن و تو بمونی٬ فقط تو ...

همه لیاقت دارن الا تو ...

همه حضور دارن الا تو ...

همه آرامش دارن الا تو ...

فقط تو بمونی و همه برن٬ همه ...

* عزیزان٬ خدا لیاقت نداده بهم برم. انشاالله متوجه شدین حالا!

۴) خدایا شکرت٬ شکرت٬ شکرت ...

۵) آقاجون ... حج الفقراء ...

۶) انشاالله شاید فردا قسمت بعد سفرنامه رو بنویسم

۷) دعا ... دعا ... دعا ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 16:43  توسط غلام آقاجون  |